کد خبر: 521163
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۸:۰۰
گويي حافظه فعال رئيس‌جمهور آنقدر درگير اين مسئله است كه در بين هر صحبت از قبل آماده شده‌اي اين موضوع نيز مشهود است. چند ماه پيش احمدي‌نژاد در تلويزيون اعلام كرد «بابا مقام معظم رهبري مي‌فرمايند بنده يك رأي بيشتر ندارم.» مخاطب از اين جمله چه برداشتي بايد بكند؟ مخاطب مي‌پرسد مگر قرار است رهبري بيش از يك رأي داشته باشد؟ 

يا مگر قرار است رهبري بدون رأي مردم كسي را به كرسي قدرت برساند؟ بعد از اعلام مجدد مقام معظم رهبري در مشهدمبني بر اينكه: رهبري هم يك رأي دارد و تا روزي كه به صندوق انداخته شود هيچ كس از آن خبر ندارد (اين را مقام معظم رهبري در سال‌هاي پيش هم بارها اعلام فرموده‌اند) مجدداً احمدي‌نژاد در جمع مردم سمنان اعلام كرد مقام معظم رهبري فرمودند من يك رأي دارم و سپس با تفسيري انحرافي گفت (مضمون) نگويند رهبري گفته كي بيايد و كي نيايد. 

اولاً معلوم نيست خطاب احمدي‌نژاد در جمع مردم با كيست و با طرح آن در جمع مردم دنبال چه نتيجه‌اي است؟ اما خواص جامعه مي‌دانند كه همه عصبانيت احمدي‌نژاد اين است كه قرار است يك نفر (احتمالاً) رد صلاحيت شود. اين برداشت قطعاً درست و دقيق است چرا كه در ۳۴ سال گذشته چنين سخناني از وي هرگز صادر نشده است. اما سؤال اين است كه يك رأي رهبري چه ربطي به تأييد يا رد افراد توسط مراجع قانوني دارد؟ رأي رهبري در هنگام برگزاري انتخابات معني مي‌يابد و چه ربطي به بررسي وضعيت كانديداها دارد؟ منظور رهبري اين است كه من از كسي حمايت نمي‌كنم و مي‌خواهد اين پيام را به ملت برساند كه كسي خود را كانديداي بنده معرفي نكند و به كسي به عنوان كانديداي بنده رأي ندهيد. چرا كه رهبري كانديدا ندارد، بلكه شاخص دارد. 

بنابراين اين جمله رهبري را كه من يك رأي دارم نبايد خرج رد و تأييد افراد كنيم كه دور از اخلاق و نوعي تحليل انحرافي و فشار ناشيانه است.مگر بررسي كانديداها مكانيزم و ضوابط ندارد كه رهبري بخواهد در اين زمينه خرج شود. سؤال دوم اينكه بايد به آقاي احمدي‌نژاد گفت‌ جنابعالي هم مثل رهبري يك رأي داريد و بقيه هم همين طورند، شما چرا مي‌خواهي به زور كسي را از فيلتر نظام عبور دهي؟ با عرض معذرت بايد گفت مشي احمدي‌نژاد در سخن گفتن و شبهه‌افكني در بين مردم و تلاش براي توليد فشار مردمي براي تأييد مشايي، عين حركت قانون‌گريزي و تك‌فهمي و رجوع موسوي به مردم در فرداي انتخابات ۱۳۸۸ است و در اين موضوع (مسئله‌اي كه بايد با قانون بررسي شود به مردم كشاندن) با وي در يك مسير مشترك حركت مي‌كند. 

حتي در افتتاح بيمارستان محب كوثر تهران در روز شهادت حضرت زهرا (س) مجدد احمدي‌نژاد در يك مكان بي‌ربط مي‌گويد« كسي فكر نكند كه از ۷۰ ميليون نفر بهتر مي‌فهمد» بعد مي‌بيند كه انگار ناجور گفته، بلافاصله مي‌گويد «البته جايگاه رهبري جداست» و سپس مي‌گويد «وقتي مي‌توانيم شاهد حماسه باشيم كه به مردم اعتماد كنيم و به آنها فرصت دهيم و موانع را برداريم». 

در پاسخ به اين تفسير وارونه بايد گفت آن كسي كه نبايد فكر كند از ۷۰ ميليون بهتر مي‌فهمد كيست؟ اينجا ديگر سخن لاريجاني و قاليباف و هاشمي نيست، مرجع مد‌نظر شما يك مرجع بالا‌دستي است كه شما را قبلاً تأييد كرده است و رقيب شما را هم تأييد كرده است. اما سخن اينجاست كه رد احتمالي مطلوب جنابعالي به معني بي‌اعتمادي به مردم است يا بي‌اعتمادي به يك خط فكري مشكوك در حوزه تشيع است؟ و بايد از آقاي احمدي‌نژاد پرسيد شما حق داريد كه تريبون‌هاي رسمي نظام را خرج دفاع از يك فرد كنيد كه هنوز نه قدمي براي ورود بر‌داشته و نه رسماً ردصلاحيت شده است؟ كدام رئيس‌جمهور براي بعد از خودش اينگونه عريان سخن گفته است؟ آنان كه متهم به قدرت توسط شما شدند اينگونه با نظام بر‌خورد كردند؟ از احمدي‌نژاد بايد پرسيد كدام موانع بايد بر‌داشته شود؟ واقعاً كسي كه در جايگاه رياست‌جمهوري است مي‌تواند براي بزرگ كردن يك نفر، خود را اين قدر تقليل دهد.
بدون شك مد‌نظر احمدي‌نژاد نهاد‌هاي قانوني نظام هستند. چطور رئيس‌جمهوري كه خود از اين سيستم بيرون آمده و حتي در دوره شهر‌داري به اين نهاد كمك مالي كرده تا وظايفش را بهتر انجام دهد، اكنون براي يك نفر قيصريه را به آتش مي‌كشد؟ بايد احمدي‌نژاد باور نمايد كه وي در خراب كردن مشايي نقش مهم‌تري از خود مشايي بازي كرده است. 

اگر احمدي‌نژاد مي‌خواهد زحماتش و خودش در دل مردم ماندگار بماند بايد آبرو‌مندانه و بدون سر و صدا در روز معين قدرت را ترك كند، فر‌داي كشور و نظام را به خود نظام بسپارد و به عنوان يك فرد عادي روز انتخابات همانند رهبري يك رأي دارد و آن را به هركس خواست بدهد و تريبون‌هاي رسمي را براي سخن گفتن از كشور، انقلاب و فضاي بين‌الملل واگذارد و تا مرحله فرد‌پرستي و عشق غير‌متعارف پيش نرود، دوستي شخصي خود را با جناب مشايي داشته باشد و اين روابط شخصي را از وظايف حاكميتي جدا كند. اگر از ديدگاه و فهم خودش ظلمي را مي‌بيند، به آن انسان كاملي كه معتقد است واگذارد، چرا كه عزت فقط از خدا، رسول و مؤمنان است، عزت را غير خدا هيچ كس نمي‌تواند بدهد و بگيرد. شايد عدم كانديداتوري مشايي مصلحت وي باشد و طبق قر‌آن خود انسان از اين مصلحت و آنچه به نفعش هست بي‌خبر است. مي‌شود اينگونه هم فكر كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار