
ابتدا براي روشنتر شدن علت ماهوي تشكيل يك جبهه معترض در مقابل اين سريال كه طبق اظهارات خبرگان و كارشناسان علوم اجتماعي و رفتاري اكثر مرزهاي اخلاقي و حريمهاي شخصي افراد را درنورديده و با تشابهاتي از تفكر ليبراليستي و اباحهگري سعي در خنداندن مخاطبان خود داشت؛ لازم است درباره «خانواده» به عنوان ركن ركين و مهمترين جامعه بشري توضيحاتي ارائه گردد.
بدون ترديد مهمترين نهاد اجتماعي در طول تاريخ، فارغ از تاريخ و تفكر سرمايهداري(اعم از ليبراليستي و اومانيستي) و نگاه مورد نظر اين نگرش، نهاد خانواده است؛ خانواده هويتبخش انسان و ابتداييترين محل انتقال حافظه تاريخي، فرهنگي و آداب و سنن گذشتگان به افراد است.
به قول متخصصان روانشناسي، خانواده اولين واحد اجتماعي است كه فرد در آن داراي نقش است و با ساختار همزيستي در كنار ديگران و نحوه تعامل با آنها آشنا ميشود. حال بايد گفت در «ساختمان پزشكان» خانواده اساساً شكل نميگيرد. خانواده آنجايي است كه رابطه مبنايي بر اساس محبت و اعتماد متقابل وجود داشته باشد؛ وقتي چيرگي و استيلا(با استفاده از اهرمهاي مختلف) جاي محبت و ترديد و سوءظن جاي اعتماد را در رابطه اعضا با هم بگيرد، ديگر نميتوان بر آن نام خانواده گذاشت. در بخشهاي زيادي از اين سريال سعي شده است تا با به كارگيري شوخيهاي جنسي و سخنان چند پهلو مثلاً فضايي كمدي براي مخاطب فراهم گردد. در جاي جاي اين سريال خصوصيترين حريمهاي افراد توسط نزديكانشان مورد تعرض و نقض قرار ميگيرد كه اينگونه تعرضات در تفكر اسلامي شديداً مورد تقبيح قرار گرفته است.
نكته ديگري كه در اين سريال بسيار به چشم ميخورد، استفاده افراد از نقاط ضعف همديگر براي برآورده شدن خواستههايشان است. اساساً كارگردان در سريال«ساختمان پزشكان» پيگير يكي از جديترين نظريات «فرويد»، يعني «انسان، حيوان غير قابل اعتماد» است و شاهد مثال آن هم رفتارهاي انفجاري، غيرمنطقي و نامعقول كاراكترهاي اين سريال است. حال با تمام اين تفاسير بايد از دوستان صداوسيما پرسيد كه چه ضرورتي براي بازپخش چنين تخاصم و خودزني وجود دارد؟ آيا كمبود بودجه دليلي براي تاختن بر بنيادهاي فكري ايراني - اسلامي خانوادههاست؟