طي هفتههاي گذشته برنامهاي از شبكه قرآن تلويزيون پخش ميشد كه در آن گروهي از جوانان سؤالات خود را درباره برخي موضوعات مناقشهبرانگيز يا مهم طرح و درباره پاسخها بحث و تبادل نظر ميكردند. در پايان نيز پرسشها به گونهاي ديگر با حضور يك كارشناس خبره يك به يك بررسي و پاسخ داده ميشد. برنامهاي بود بسيار متفاوت واميدواركننده، چرا كه به حق جاي چنين مباحثي در رسانه ملي خيلي خالي است.
اغلب شاهديم مباحث ديني يا به شيوه مرسوم منبر و سخنراني براي مخاطبان عرضه ميشود و يا در مواردي كه فرصت طرح پرسش هست، باز هم گفتوگو يك سويه است. بدين معنا كه مخاطبان از راههاي معمولي پيامك، رايانه، تلفن و امثالهم ابهام خود را طرح ميكنند و كارشناس مربوط پاسخي به فراخور ميدهد. در اين حالت مخاطب مجبور است به همانچه كه شنيده قناعت كند. اگر با آن پاسخ ابهامات جديدي برايش طرح شده يا جواب به نظر او كافي باشد، امكان ادامه بحث فراهم نيست. لذا در اين برنامهها تنها پرسشهايي كه پاسخ قطعي داشتند طرح و جوابشان كارآمد بود. سؤالات مربوط به واجبات و محرمات و احكام قطعي و از اين قبيل. جوان امروزي اما در برابر انفجار اطلاعات موجود و ترديدهايي كه همه روزه رسانههاي رنگارنگ در ديانت آنان ايجاد ميكنند، نيازمند كارشناساني است كه رو در رو با ايشان بحث و تبادل نظر كند. ما سه دهه را براي اتخاذ چنين رويه لازمي از دست داديم. اما عاقبت اين مهم عملي شده است. بيترديد شما هم اخبار توسعه خزنده و روز افزون مبلغين ديگر اديان را در اطراف و اكناف اين سرزمين شنيدهايد. در برههاي حتي مراجع نسبت به شيوع كليساهاي خانگي هشدار دادند.
عمده مخاطبان ديگر اديان قشر جوان و نوجوان ما هستند؛ قشري كه هنوز فرصت كافي براي تحقيق و غور در ديانت خود را نيافته است. اين ناآشنايي دامگاه دايمي مسيونرهاي رنگارنگ ديگر اديان است. يك تحقيق ساده و اوليه در خصوص نوكيشان حقايق مهمي را آشكار ميكند. بدين معنا كه بسيارند دانشمندان، هنرمندان، ورزشكاران و حتي علماي ديني ديگر اديان كه در اوج شهرت و موفقيت و پس از سالها مطالعه و پژوهش به اسلام گرويدهاند.
از محمد علي كلي، تا خواهرزن نخست وزير انگلستان. اگر تنها كشيشهايي كه طي ۱۰ سال اخير به اسلام روي آوردهاند را نام بريم، كتابي قطور خواهد شد. در مقابل عمده آنها كه از ديگر اديان و به ويژه اسلام گاه به مسيحيت روي آوردهاند، نوجوانان يا جواناني هستند كه از ديانت خود و نه از كيش تازه، دانش و اطلاعات كافي ندارند. آنچه در مدارس ما به عنوان متون درسي مربوط ارائه ميشود، اغلب كلي بوده و همان مشكل يكسويه بودن را دارند. در اين ميان رسانههاي ما و به ويژه رسانه ملي وظيفه تهيه و انتقال اين دانش و تعاليم ديني را به نسل نورس دارند. وظيفهاي كه تا به امروز اگر نگوييم بالكل از آن غفلت شده بود، لااقل بايد بپذيريم به شيوهاي مؤثر و كارشناسي شده انجام نگرفته است. اميد آنكه اين فضاي باز در بحثها تداوم يافته و برنامههاي مشابه توليد و از شبكههاي پرمخاطبتر نيز پخش شوند. اين نياز نسل جوان امروز را جدي بگيريم.