ساختار رقابتي انعكاس يك اقتصاد سالم است، اقتصادي كه انگيزههاي توليد در آن بالاست، اقتصادي كه سرمايهگذاري در امر توليد خلاصه ميشود، اقتصادي كه ورود به بازار براي بنگاهها سخت نيست و... سرمايهگذاري چيست؟ سرمايهگذاري به اين معنا است كه فعال اقتصادي براي كسب بازدهيهايي در آينده، امروز هزينه كند. چه زمان سرمايهگذاري در توليد خلاصه ميشود؟ زماني كه توليد با واژهاي به نام صرفههاي ناشي از مقياس آشنا باشد، چرا؟ چون تنها در آن صورت است كه افزايش توليد به معناي كاهش هزينههاي متوسط كل و افزايش سود و بازدهي توليد ميباشد. ( پس در اين حالت واژه سرمايهگذاري در توليد خلاصه ميشود)، چه زماني توليدكنندگان به صرفههاي ناشي از مقياس ميرسند؟ زماني كه توان خلق هر آنچه را كه اراده كرده باشند، داشته باشند و چه زمان توان خلق دارند؟ زماني كه قدرت تفكر از آن خود باشد و اين قدرت تفكر ضرورت همان بومي كردن دانش توليداي است كه مقام معظم رهبري بر اين بسيار تأكيد كرده و ميكنند...
لذا زماني كه قدرت تفكر باشد به پشتوانه قدرت تفكر، توان خلق و به پشتوانه توان خلق، صرفههاي ناشي از مقياس و به پشتوانه صرفههاي ناشي از مقياس، انگيزههاي سرمايهگذاري ايجاد ميشود و اين انگيزهها (سرمايهگذاري در راه توليد) عاملي براي ايجاد ساختار رقابتي ميشود. چرا؟ چون ساختار رقابتي انعكاس بازاري است كه در آن دعوا بر سر پول نيست دعوا بر سر دانش است، دانش براي صرفههاي بيشتر ناشي از مقياس. در ساختار رقابتي، انحصار معنا ندارد. چرا؟ چون انگيزههاي بالاي مولدگري خيليها را به سمت توليد سوق داده است، لذا بنگاهها ذرهاي ميشوند و ذره قدرت ندارد... ذره قدرت ندارد كه بخواهد قيمتهايش را هر طور كه دوست دارد، افزايش دهد چراكه نابود ميشود ولي قدرت براي كاهش هزينههايش به منظور كاهش قيمت براي توسعه مقياساش ( به واسطه دانش) را دارد. اين قدرت در خدمت رفاه و عدالت در جامعه است و اين خود انگيزههاي حركت به سمت بهرهوري را ايجاد ميكند و براي همين است كه ساختار رقابتي آرماني است براي هر جامعهاي.
و چه چيز در ايران مانعي براي رقابتي شدن ميشود؟ انحصارات واردات... و لغو انحصارات كه مقام معظم رهبري بدان اشاره فرمودند همين است... امروز ايران اقتصاد ندارد چراكه آنچه امروز ايران را اداره ميكند مافياي واردات است. مافياي واردات با داشتن انحصار واردات نميگذارد توليد در كشوري كه پر است از ثروتهاي طبيعي، رشد كند. دشمن خودكفايي، دشمن حمايت از توليد ملي، دشمن رونق اقتصادي، دشمن اقتصاد مقاومتي، دشمن جهاد اقتصادي همين مافياي واردات هستند. كساني كه انحصار واردات گوشت را دارند، دامداران داخلي را نابود ميكنند، كساني كه واردات محصولات كشاورزي را دارند، كشاورزان را نابود ميكنند، كساني كه واردات...
و امروز دشمن جوانان همين كساني هستند كه از طريق واردات سود ميبرند، اينها نميگذارند كه جوانان ايراني صنعت را خودكفا كنند، محصولات شركتهاي دانشبنيان خريداري نميشوند چون در نگاه خيانتجويانه واردكنندگان اين شركتها بايد بميرند.
انحصارزدايي قدم اول براي حركت به سمت ساختار رقابتي است، عدم افزايش هزينههاي مولد گران، حمايتهاي دولت از بنگاههاي توليدي و شركتهاي دانش بنيان و نظارت بر شركتهاي دانش بنيان براي عدم سودجويي، توسعه مراكز تحقيق و توسعه و... همه و همه كمك ميكند كه سرمايهگذاري و نقدينگي منحرف شده به سمت توليد بيايد و شاهد رشد چشمگير توليد شويم.
فرصت امروز اين است كه واردكنندگان را در نطفه خفه كنيم... امروز نهادهايي كه بسيار پول دارند، از آنجايي كه پول در اقتصاد ايران منحرف شده است (چراكه سرمايهگذاري منحرف شده است و سرمايهگذاري نامولد جاي سرمايهگذاري مولد را گرفته است)، احتمال بسياري براي انحراف در آنها را به وجود آورده است. بانكها، صندوقها و متوليان آنها از جمله نهادهايي هستند كه به علت داشتن پول بسيار، احتمال خيانت نيز بسيار در آنها تقويت ميشود، لذا براي اينكه واردكنندگان را در نطفه خفه كنيم بايد نظارت گستردهاي بر نهادهايي كه پولهاي بسيار دارند، داشته باشيم.