کارگردان مستند «آگیرا» با اشاره به ساخت فیلمی درباره تلاش دو خانواده برای پیدا کردن نشانی از پیکر فرزند شهیدشان در مدرسه «شجره طیبه» میناب از حال و روز بازماندگان این فاجعه گفت جوان آنلاین: کارگردان مستند «آگیرا» با اشاره به ساخت فیلمی درباره تلاش دو خانواده برای پیدا کردن نشانی از پیکر فرزند شهیدشان در مدرسه «شجره طیبه» میناب از حال و روز بازماندگان این فاجعه گفت.
محمدصادق اسماعیلی، مستندساز که این روزها مشغول ساخت فیلمی درباره شهدای مظلوم میناب است، به مهر گفت: پس از حمله وحشیانه به مدرسه «شجره طیبه» میناب، تصمیم به ساخت مستندی با محوریت این رویداد گرفتیم و سفر پژوهشی را آغاز کردیم. از همان ابتدا متوجه شدیم که پیکر دو تن از دانشآموزان، ماکان نصیری و محمدطاها جعفری مفقودالاثر است. در تعامل با خانوادهها، تصمیم گرفتیم مستندی اپیزودیک را به این دو خانواده و تلاشهایشان برای یافتن نشانهای از فرزندانشان اختصاص دهیم.
وی ادامه داد: خانواده محمدطاها پس از آزمایش دیانای، نشانهای از پیکر فرزندشان را شناسایی کردند، اما ماکان برای همیشه مفقودالاثر ماند.
کارگردان مستند «آگیرا» درباره سوژه و خط داستانی مستندش گفت: آنچه کوشیدیم در فیلممان بسط دهیم، تجربه این خانوادهها از کنار آمدن با مفهوم مرگ و فقدان فرزندشان است. همچنین تلاش کردیم به ابعاد مختلف شخصیتی این دو خانواده بپردازیم.
وی درباره نحوه تعامل با خانوادههای داغدیده برای ساخت مستند توضیح داد: در واقع ساخت این مستند و تعامل با خانوادهها یکی از سختترین تجربههای کاری من بود، زیرا ما به دنبال لایههای عمیقتری از درونیات آنها میگشتیم و باید ساعتها و روزها در کنار هم زیست میکردیم. این مسئله کار ما را دشوار میکرد، چراکه خانوادهها در شرایط عادی نبودند و همزمانی کنار آمدن با این فقدان و حضور یک گروه مستندساز بسیار دشوار بود.
این مستندساز گفت: تولیدمان اکنون به پایان رسیده و به تهران بازگشتهایم. در حال حاضر در مراحل پستولید قرار داریم. این مستند شامل دو اپیزود است که مستقل از یکدیگر نیستند و کاملاً درهم تنیده شدهاند. کارگردان «گیسلو» درباره حال و هوای شهر میناب پس از این فاجعه دردناک تصریح کرد: شهر میناب به طور کلی متأثر از این فاجعه است و همه مردم شهر با هر عقیدهای، در بهت و حیرتی قرار داشتند که حتی نمیتوانستند عمق فاجعه را توصیف کنند. حتی کسانی که نسبتِ دوری با خانوادهها داشتند، دچار وضعیت روحی و روانی بدی شدهاند. خانوادهها نیز شرایط ویژهای داشتند و درک این موضوع که ما بهعنوان یک گروه فیلمسازی، ساعات طولانی در کنارشان باشیم به سختی صورت گرفت و پذیرش ما برای آنها دشوار بود، زیرا داغدار بودند.
این فیلمساز درباره شرایط بازماندگان مدرسه میناب توضیح داد: مادر محمدطاها، زنی ۲۷ ساله به نام خدیجه است که حتی قادر به سخن گفتن نبود و سادهترین کلمات را هم نمیتوانست به زبان بیاورد. از دانشآموزان نیز کسانی که تجربه مواجهه نزدیک با فاجعه را داشتهاند، روحیهای حساس و شکننده دارند و معمولاً وقتی از آنها سؤالی پرسیده میشد، سکوت میکردند. خانوادهها میگفتند فرزندانشان کاملاً دچار شوک شدهاند و این روزها کمتر صحبت میکنند. برخی از بچهها قدرت تکلم خود را از دست داده بودند. در واقع روزی که مدرسه مورد حمله نظامی قرار گرفت، چنان بهتآور و سخت بود که بچهها نمیتوانستند آن را بازگو کنند.
وی در پایان تأکید کرد: برخی موضوعات حساس مانند حمله نظامی به مدرسه میناب باید با وسواس بیشتری مورد توجه قرار گیرند، نه بهصورت دمدستی و اینکه صرفاً بخواهیم تصویری را ثبت کنیم. در واقع هنر زمانی میتواند خود را نشان دهد که مخاطب را به اندیشه وادارد و در نهایت، زیرمتنی را در روایت کلی و جهان داستان به ارمغان آورد.