کد خبر: 520745
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۹
مصاحبه با دكتر سيدمحمدعلي عون نقوي، مبلغ بين‌المللي هندي
محمدعلي عون نقوي داراي دكتري علوم اقتصاد و علوم قرآني با گرايش علوم اجتماعي است. او به ‌عنوان استاد دانشگاه و عضو هيئت علمي، در دانشگاه‌هاي مختلفي چون غنا و آفريقاي جنوبي تدريس‌ كرده و نسبت به كشورهاي آفريقايي شناخت كافي دارد. دكتر عون نقوي در شهر قم نيز با گروه فرهنگ و تمدن اسلامي همكاري نزديك دارد و مسئول كار گروه گفت‌وگوي تمدن‌ها در دانشگاه مجازي المصطفي در گروه مطالعات اسلامي و مسئول بخش انگليسي است. وي همچنين دبيري پژوهش بخش انگليسي علوم قرآني را نيز به عهده دارد. در حال حاضر دكترعون نقوي كه ملبس به لباس روحانيت نيز مي‌باشد از مبلغان بين‌المللي تشيع محسوب مي‌شود كه براي تبليغ به كشورهاي مختلف اروپايي، ‌آفريقايي و آسيايي سفرهاي تبليغاتي زياد و جالبي داشته است.

شما علوم اقتصاد خوانديد چه رابطه‌اي بين علوم اقتصاد و مسائل قرآني وجود دارد؟
آن موقعي كه به دانشگاه رفتم به علوم اجتماعي علاقه داشتم ولي به دلايلي مجبور شدم اقتصاد بخوانم اصولاً چون گرايش به علوم اقتصاد و قرآني در جامعه اثر مي‌گذارد و از اين جهت خواستم اگر علوم اجتماعي و قرآني يا اقتصاد را دنبال مي‌كنم در جامعه مفيد و مؤثر باشد.

از اول مسلمان بوديد يا اينكه بعد با اسلام آشنا شديد؟
خانواده ما از همان ابتدا مسلمان بودند اما من بعد از اينكه درباره اديان مطالعه داشتم فهميدم كه دين اسلام، كامل‌ترين دين و از همه جهت بهتر است.

از قرار كار ترجمه هم انجام مي‌دهيد چه موضوعاتي را دنبال مي‌كنيد؟
موضوعاتي كه مربوط به دين و مضامين اسلامي باشد. براي مثال بخشي ازاصول كافي را به انگليسي ترجمه كردم. به زبان هندي هم ترجمه‌هايي داشته‌ام مانند سخنراني‌هاي رهبري كه اتفاقا با استقبال خوبي هم از سوي مردم عادي و دانشگاهيان مواجه شده است، زيرا در مورد مسائل سياسي و غرب حضرت آقا بسيار دقيق هستند و اين براي مردم هند از اقشار مختلف جالب توجه است. كتاب‌هايي هم نوشته‌ام مانند فقهاي عصر به زبان اردو، و به زبان انگليسي نظام خانوادگي در اسلام، تصور خدا در اديان بزرگ جهان و مناسك حج كه چندين بار هم تجديد چاپ شده است.

با توجه به نفوذ رسانه‌هاي غربي در هند اين مسئله در دين‌گرايي هندي‌ها اثر داشته است؟
البته تا حدودي مؤثر بوده است ولي اين منوط به فعاليت خوب براي دفع آن است. در ايران بيشتر مطالب ديني به زبان فارسي است و ترجمه به انگليسي و زبان‌هاي ديگر كم‌اند. بايد براي رفع نياز مردم كشورهاي ديگر كارترجمه كتب ديني بيشتر باشد. چند سال قبل با يكي از دوستان آلماني كه در آلمان درس مي‌خواند به آفريقاي جنوبي آمده بود و چون بنده هم آنجا بودم و وقتي ايشان چند ديدگاه از استادان اروپايي و امريكايي را بيان كرد من نظريه‌هاي آنها را رد كردم و ديدگاه مرحوم علامه تقي جعفري و آيت‌الله جوادي آملي را آوردم او گفت مي‌شود كتاب اين آقا را به من بدهيد تا بخوانم گفتم هنوز ترجمه نشده گفت پس چه فايده وقتي چنين كتاب‌ها و نظرياتي در حد محلي و محدود هستند و ديگران از آن بي‌اطلاع‌اند؟! همينطور كتاب‌هاي علامه محمد تقي جعفري كه بسيار جامع هستند ولي خيلي دير ترجمه شدند. اگرما بتوانيم عطش مردم را در زمينه دين اسلام برطرف كنيم رسانه‌هاي ضد ديني مؤثر نخواهند بود.

پس با اين اوصاف در عرصه ترجمه جاي كار زيادي داريم درست است؟
بله بسيار زياد بايد كتاب‌هاي ديني را براساس استانداردهاي بين‌المللي ترجمه و نشر بدهيم متأسفانه بعضي از ترجمه‌ها درداخل ايران با دقت لازم انجام نمي‌شود مثلاً كتاب«مقدمه جهان بيني اسلام» از شهيد مطهري را سي‌كيمپبل به انگليسي ترجمه كرده يك ايراني هم ترجمه كرده؛ در حالي ‌كه از ترجمه ايراني نمي‌توان به شخصيت شهيد مطهري پي برد ولي با كتاب سي كمپبل كه فردي خارجي است خيلي بهتر مي‌توان با شخصيت عظيم مطهري آشنا شد. ترجمه خلأ بزرگي است كه جاي كار زيادي دارد.

اين خلأ به نظر شما به كجاها مربوط مي‌شود حوزه يا دانشگاه؟
فرقي نمي‌كند همه بايد در اين مسئله خود را مسئول و سهيم بدانند زيرا هرچه آثار خوبي هم داشته باشيم با زبان فارسي نمي‌توان آن را به دنيا نشر داد بايد زبان انگليسي را اسلامي‌ سازي كنيم؛ از طرفي با توجه به بيداري اسلامي در كشورهاي دنيا اين رسالت سنگين‌تر مي‌شود بايد متون ديني توسط مسلمانان مطلع وشيعه ترجمه شوند تا ضريب احتمال تحريف و خطا كمتر باشد.

با توجه به فعاليت علمي در دانشگاه‌هاي متعدد، وضعيت دانشگاه‌هاي ما را چگونه مي‌بينيد؟
از نظر علمي خوب است استاداني كه از كشورهاي ديگر به ايران آمده‌اند ابراز رضايت داشته‌اند اما بايد با توجه به علوم، محيط هم اسلامي شود تا دانشگاهيان اسلام حقيقي را همراه علم‌آموزي درك كنند و بتوانند در جامعه تأثيرگذار باشند.

رابطه دانشگاه و حوزه علميه چطور؟
الحمدلله رابطه خوبي است اما بايد بيشتر قوت بگيرد استادان دانشگاه و حوزه علميه با هم تبادل نظر و تعامل داشته باشند برخي واحدهاي درسي دانشگاهيان در حوزه و برعكس حوزويان در فضاي دانشگاه گذرانده شود تا عملاً با فضاي همديگر از نزديك مرتبط شوند.

مدتي در آفريقا بوديد براي چه منظور راهي كشورهاي آفريقا شديد؟
من بعضي از كشورهاي آفريقايي مثل آفريقاي جنوبي، تانزانيا، كنيا، اوگاندا، اتيوپي و غنا و غيره رفته‌ام. اول به منظور تبليغ بود اما بعد از مدتي در كنار تبليغ به تدريس در دانشگاه‌هاي آنجا هم مشغول شدم.

با توجه به شناختي كه نسبت به كشورهاي آفريقايي داريد وضعيت اسلام و نشر آن را چگونه ديده‌ايد؟
خيلي جاي كار دارد و نياز است تا بيشتر كار كنيم مردم در آفريقا علاقه زيادي دارند كه حقايق را بفهمند بنابراين اگر كسي بتواند با زبان محلي خودشان يا زبان انگليسي، اسلام را براي آنها تفهيم كند توفيق خوبي است آنجا مسيحيان واخيرا هم هندوها و وهابيون فعال هستند و از هر روشي براي دين خود استفاده مي‌كنند در حالي ‌كه دست‌مان براي تبليغ پر است و دين كاملي داريم اما در تبليغ ضعف عمل مي‌كنيم مبلغان كمي زبان انگليسي و زبان ديگري غير فارسي مي‌دانند.

گفته مي‌شود كه وهابيون با تطميع اقتصادي و كمك‌هاي مالي در تبليغ فعال هستند درست است؟
بله، مشكلات اقتصادي از جمله عواملي است كه آنها سوء‌استفاده مي‌كنند زيرا اكثر مردم آفريقا فقير هستند و منتظر حمايت مالي هستند، كه وهابيون با شناسايي از اين راه وارد شده‌اند و باعث انحراف فكري و ديني آنها مي‌شوند زيرا چيزي از اسلام نمي‌دانند بنابراين هر آنچه براي‌شان مي‌گويند به تصور اسلام مي‌پذيرند اما تشيع با عقل سر و كار دارد ما بايد روي نخبگان و خواص تمركز بيشتري كنيم تا از طريق آنها عده‌اي مسلمان شوند. مانند يك روحاني شيعي مرحوم علامه سيد سعيد اختر رضوي ۵۰ هزار مسيحي را مسلمان شيعه كرد آنها با پول و ظاهرسازي عوام را جمع مي‌كنند؛ در حالي ‌كه هر جا حقيقت باشد باطل مي‌رود اين يك اصل مسلم است. حالا اگر براي مؤلفه القلوب از منظر اقتصادي هم فعال باشد كه عالي است به‌همين خاطر بايد مسئله خمس را جدي گرفت و مراقب سوء استفاده‌ها باشيم.

در هند اوضاع اسلام چگونه است؟
در كشور هند مسلمانان به زبان اردو مسلط هستند؛ بنابراين تبليغ به خوبي انجام مي‌شود از طرفي آنجا انواع اديان وجود دارد و اگر كسي مسلمان شود كمي مشكلات دارد افراطيون مانع آنها هستند اما الحمدلله زندگي مسالمت‌آميز دارند.

باتوجه به اينكه شما اكنون روحاني معمم هستيد برخوردها چگونه است؟
آنها خيلي به روحانيون مخصوصا سادات احترام و ارادت دارند. البته شرايط كار سخت است زيرا بر عكس ايران كه روحانيون موقعيت فعاليت دارند اين‌جا موقعيت اجازه نمي‌دهد اخيرا به مدد جامع المصطفي روحانيون مدرك رسمي دارند وبهتر شده است.
در هند رسانه‌هاي غربي آزادانه فعال هستند تأثيرپذيري هندي‌ها به‌خصوص جوانان چگونه است؟
مسلماً تأثيرپذيري وجود دارد به خصوص سينماي هند كه روز به روز با تقليد از هاليوود از اصول اخلاقي و ارزشي دور شده است و مشكلاتي را ايجاد كرده است اما فضاي اعتقادي مردم حالا نسبت به هر ديني باشد، باعث كنترل نسبي شده است.

موج اسلام‌هراسي و ايراني‌هراسي آنجا هم نفوذ دارد؟
بله، ايران‌هراسي يا بهتراست بگوييم ايران ‌فوبيا از طريق رسانه‌ها تبليغ مي‌شود اما به دليل رابطه قديمي فرهنگي و اجتماعي هندي‌ها و ايراني‌ها، مردم هند به ايران علاقه دارند و هميشه آن را به عنوان تنها كشور اسلامي مي‌دانند كه مقابل استكبار ايستاده است.

به عنوان يك مبلغ مسلمان غيرايراني چه نكاتي را براي تبليغ اسلام مفيد مي‌دانيد؟
اخلاق خوب و تسلط به زبان تا بتوان به خوبي مفاهيم را توضيح داد. مبلغان بايد مطابق با زمان و مكان حرف بزنند وتمام سؤالات و ابهامات را جواب بدهند. اخيراً در سفر حج كه بودم با جوان دانشجويي كه انگليسي خوب مي‌دانست در هتل آشناشدم. از او پرسيدم شيعه هستيد گفت نه شيعيان كافرند. گفتم ايا «قولولااله الاالله و تفلحوا» كلام پيامبر نيست؟گفت بله گفتم مگر شيعيان طبق اين دستور پيامبر عمل نمي‌كنند؟ گفت چرا قبول دارند گفتم آيا پيامبر (العياذ با. . ) اشتباه كرده؟ العياذ با... يا اينهايي كه اين حرف را مي‌زنند از پيامبر بالاترند؟ پس چطور كافر هستند؟ يا حرف شما درست است ياسخن پيامبر. همين را گفتم و رفتم. دو روز ديگر آمد و گفت حرف شما براي من جالب بود. روزهاي ديگر با او حرف زدم وقتي آمادگي پيدا كرد كتاب «المراجعات» را به او دادم يك روز آمد وگفت من در طول ۲۵ سال زندگي‌ام بقيع نرفته بودم، رفتم و به پيامبرهم سلام كردم. بنابراين مبلغ بايد در ذهن فرد سؤال ايجاد كند همان‌طور كه وهابيون شبهه‌افكني مي‌كنند ما بايد شبهات را منطقي جواب بدهيم و در ذهن آنها شبهه بياندازيم.

در پايان اگر خاطره‌اي از تبليغ اسلام داريد برايمان نقل كنيد؟
در كشور آفريقاي جنوبي براي اقامت به دفتر گذرنامه رفتم خانم مسئول دست دراز كرد تا با من دست بدهد من دستم را كشيدم وگفتم ما در اسلام براي خانم‌ها احترام خاصي داريم و براي همين با آنها دست نمي‌دهيم و كمي برايش توضيح دادم كه در اسلام بهشت زيرپاي مادر است و امثالهم تا ناراحت نشود گفت آيا در اسلام حقوق زن تضييع نمي‌شود و به زن ظلم مي‌كنند؟ به او گفتم اين حرف درست نيست چند لحظه فكركرد بعد آدرس من را خواست تا به دفترم بيايد همچنين كتابي براي مطالعه خواست كتاب شهيد مطهري به زبان انگليسي درباره حقوق زنان را به او دادم يك هفته بعد به من زنگ زد وگفت من اسلام را زيبا ديدم و حقيقتاً اگر همه بر اساسي كه اين دين گفته عمل كنند براي مردم دنيا ارمغان بزرگي است. يك‌سال بعد خبردار شدم مسلمان شده و با يك مسلمان ازدواج كرده است. خوشحال شدم و خدا را شكر كردم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار