
گاهي احساس مسئوليت كردن در ابواب مختلف و حرف زدن و سكوت به موقع، به فراخور احوالات افراد تعريفي متغير دارد! به نحو صحيحتر افراد آن را با شدت و ضعفهاي متفاوت تعريف و عملي ميكنند. موضوع اين يادداشت درباره اظهارات نماينده مردم محترم يكي از شهرهاي شمالي كشورمان در مجلس شوراي اسلامي و در خصوص سريال پايتخت۲ است.
اين نماينده مجلس ضمن تخطئه كامل سريال پايتخت ۲ دلايلي از جمله تمسخر لهجه و به استهزا كشيده شدن تصوير يكي از قوميتهاي كشورمان در تلويزيون ميآورد. اين نماينده در بخشي از اظهاراتش گفته است: «مازندران در اين سالها قرباني تصميمات پايتخت نشينان بوده است[!]. پايتخت نشيناني كه زمينشان را با ثروت آنچناني غصب كردهاند و زحماتشان را به باد فنا دادهاند، كساني كه باعث و باني سريال پايتختند، چه ميدانند كار كردن در هواي شرجي و گرم مازندران آن هم در شاليزارها، چقدر طاقتفرساست. چون زير كولرهايشان در ويلاهايشان نشستهاند و فيلمنامه مينويسند.»
قرار نيست در اين نوشته به وجوه مختلف و مترتب بر حرفهاي اين برادر عزيز پاسخي بدهيم اما مگر ميشود به همين راحتي چند ميليون آدم را به خاطر كارهاي غلط يا اشتباه ديگران مواخذه و متهم كرد! قطعاً چنين مسائلي به دور از شأن كساني با چنين جايگاه حقوقي است. ضمن اينكه سريال پايتخت با توجه به مؤلفههاي شناسايي ژانر و محتواي آثار تلويزيوني و سينمايي، درونمايهاي اجتماعي و حوادثي داشت كه رگههايي از طنز(و نه تمسخر) دارد. براي تنوير و شفافيت بيشتر لازم است نكاتي را به مخاطبان متذكر شد؛ اول اينكه در اين سريال(به عنوان معدود سريالهايي در سطح خودش) مؤلفههاي ديني و شعائر اسلامي مثل نماز كه جايگاه و اهميتش بينياز از تشريح است، به دور از افتادن در دام كليشه و تصنعگرايي به تصوير كشيده ميشود.
نكته دوم اينكه در اين سريال رفتار و بازي روان و بدون لكنت بازيگرانش باعث باورمندانهتر كردن اين سريال در بين مخاطبان شده بود كه به تبع اين فاكتور مخاطب بدون پسزدن محتوا آن را ميپذيرد. سومين نكته اينكه در روزگار هجمه ماهوارهها به كانون خانواده و به خصوص زنان و دختران كشورمان(به عنوان جامعه هدف اين تهاجم) ساخت و توليد چنين محتواهايي كه مخاطبانش را به امانتداري، حلال خوري و تكريم شعائر ديني دعوت ميكند در سطح و حد خودش قابل توجه، تقدير و تكريم است. نكته چهارم در رابطه با اين سريال كه ميتوان به عنوان يكي از كارهاي مثبت و خوب در سريالسازي به آن اشاره كرد، به كار بستن لهجه شيرين و قابل احترام مردمان شمال كشورمان بدون استهزا و به سخره گرفتن آداب، سنن، باورها و لهجه و گويش آنهاست كه پيشتر در سريالهاي متناظر چنين مسائلي مراعات نميشد.
ضمن اينكه لحظات و موقعيتهاي طنز در اين سريال بدون تمسخر لهجه يا شخصيت (شمالي بودن يا هر چيز مشابه و مرتبطي) و قوميت مورد توجه قرار ميگرفت كه براي هر انساني صرفنظر از زبان، رنگ و نژاد قابل وقوع و محتمل است. نكته پاياني اينكه در اين سريال نماد مناره و گلدسته مسجد كه از منظرهاي مختلف داراي امتيازات ويژهاي است، از مازندران و توسط همين افراد به قشم حمل ميشود كه قطعاً براي اهل نظر اشارات قابل اعتنايي دارد. ضمن اينكه خدمت كردن به مردم در كسوت نمايندگي مجلس راههاي متكثري دارد كه از برپايي قال و مقال و پروپاگانداي رسانهاي قطعاً و حتماً بينياز است.