
شهرها به دليل توسعه ناهماهنگ و ناهمگون همواره با مشكلات و معضلات بسياري روبهرو هستند؛ مشكلاتي كه از آلودگي هوا تا بافتهاي فرسوده را در برميگيرد كه اين معضلات روح و جسم شهرها را همانند كلاف پيچيده دربرگرفته است. در كنار اين مسائل و مشكلات وجود خانههاي خالي و زمينهاي بلاتكليف معضل جديدي است براي شهرها.
اين معضلات جديد در چند دهه اخير به دليل توسعه بيبرنامه شهر و نبود برنامه جامع به اشكال مختلف خودنمايي ميكند. گاه ساخت و ساز در يك محله از شهر به دليل ارزش اقتصادي و سودآوري آنچنان رونق مييابد كه عرضه از تقاضا پيش ميافتد. اين در حالي است كه در يك نقطه ديگر شهر معضل بافتهاي فرسوده جان و مال شهروندان را تهديد ميكند و همتي براي احيا و نوسازي وجود ندارد.
در ميان مشكلات شهرها، وجود اراضي و زمينهاي خالي نيز به نوعي بافت شهري را تحت تأثير قرار داده است، بدينگونه كه در حال حاضر در شهر به دليل ارزشافزوده فضا و زمين خالي براي كارها و امور خدماتي، اجتماعي و فرهنگي، تفريحي و ورزشي كمتر يافت ميشود و مديريت شهري بايد با هزينههاي بسيار بالا نسبت به تملك املاك براي احداث اين فضاها اقدام كند. از سوي ديگر بسياري از تعاونيهاي مسكن مربوط به دستگاهها و بخشهاي مختلف زمينهايي را در داخل و اطراف شهرها به تملك خود درآوردهاند و با تشكيل تعاونيهاي مسكن قصد خانهدار كردن افراد مجموعه تحت پوشش خود را دارند. متأسفانه به دلايل متعددي همچون وضعيت اقتصادي، عدم نظارت بر تعاونيهاي مسكن و عدم وحدت رويه مشخص سبب شده است تا اين اراضي در دل شهرها و حاشيه آنها بلاتكليف بماند.
اراضي داخل شهري گاه از سوي مديريت شهري به فضاي سبز موقت تبديل شده يا به دليل عدم حصاركشي به فضايي براي تجمع معضلات اجتماعي تبديل شده است يا اين زمينها به صورت موقت در اختيار خدمات ديگري همچون انبارداري و محل ذخيره كالاها قرار ميگيرد كه اين خود نيز معضلات ديگري را به صورت غيرمستقيم به شهر وارد ميسازد، همچون محل تجمع جانوران موذي.
وجود اينگونه زمينهاي خالي در شهر و به خصوص حاشيه شهري به نوعي با توسعه شهري همخواني ندارد، به گونهاي كه گاه وجود يك زمين خالي در يك بافت شهري در يك محله علاوه بر آنكه يك پتانسيل به حساب ميآيد، از سوي ديگر يك تهديد نيز است، بر اين اساس لازم است تا مسئولان حوزههاي مختلف نسبت به ساماندهي اين زمينها و اراضي اقدام لازم را براساس قوانين شهري به عمل آوردند.
در اين زمينه لازم است تا با پيگيريهاي صورت گرفته از سوي دستگاههاي متولي تكليف اين اراضي مشخص شود، هرچند تعداد بسيار زيادي از اين مكانها مربوط به تعاونيهاي مسكن است كه سالهاست با خريد زمين دست روي دست گذاشتهاند تا شايد فرجي شود!
بسياري از اين تعاونيها وقتي قادر به انجام تعهداتشان به اعضاي خود نيستند با فروش زمينهاي در اختيار عملاً وارد بازار دلالي شده و به جاي صاحب خانه كردن اعضا به نوعي باعث افزايش قيمت زمين در شهرها ميشوند.
به واقع در شهري مانند تهران، دهها هزار از اين زميني كه متعلق به تعاونيهاي دستگاههاي مختلف است وجود دارد كه سالها به دلايل مختلف همچنان بلاتكليف باقي مانده است و لازم و ضروري است تا مراجع ذيصلاح در اين موارد وارد عمل شوند. اين اقدام ميتواند علاوه بر توسعه و رونق ساخت و ساز و اقتصاد شهري بر زيبايي منظر شهري و حاشيهاي نيز تأثير داشته باشد.
در شرايط كنوني كه قيمت مسكن در شهرها در حال افزايش است و دولت تلاش ميكند تا با ساخت مسكن مهر و مسكن ويژه قيمت مسكن را تعادل بخشد، ضروري به نظر ميرسد كه با ساماندهي اراضي تعاونيها و رونق ساخت و ساز علاوه بر صاحب خانه كردن اعضاي تعاونيها از طريق حمايتهاي ويژه جلوي دلالي زمين نيز گرفته شود و با اين اقدام عملاً دولت ميتواند با يك تير چند نشان بزند.
از سوي ديگر دولت و متوليان شهري ميتوانند با در اختيار گرفتن اين اراضي و ساخت آنها، به صورت غيرمستقيم به نوعي روند ساخت و ساز بافتهاي فرسوده ناپايدار را نيز رونق بخشند يعني با تملك بافتهاي فشرده و فرسوده صاحبان اين املاك را در مجتمعهاي ساخته شده ساكن كند تا نسبت به احياي بافتهاي فرسوده اقدامات لازم به عمل آيد.
ساماندهي اينگونه اراضي شهري ميتواند علاوه بر مزاياي ياد شده به نوعي از معضلات شهري نيز بكاهد.