
كي از دلخوشيهاي مردم در شبهاي نوروزي امسال سريالي بود كه هر شب ساعت ۱۰ به آنتن شبكه يك سيما ميرفت. محبوبيت بيحد و حصر پايتخت تا به جايي رسيد كه مردم در نظرسنجي برنامه سين مثل سريال، پايتخت را به عنوان بهترين سريال نوروزي تلويزيون انتخاب كردند، اما نكتهاي كه در اين ميان مطرح ميشود اين است كه چه عواملي باعث شد سريال پايتخت تا به اين اندازه محبوب باشد؟
پايتختي كه بازار «جم تي وي» را كساد كردانتشار خبر آغاز فيلمبرداري پايتخت از همان روزهاي ابتدايي دي ماه باعث شد كه بسياري از طرفداران سري اول آن، مراحل توليد پايتخت ۲ را به صورت لحظه به لحظه دنبال كنند و منتظر بمانند كه سريال مورد علاقشان را در روزهاي عيد سال ۹۲ بر آنتن شبكه يك سيما ببينند. محبوبيت سريال پايتخت تا به آنجايي رسيد كه شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان كه براي تمام پارتهاي زماني شبانهشان سريالهاي تركيهاي خيانتمحور را در نظر گرفته بودند، با كاهش مخاطب روبهرو شوند و به اجبار در طول تعطيلات عيد قسمتهاي تكراري سريالشان را به آنتن ببرند و پخش قسمتهاي جديد را به روزهاي پس از پايان سريال پايتخت محول كنند. به جرئت ميتوان گفت يكي از زيباييهاي عيد سال ۹۲ براي مردم كشور ما تماشاي شبانه سريال پايتخت بود؛ سريالي كه توانست تا اندازهاي غمهاي كمرشكن مردم ما در سال ۹۱ را با نشاندن لبخندي بر لبهايشان كاهش دهد. كار به جايي رسيده بود كه ايام عيد در خانه همه ايرانيها در بحبوحه ديد و بازديدهاي عيدانه، كافي بود ساعت ۱۰ شب را نشان دهد تا كنترل تلويزيونها روي شبكه يك سيما تنظيم شود و همه چه مهمان و چه ميزبان با دقت به تماشاي سريال بنشينند تا با شنيدن شيرينزبانيهاي ارسطو و حرص خوردنهاي نقي لبخند بر لبشان بنشيند. اين در حالي بود كه سريالهاي پرهزينهاي كه توليدشان ۱۱ سال به طول انجاميده و لقب فاخر را به يدك ميكشند، حتي نتوانسته بودند يكچندم از مخاطبان پايتختي را به دست آورند كه نه بودجه ميلياردي داشت و نه زمان توليد بيش از يك دهه. پرسشي كه در اين ميان مطرح ميشود اين است كه واقعاً چه عاملي باعث شد كه پايتخت تا اين اندازه محبوب باشد؟
چرا پايتخت اين همه محبوب بود؟شايد مهمترين دليل محبوبيت بيحد و حصر سريال پايتخت را بتوان در سادگي و صميمتي دانست كه در تار و پود سريال و داستان و كاراكترهاي آن موج ميزد. خانواده نقي معمولي دقيقاً مانند نام فاميليشان، افرادي بودند مانند همه انسانهاي كشور ما، ارتباطات خانوادگيشان در عين سادگي و صداقت بود. كاراكترهاي فيلم از نقي و ارسطو گرفته تا هما و بابا پنجعلي، دقيقاً مانند تمام انسانهاي خودمانياي بودند كه در طول زندگي ميبينيم. افرادي كه در مقابل اتفاقات زندگيشان سادهترين واكنشها را نشان ميدهند و پشت عصبانيتهايشان هم عشق و محبت جاري است. سادگي در رفتار و صحبتهاي شخصيتهاي داستان با نگاه به جزئيات جاري زندگي كه در داستان نمايان بود، باعث شد مخاطبان، نقي و خانوادهاش را مانند اعضاي خانواده خود بپندارند و بتوانند به راحتي با كاراكترهاي داستان ارتباط برقرار كنند. همذاتپنداري با شخصيتهاي داستان از ديگر مؤلفههايي بود كه باعث محبوبيت سريال پايتخت در ذهن مردم شد. مخاطبان سريال پايتخت به تبع جنسيت و سن و موضعيت اجتماعيشان با كاراكترها همذاتپنداري ميكردند و هنگام تماشاي فيلم خود را به جاي شخصيت مورد نظر ميگذاشتند و به جاي او در مواقع اضطرار تصميمي گرفتند.
نبض خانوادهمحوري در پايتخت ۲ديگر مشخصه پايتخت ۲، نقش برجسته خانواده در داستان اين سريال بود. نقي معمولي كاراكتر محوري اين سريال مردي است وفادار به همسر و فرزندانش؛ كسي كه براي تأمين معاش خانوادهاش حتي از كارگري روزمزد هم ابايي ندارد، انساني چشمپاك و مؤمن و متعهد به خانواده. در كنار كاراكتر نقي ما با هما روبهرو هستيم؛ زني مهربان و دلسوز كه نمادي از زن و مادر ايراني است. هما با درايت خود زندگي مشتركش را كنترل ميكند و برخي از خطرهايي كه گاه نقي از آنها بيخبر مانده را به او گوشزد ميكند. هما به رغم اينكه خود دانشجو است و فعاليت اجتماعي دارد اما تمركزش بر وظايف همسري و مادرياش است. خانواده نقي عضو ديگري با نام بابا پنجعلي دارد. پدر نقي دچار آلزايمر است اما نقي به رغم تمام دشواريها مسئوليت نگهداري پدر را بر عهده گرفته است و هيچ گاه از سختيهاي نگهداري پدر اعتراض نميكند. شايد يكي از تأثيربرانگيزترين سكانسهاي سريال را بتوان سكانسي دانست كه نقي براي نجات پدر، به طناب بوكسر ماشيني كه بابا پنجعلي در آن بود چنگ ميزند و چندين متر روي زمين كشيده ميشود با هدف اينكه بتواند از سقوط اتومبيل به دره ممانعت كند. نقي بدون اينكه لحظهاي به مرگ خود بينديشد، جان را براي نجات پدر پيرش به خطر انداخت. پايتخت ۲ شايد از سريالهايي بود كه درآن ما با درجه اولاي احترام و تكريم والدين روبهرو شديم آن هم با معناي ملموس و تأملبرانگيزش به نحوي كه خيليها از ديدن توجه و احترام نقي به پدرش، اشك در چشمانشان حلقه ميزد.
ارسطوي دوستداشتني پايتختيكي از نكاتي كه باعث شد سريال پايتخت ۲ از سري اولش هم محبوبتر باشد، پررنگتر شدن كاراكتر ارسطو در اين سريال بود. كاراكتر ارسطو از همان قسمت اول سريال توانست ارتباط موفقي را با مخاطب برقرار كند و مردم را پاي شيرينزبانيهايش بنشاند. كاراكتر ارسطو كه در سري اول سريال نتوانسته بود ازدواج كند، در سري دوم باز هم به دنبال تشكيل خانواده است و در اين مسير حتي حاضر به اهداي كليه به برادر دختر مورد علاقهاش هم ميشود. يكي ديگر از نكات پايتخت صميميت برادرگونه ميان نقي و ارسطو بود. در اين دورهاي كه برخي برادرها هم برادري را از ياد بردهاند، نقي، پسر خالهاش را مانند برادر زير پر و بال خود گرفته و براي سعادتش از هيچ كاري مضايقه نميكند.
پايتخت؛ طنزي سالم بدون حتي يك شوخي ركيكاتفاقي كه متأسفانه سالهاست گريبان حوزه طنز را در سينما، تئاتر و تلويزيون گرفته اين است كه نويسندگان و كارگردانان با توسل به شوخيهاي ركيك و غيراخلاقي به دنبال نشاندن لبخند بر لبهاي مخاطبان هستند و طنز سالم بدون شوخيهاي ركيك تقريباً به حلقه مفقوده فعاليتهاي طنز تبديل شده است. انگار كه بدون استفاده از شوخيهاي ناسالم نميتوان مردم را خنداند.
اما سريال پايتخت چه در سري اول و چه در سري دومش سريالي بود بدون حتي يك مورد شوخي ركيك و غيراخلاقي و با اين وجود بيش از همه نمونههاي طنز توانست مردم را بخنداند و رضايتشان را جلب كند و نشان دهد كه بدون شوخيهاي ركيك هم ميتوان طنز پرطرفدار ساخت.