
اما مسلمانان افريقايي در هزاره سوم با پديده فرهنگي و معنوي شبيه پديده سرطان و جذام روبهرو شدهاند و اينك همگان در معرض وباي طاعونآساي چيزي به نام «وهابيت»، «دين و مذهب تكفيري» و «آئين و فرهنگ حذف فيزيكي ديگري» قرار دارند. اين وبا (بهخاطر سرعت گستردگي آن) و اين سرطان (به دليل كشندگي آن) روح و سرنوشت انسان مسلمان افريقايي را به طور جدي تهديد ميكند.
مسلمان افريقايي تا زماني كه با پديده «وهابيت» و معضل «تكفير ديگران» آشنا نبودند با هموطنان و همسايگان خود در صلح و صفا، زندگي ميكردند و با پيروان اديان توحيدي و افريقايي، تعامل مسالمتآميزي داشتند.
وهابيت در افريقا با شيوهها و قالبهاي گوناگوني نمودار شد و كانونهاي ظهور و قلمروهاي فعاليت در ابتدا محدود بود. اين كانونها سه منطقه بودند:
اـ منطقه شاخ افريقا به خصوص سومالي
۲ـ منطقه شمال افريقا به ويژه مصر(در دهههاي هفتاد و هشتاد قرن گذشته)، الجزاير و ليبي (در دهه نود و بيشتر محصول واگيري نوع افغاني بوده)
۳ـ منطقه غرب افريقا به ويژه نيجريه (بيشتر در دهه اول هزاره سوم )
علت گسترش و اپيدمي فرهنگ سلفي تكفير و جهادي در سه كانون فوق در سه عامل خلاصه ميشود:
۱ـ نقش دلارهاي نفتي در روند گسترش و سرايت اين اپيدمي
۲ـ تشكيل القاعده (يعني پايگاه) مجاهدان عرب در افغانستان با هدف جهاد عليه ارتش سرخ شوروي: در اين ميان، دلارهاي حرام نفتي آلسعود و فناوري شيطاني سازمان «سيا» قطبنماي حركت جوانان مجاهد عرب و مسلمان را از قضيه فلسطين (كه قضيه اصلي و جوهري مسلمانان است) به قضيه افغانستان (كه كشاكشي ميان مسكو و واشنگتن در دوره جنگ سرد بوده است) منحرف كردند. اكنون نيز اين تراژدي دردناك همچنان در حال تكرار است.
از پديدهها و تبعات دخالت ناتو در ليبي و سرنگوني سرهنگ قذافي، ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
۱ـ پسلرزهها و گسلسازيهاي خيزشهاي مردمي و اسلامي در كشورهاي شمال افريقا، از مصر گرفته تا موريتاني بهطور مستقيم و غيرمستقيم روي روند تحولات منطقه ساحل و صحرا (در برگيرنده كشورهاي صحرايي جنوب شمال افريقا و نيز كشورهاي شمال و شرق منطقه غرب افريقا و افريقايي آتلانتيكي)، هنوز تأثيرگذار است.
۲ـ اهتمام كشورهاي عربي شمال افريقا به تبعات و پيامدهاي تحولات اخير در كشورهاي عربي (بهتر بگوييم غرق شدن آنها)، باعث تضعيف كشورهاي صحرايي و جنوبي اين منطقه شده است. به طور مثال تحولات ليبي باعث سرايت اپيدمي بيثباتي و ناامني به نيجر، مالي و چاد شد.
۳ـ غرق شدن بازيگران مهم منطقه شمال افريقا مانند الجزاير و مصر در درياي مسائل و تبعات ناشي از خيزش منطقه، محيط و زمينه را براي رشد و نمو شعبه شمال افريقايي القاعده فراهم كرد.
۴ـ القاعده با حمايت دلارهاي نفتي و ظرفيتهاي رزمي خود توانسته قبايل صحرايي را خريداري كرده و از اين رهگذر جايگاه و موقعيت خود را در اين صحرا تثبيت كنند.
۵ـ القاعده با سرنگوني دولت مالي و تشكيل امارت اسلامي در شمال اين كشور به عنوان يك قدرت و يك تهديد براي كشورهاي شمال افريقا و منافع غرب در صحرا قلمداد شد.
القاعده و شعبه صحرايي آن توانست سلطه و نفوذ خود را در صحراي الجزاير و ليبي بسط و گسترش دهد.
۶ـ جنگ نامتوازن ارتش فرانسه در مالي، تبعات وپيامدهاي خطرناكي به وجود آورده كه هنوز يك برآورد راهبردي از تبعات و ميزان ريسكهاي عملياتي در اين منطقه در دست نيست و همچنين براي تحليلگران و استراتژيستها هيچ افق روشني جهت حل و تسويه اين بحران صحرايي، متصور نيست.مداخله نظامي فرانسه در مالي مشكلات اساسي براي سياست منطقهاي و افريقايي الجزاير و همسايگان عرب كشور مالي، پديد آورده است.
هم اكنون هيچكدام از كشورهاي شمال افريقا و منطقه ساحل و صحرا نميتواند خود را از تبعات منفي و واگير مالي نجات دهد.
برخي از استراتژيستهاي غربي پيشبيني ميكنند كه بحران مالي مقدمه و پيش درآمدي براي بحرانهاي سياسي ـ امنيتي در اين منطقه خواهد بود و ارتش فرانسه جهت حفظ و پاسداري از منافع ملي خود (مالي، نيجر و سنگال تأمينكننده مواد خام صنايع فرانسه هستند؛به ويژه اورانيوم) در باتلاقهاي شني اين منطقه غرق خواهد شد.
موجهاي جهادي سلفي با قطبنماي وهابيت آلسعود بر روي اين منطقه وزش كرده و روز به روز به عمق كشورهاي ساحل و صحرا و كشورهاي غرب افريقا، رخنه ميكند. از جمله شاخصهاي اين موجهاي تكفيري ميتوان به اين موارد اشاره كرد:
۱- بازگشت مقتدرانه گروه تكفيري «بوكو حرام» در نيجريه به ويژه در شمال كشور و افزايش روند كشته شدن مسيحيان و تشديد ويرانسازي كليساهاي اين كشور
۲- افزايش دايره عمليات ربايش خارجيهايي كه اغلب تابعيت اروپايي دارند.
۳- براي اولين بار، شاخصهاي سرايت فرهنگ وهابي و تكفيري در كشور فقير نيجر پديدار شده است. جنبش توحيد و جهاد در غرب افريقا اخيراً با آموزش و عضوگيري برخي از جوانان نيجر، توانسته شعبهاي از اين جنبش در آن كشور داير كند.
۴ـ فقر، ناآگاهي و ناهنجاري اجتماعي در جوامع مسلمان اين منطقه، همواره تسهيلكننده و بسترساز رشد و نمو اين جريان بوده است. وهابيت تكفيري اخيراً با استفاده از محيط تسهيلكننده، توانسته در شمال كشور بوركينافاسو و غرب سنگال و موريتاني، هستههاي فعال و غير فعال توليد كند.
جريان وهابي در افريقا، اين روزهاي مرتكب جنايات تاريخي ميشوند و در منازعه عقيدتي و جهادي خود، تعاليم تصوف و طريقتهاي آن را در اين منطقه به عنوان هدف درگير قرار دادهاند.
تمام مورخان و محققان تاريخ و فرهنگ قاره افريقا، بهخوبي ميدانند كه تصوف و اقطاب صوفيه نقشي كليدي و اساسي در ترويج و گسترش دين مبين اسلام دارند و بدون كمكها و تلاشهاي طريقتهاي صوفيه، ريشهدار شدن اسلام و تعاليم آسماني آن در اين قاره بسي دشوار بوده است. وهابيت در افريقا نقش تكميلي براي تلاشهاي سنتي و تاريخي استعمار اروپايي و امريكايي جهت اسلام زدايي در اين قاره، بازي ميكند. اين فرقه ضاله اخيراً به اقداماتي دست زده كه هيچ وقت استعمار صليبي وكافر اروپايي، جرئت انجام آن را نداشته است. از جمله كارنامه انهدامي و تخريبي اين فرقه در منطقه افريقا عبارت است از:
۱ـ كشتن برخي از اقطاب صوفيه و پيروان آنها: نمونههاي اين اقدام جنايتكارانه در سومالي و مالي رخ داده است.
۲ـ ويرانسازي ميراث اسلامي كهن در افريقا: عوامل اين فرقه به بهانه مبارزه با بدعت، بسياري از مساجد، تكايا، بارگاهها و قبور اولياي الله و اقطاب صوفيه را كه ارزش معنوي و تاريخي اسلامي دارد، منهدم نمودهاند. نمونههاي اين اقدام در سومالي، سودان، مصر، تونس، ليبي، مالي و به ويژه در شهر تاريخي «تمبكتو» توسط قدارهبندهاي تكفيري و وهابي تكرار شده است.
۳ـ از ميان بردن آثار مكتوب و نسخههاي خطي نادر و باارزش مربوط به طريقتهاي صوفيه و علماي فقه مالكي و شافعي و فرقه «اباضيه» (در جنوب الجزاير و غرب ليبي): نمونههاي بارزي از اين اقدام در سومالي، ليبي، الجزاير و مالي تكرار شده و آتش زدن كتابخانه باارزش شهر تمبكتو در مالي، يك ضايعه فرهنگي و زيان تاريخي براي ميراث مكتوب جهان اسلام بوده است.