
در نگاه اول شايد اين اقدام تا حدودي منطقي باشد زيرا از نگاه عامه وجود يك برنامه اقتصادي علمي كه بتواند معضلات و مسائل مبتلابه اقتصاد كشور را شناسايي و براي آن راهحل ارائه كند، نميتواند براي رأيدهندگان جذاب باشد و لذا نامزدها ترجيح ميدهند گفتمانشان به جاي اعلام «سياست اقتصادي»، اقتصاد سياسي باشد كه پايه و اساس آن نقد گذشته و اركان آن «بايدها و نبايدها»ي كلي است و شاخ و برگ آن حداكثر در كلام نامزدها نحوه توزيع يارانهها! (كه برخي از نامزدها اعداد و رقم نيز اعلام كرده يا به دنبال تغيير شكل يارانه به كارت اعتباري درمان يا سرمايهگذاري و... هستند) گفتماني كه در جذب رأي مؤثرتر است تا نشان دادن وجهه برنامهريز نامزدها!
با اين حال بايد نامزدها بدانند كه تجربه دوره قبلي و طرح گفتمان كلي تحقق عدالت و آوردن نفت بر سر سفرهها به طور حتم نميتواند بدون راهكار عملي رأيآور باشد زيرا از يك سو باور مردم به تحقق وعدههاي اينچنيني كم شده و اعتماد مردم به قولهاي دولتي كمتر شده و در مقابل رابطه منقطع نخبگان كارشناسان و بدنه جامعه در حال بازسازي است زيرا طي دو سال اخير هرچه دولت با ترسيم وضعيت اقتصادي و ارائه آمارهاي اشتغال و بهبود وضعيت اقتصاد سعي و تلاش در نشان دادن وضعيت خوب بوده كارشناسان در حوزه اقتصادي با هشدارهاي بجا و متأسفانه تحليلهايشان تحقق يافته و با هشدارها و پيامهايي كه نگاههاي تخصصي اقتصاددانان در فضاي انكار وضعيت اقتصادي پيشبيني كردهاند حداقل در شهرهاي بزرگ بيشتر نشان دادهاند كه اقتصاد تنها با وعده بهبود نمييابد بلكه نيازمند سياست اقتصادي درست و فراگيراست. لذا به نظر ميرسد نامزدها براي جلب آراي ساكنان شهرهاي بزرگ لازم است علاوه بر پرداختن به اقتصاد سياسي و گرفتن ايرادات رقيب به ارائه راهكار براي مسائل مبتلا به اقتصاد بپردازند. نخبگان اثرگذار و مردمي كه اكنون ميدانند بهاي نحوه اجراي طرح هدفمندي و يارانههاي نقدي چيست، بيشتر از هر چيز ميخواهند بدانند كه نامزد اصلح چه برنامهاي براي كنترل تورم، ايجاد اشتغال، نحوه برخورد و مواجهه با تحريمها، سياست پولي – بانكي، نحوه اجراي هدفمند كردن يارانهها، نحوه مقابله با رانتخواران و زيادهخواهان و... دارند. واقعيت اين است كه ديگر در اين دوره رياست جمهوري با بگم بگم و وعدههاي كلي و يا تصميمهاي آني و روزمره نميتوان رأي كسب كرد. بلكه بايد نقشه راه حماسه اقتصادي را حساب شده طراحي و در معرض قضاوت مردم قرار داد تا آنها در غياب احزاب به برنامهها رأي بدهند.