اين پيشبيني وضعيت از اين جهت است كه تحريمها و سوءمديريتهاي ناشي از نحوه مواجهه با آن ديگر غافلگيرانه نبوده و دستكم شدت تحريمها قابل مقايسه با شدت تحريمها در سال جاري نخواهد بود. اما با توجه به اين مهم، آيا ميتوان سال خوبي را پيش رو داشت؟ الزامات و شرايط اقتصاد در سال آينده چيست؟
براي پاسخ به اين دو سؤال كليدي لازم است نمايي از سال آينده داشته باشيم. با توجه به پيشفرض قبلي و خوشبينانه بالا و با توجه به انتخابات رياست جمهوري به عنوان يكي از مهمترين مؤلفههاي تعيين مسير و روش رسيدن به اهداف چشمانداز اقتصادي ميتوان حدس زد كه سال آينده نقطه آغاز مسير جديدي در اقتصاد خواهد بود.
لذا همان طور كه بسياري از كارشناسان اقتصادي پيشبيني كردهاند سال آينده در حالتي كلي (و بافرض كم اثر بودن متغيرهاي مؤثر عوامل بيروني ـ تهديدها ـ) به دو شق قبل از انتخابات و بعد از انتخابات بدل خواهد شد. يك سوي آن با بودجه سهدوازدهم به احتمال بسيار زياد بدون تغييرات قيمتي و ثبات بيشتر قيمتها مواجه خواهيم بود، البته از آن مهمتر ثبات در نحوه مديريت اقتصادي و احتمالاً يله كردن مسائل اقتصادي و تمركز روي مسائل سياسي است و سوي ديگر آن تغييرات توأمان مديريت اقتصادي – بينالمللي است كه بيشك هر يك از نامزدها براي خود ترسيم خواهند كرد.
البته در اين يادداشت نگارنده قصد ندارد كه به جانبداري يا تأثيرات نحلههاي فكري احتمالي دوره بعد انتخابات رياست جمهوري بپردازد. بلكه سعي دارد نمايي روشن از وضعيت اقتصاد سال آينده را به مردم و احياناً نامزدهاي بالقوه و بالفعل رياست جمهوري بنماياند تا از اين رهگذر ضمن انتخاب آگاهانه در انتخابات پيش رو، تناسب وعدهها و شعارها با وضعيت اقتصادي بيشتر قابل رؤيت بوده و از آن مهمتر مخاطبان بدانند كه با وضعيت سال آينده چگونه بايد مواجه شد و چه تدبيري را به كار برد.
اما از سوي ديگر در كنار تقسيم دو فصل مزبور اقتصاد كشور هم اكنون گرفتار مشكلات ساختاري و بعضاً سنتي است كه مشخصه اصلي آنها عدم تغيير ناگهاني و زمانبر بودن حل آنهاست كه مهمترين آنها را ميتوان به ترتيب زير برشمرد:
۱ ـ سياستهاي ناكارآمد پولي: هم اكنون اقتصاد ايران با ناكارآمدي سياستهاي اقتصادي در حوزه پولي و مالي مواجه است كه مهمترين نمود آن نقدينگي است. نقدينگي حدود۴۲۰ هزار ميليارد توماني، اقيانوسي است كه با كوچكترين تغييرات آب و هوايي توفانهايي را در بخشهاي ساحلي اقتصاد ايجاد ميكند. آنچنان كه اين نقدينگي بيشترين آثار تخريبي خود را در ارز و طلا در سال ۹۱ بر جاي گذاشت و لذا چنانچه در سال بعد و به خصوص بعد از انتخابات نامزد برنده نتواند براي آن تدبير مناسبي بينديشد بايد منتظر آثار تخريبي در ساير سواحل اقتصادي باشيم.
اين اقيانوس عظيم كه نتيجه حوضههاي آبريز درآمدهاي نفتي طي هفت سال پيش و اصرار دولتها در تزريق آنها به اقتصاد بوده است را نميتوان با وعدهها، سخنرانيها و موج شكنهاي كوچك آن را مهار كرد.
۲ ـ دومين مشكل كه بيارتباط با نقدينگي نيز نيست، قرار گرفتن توليد و بخش مولد در برهوت بيسرمايهاي است و در حالي كه اقيانوس نقدينگي در حوزههاي نامولد گرد هم آمدند و تخريبهاي زيادي در اقتصاد را رقم ميزنند، توليد تشنهتر از هميشه با مشكلات تأمين سرمايه در گردش، افزايش توليد و... بسر ميبرد. لذا با ادامه روند مذكور توليد تنهاتر و نحيفتر از گذشته در سال آينده براي بقا تلاش خواهد كرد.
۳ ـ دو نكته فرسايشي بالا به همراه عوامل خارجي باعث خواهد شد تا تورم اگر چه نه به اندازه سال ۹۱ اما در امتداد مسير، تداوم يابد. البته به عوامل بالا بايد افزايش قيمتها به روش سنتي كه هر ساله با دو عامل انتقال افزايش قيمتهاي آخر سال به سال بعد و افزايش حقوقها و دستمزدها صورت ميپذيرد نيز افزوده شود.
۴ – نتيجه سه مشكل اساسي – ساختاري قبلي نيز به همراه هرم سني افراد جامعه در زمان حاضر، بيكاري است. به نحوي كه طي سالهاي اخير اقيانوس نقدينگي به مثابه آب شور دريا در برهوت نتوانسته است نقش حيات بخش را در توليد ايفا كرده و لذا خارهاي تورم سرتا سر سرزمين اقتصاد كشور را گرفتهاند و فعاليتهاي غير مولد و واردات بيرويه از مبادي رسمي و غير رسمي فرصتهاي بيشمار شغلي را نابود كردهاند. اين مؤلفه مانند تورم نيز اگر چه با تغيير سياستها ميتواند درماني موقتي داشته باشد اما ترميم و تغيير جغرافياي زيست محيطي اقتصاد از محيطي بياباني و پرخار( غيرمولد) به مرتعي كه خيل نيروي انساني و مولد را مشغول به كار كند زمانبر است.
لذا با توجه به اين موضوعات هرچند كه انتخاب درستتر در انتخابات رياست جمهوري باعث حركت در مسير درستتر شده و خود عاملي براي كاهش شوكهاي تورمي و تورم انتظاري خواهد بود (كه متأثر از عوامل بيروني و تصميمات دروني است) اما كماكان مشكلات ساختاري ياد شده به اين زوديها گريبان اقتصاد را رها نخواهد كرد و لذا نبايد مردم انتظار معجزهاي بعد از انتخابات داشته باشند بلكه از هم اكنون بايد بدانند كه صبر و تلاش بيشتر بايد در دستور كار آنها قرار گيرد.