
با اصرار دولت در برگزاري همايش پرخرج تقدير و تشكر از دستاندركاران سفرهاي نوروزي كه براي اولين بار قرار است ۲۸ فروردينماه جاري در ورزشگاه آزادي تهران برگزار شود، انتقادها و اعتراضات نسبت به چنين تصميمي نيز بيشتر شده و همايش هنوز برگزار نشده، كلي حرف و حديث را با خود به دنياي سياسيون ايراني آورده است؛ حرف و حديثهاي منتقدانه، معترضانه و با چاشني انتخابات. اين اتصال به انتخابات البته تقصير سياسيون نيست، چه آنكه برگزاري همايش مذكور زياده شامه انتخاباتي افراد را تيز ميكند و پر بيراه هم نخواهد بود طرح اين سؤال كه چطور دولت پيش از اين به فكر برگزاري همايش براي تقدير از دستاندركاران سفرهاي نوروزي نيفتاده بود؟ اين هفتههاي اخير هم هرجا و به هر بهانهاي دولتيها حضور داشتهاند، گريزي تلويحي به انتخابات زدهاند و همان «بهار، بهار» گفتنها و «اي ايران» خواندنها و «پرچم تكان دادنها»ي در كنار هم كافي است كه ذهنها را به فضاي انتخابات بكشاند، حتي اگر بعد سياسي قضيه را در نظر نگيريم، تحريك رقباي سياسي در آستانه اولين انتخابات رياستجمهوري پس از فتنه ۸۸، از بعد امنيتي قابل بحث و بررسي است. برآورد مالي قضيه هم موج ديگري از انتخابات را موجب شده است؛ انتقاداتي كه به نظر ميرسد اين بار هم با بياعتنايي معنادار از سوي دولت مواجه شود.
بهانهسازي امنيتي
پس از انتقاد نمايندگان مجلس و البته آيتالله مكارمشيرازي از مراجع معظم تقليد، فرمانده نيروي انتظامي كل كشور نيز مخالفت پليس را با برگزاري اين همايش اعلام كرد. سردار احمديمقدم البته بيش از ديگران نسبت به اين قضيه با نگاه امنيتي مينگرد و وقتي هم كه قرار است تأمين امنيت جامعه در آستانه انتخابات بر عهده او و نيروهاي تحت امرش باشد، اين نوع نگاه كاملاً طبيعي خواهد بود. فرمانده ناجا ميگويد: «برگزاري اين مراسم در استاديوم يكصدهزار نفري بهانههاي مختلفي را به دست گروههاي رقيب در انتخابات داده تا مدعي شوند كه انتخابات ما ناسالم است. اين موضوع ميتواند اعتماد عمومي را خدشهدار كند. اين موضوع پيامدهاي سياسي بسياري داشته و ميتواند آغازگر مشكلاتي در فضاي سياسي و انتخابات باشد.»
از مواردي كه در بررسي فتنه ۸۸ و دميدن دشمنان بر توهم تقلب قابل توجه است، رفتارهاي نادرست برخي خوديها بود كه بهانههايي را براي دميدن بيشتر بر آتش فتنه فراهم كرد. حال به نظر ميرسد اين نگراني رئيس پليس كشور از بهانه دادن دست گروههاي رقيب كاملاً بجا باشد. طبيعي است كه همايش انتخاباتي در پوشش تقدير از خادمان سفرهاي استاني، آن هم در حالي كه هنوز تبليغات رسمي انتخابات آغاز نشده، تحريك رقبا براي حركتهاي مشابه است، امروز دولتيها استاديوم را در خدمت همايش خود ميخواهند، فردا اصلاحطلبان و فرداي ديگري اصولگرايان لابد! ضمن آنكه از آنجايي كه گروههاي رقيب توان ماليشان به برگزاري چنين همايشهايي نميرسد و به بيتالمال هم براي چنين ضيافتهايي! دسترسي ندارند، طبيعي است كه نسبت به اصل انتخابات و اصل تساوي برخورداري از امكانات معترض شوند؛ اعتراضاتي كه نشانه خوبي براي آرامش و امنيت يك انتخابات به شمار نميرود!
حراج شعارهاي عدالتطلبانه!
برآورد مالي اين جشن نيز آنچنان كه در گزارش صفحه ۲ روز گذشته روزنامه جوان صورت گرفت، چيزي حدود ۲۸ ميليارد تومان است؛ ۲۸ ميلياردي توماني كه ميتوانست پاداش خادمان نوروزي باشد اما حال صرف همايش تقدير از آنان ميشود! ۲۸ ميليارد توماني كه در شرايط تحريم، حتي در مقياس اداره يك كشور پهناور هم پول چندان كمي نيست و وقتي به اين بريز و بپاش از كيسه بيتالمال، شعار عدالت دولت را نيز اضافه كنيم، طنز تلخي رقم خواهد خورد و سؤالي ديگر را ايجاد ميكند كه چرا دولت اصرار دارد با چنين شدتي خود را در معرض تهمت قرار دهد و سروصداي دوست و آشنا و مخالف و بيگانه و رقيب را هر يك به نيتي، بلند كند؟!
دولتي كه با شعارهاي عدالت و خدمترساني رأي آورد و در همه سالهاي گذشته اين شعارش مورد تأييد بزرگان نظام و مردم بود، چرا بايد با اسرافهايي اين چنين كه حتي از بودجه شخصي هم اشكال دارد، چه رسد به بودجهاي كه متعلق به همه مردم است، خط بطلاني بر همه شعارهاي عدالتمحور خود بكشد و عدمپايبندياش به آنچه را كه خود گفته است، فرياد بزند؟! اسراف، آن هم از بودجه بيتالمال، آن هم با چاشني سوءاستفادههاي انتخاباتي و آن هم در ميان مخالفت دلسوزان نظام، در معرض تهمت قرار خود است كه از يك ذكاوت سياسي بعيد است. به راستي! دولت به برخي عناصر كجانديش خويش تا چه زماني ميدان خواهد داد كه آبروي دولت برآمده از رأي مردم را پاي منافع خويش قرباني كنند؟!