کد خبر: 516502
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نگاهي به چالش‌هايي كه كار پاپ را به استعفا كشاند
سيدرحيم لاري

اعلام استعفاي پاپ بنديكت شانزدهم يا همان يوزف راتسينگر آلماني از سوي مقامات واتيكان جهان كاتوليك را در حيرت و شگفتي فرو برد؛ زيرا معتقدين در اين جهان قرن‌ها بود كه به تبعيت از پاپ خود تا پايان مرگ او عادت كرده بودند. در واقع، استعفاي پاپ بنديكت شانزدهم در جهان كاتوليك يك استثناء نيست و با نگاهي به تاريخ كاتوليك مي‌توان به مواردي از استعفاي بالاترين مقام روحاني در دين كاتوليك اشاره كرد. استعفاي سنت كلمنته، چهارمين پاپ، در قرن نخست ميلادي، استعفاي پاپ پونتزيانو در قرن سوم ميلادي از موارد استعفاي مقام اعظم كليساي كاتوليك رم بوده كه آخرين مورد آن مربوط مي‌شد به استعفاي گريگوري دوازدهم در ۱۴۱۵ ميلادي كه براي جلوگيري از دودستگي غرب مشهور به شقاق پاپ مجبور به استعفاي از مقام خود شد. با توجه به اين موارد معدود استعفاي پاپ‌ها در كليساي كاتوليك معلوم مي‌شود كه جدا از استثنايي بودن استعفا، وقوع استعفاها نيز در مواقع بسيار خاص و شرايطي انجام مي‌شد كه راهي جز استعفا در برابر پاپ باقي نمي‌ماند. از اين رو، استعفاي بنديكت شانزدهم اين مسئله را ايجاد مي‌كند كه كليساي كاتوليك در چه وضعيت خاصي قرار گرفته كه مقام اعظم آن مجبور به چنين تصميمي شده است. 

جهان پرتلاطم اعتقادي 

نخستين موضوع قابل توجه در بررسي دليل استعفاي پاپ شرايط خاص فعلي جهاني است كه كليساي كاتوليك از عوارض آن نمي‌تواند مصون بماند. اين كليسا بعد از حوادث شقاق پاپ دو سال را بدون داشتن مقام اعظم به سر برد و سرانجام با غلبه بر اختلافات دروني توانست به وحدتي دست يابد كه بتواند در جريان جنگ‌هاي معروف به جنگ صد ساله ميان دو قدرت اروپايي انگلستان و فرانسه طي سال‌هاي ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳ و ديگر جريان‌هاي آن زمان از اتحاد دروني جهان كاتوليك دفاع كند. به نظر مي‏رسد كه بنديكت شانزدهم نيز خود را در وضعيتي مشابه گريگوري دوازدهم مي‌ديد و حتي تا اندازه زيادي شرايط جهاني براي وي بسيار وخيم‌تر از وضعيت آن زمان اروپا بوده است. 

انفجار ۱۱ سپتامبر نقطه شروع اين وضعيت بود كه به وسيله دستگاه عريض و طويل دستگاه رسانه‌اي غرب فضاي صليبي به راه افتاد و امريكا با استفاده از اين فضا بود كه با حمله به افغانستان و عراق، جنگ صليبي خود را به صورت رسمي و عملي عليه جهان اسلام به راه انداخت. رفتن جنگ‌افروزهاي نومحافظه‌كار از كاخ سفيد و آمدن يك دموكرات به ظاهر اهل تغيير منجر به تغيير اوضاع نشد و حتي زمينه براي افراط‌گرايان صليبي نيز بيشتر فراهم شد كه انتشار كاريكاتورهاي موهن در سال‌هاي اخير، اقدام موهن كشيشي جاه‌طلب به نام تري جونز براي آتش زدن قرآن در نهمين سالگرد ۱۱سپتامبر، ساخت و انتشار فيلم توهين‌آميز به پيامبر اعظم اسلام (ص) در سال گذشته ميلادي از نمونه‌هاي بارز افراط‌گرايي‌هاي صليبيون جديد است. بنديكت شانزدهم به عنوان رهبر كليساي كاتوليك در مقابل اين دست اعمال افراطي صليبيون يا موضعي سؤال‌برانگيز داشته يا آن كه سعي كرد با سكوت خود تا اندازه زيادي در حاشيه قرار بگيرد: براي مثال، سخنراني او به عنوان «ايمان، خرد و دانشگاه- خاطرات و واكنش‌ها» در دانشگاه رگنسبورگ آلمان، موجب برانگيخته شدن خشم جهان اسلام شد زيرا او مدعي شد كه «اسلام برخلاف مسيحيت، كمتر از منطق پيروي مي‌كند». اين سخن تا آن حد نسنجيده و عاري از واقعيت بود كه مقامات واتيكان را مجبور كرد بگويند كه پاپ قصد توهين نداشته است. با وجود اين اعلام موضع مقامات واتيكان اما توهين‌آميز بودن سخنان پاپ چيزي نبود كه بتوان كتمان كرد و بايد گفت كه او بيشتر در وضعيتي از استيصال در برابر حملات صليبي نتوانست نظري معقول و درخور مقام خود بيان كند. 

استيصال بنديكت شانزدهم تا آن حد بود كه نه تنها هيچگاه نتوانست خشونت‌هاي بي‏حد و حصر صليبيون در افغانستان، عراق و ديگر كشورهاي اسلامي را دريابد بلكه در برابر موج اسلام‌ستيزي سال‌هاي اخير راستگرايان اروپايي نيز وضعيتي منفعلانه داشته است. اين وضعيت استيصال و انفعال چيزي نيست كه براي كليساي كاتوليك آن هم در تحولات سريع و چشمگير جهاني قابل قبول باشد و از اين رو، بنديكت شانزدهم بايد جاي خود را به كسي مي‌داد كه بتواند نگرش كليسا را در اين جهان اصلاح كند. 

اختلافات و مشكلات دروني 

استيصال و قضاوت‌هاي عجولانه و حتي نادرست بنديكت شانزدهم در قبال تحولات سريع جهاني تنها مشكل او نبود بلكه او درون كليساي تحت امر خود با مشكلات سنگيني روبه‌رو بود. قبل از هر چيز لازم به ذكر است كه او با وجود انتخاب سريع به مقامي پاپ در ۱۶ آوريل ۲۰۰۵ اما از همان موقع نيز برخي چندان نظر خوشي به خصيصه سرسختانه وي نداشتند. به دليل همين خصيصه بود كه مخالفانش نام پانزر، نام يكي از تانك‌هاي معروف آلمان نازي در جنگ جهاني دوم را به عنوان لقب به وي داده بودند. اعطاي اين لقب از آن جهت بود كه بنديكت شانزدهم در جناح محافظه‌كار كليساي كاتوليك قرار دارد كه از هرگونه نرمش در قبال نيازهاي موجود جامعه كاتوليك خودداري مي‌كند و از همين جهت در برابر ديگر جناح‌هاي كليساي كاتوليك قرار دارد. لازم به ذكر است كه در كليساي كاتوليك درون خود جناح‌هاي متفاوتي نظير افراطي، محافظه‌كار، ليبرال دارد سواي اينكه تقسيم‌بندي جغرافيايي نيز به اين دسته‌بندي‌ها بعد ديگري داده و موجب شده تا كاردينال‌هاي اسپانيايي- امريكاي لاتيني، كاردينال‌هاي امريكايي و كاردينال‌هاي آفريقايي هر كدام بخشي از قدرت در واتيكان را در دست داشته باشند. شايد به دليل همين دليل بود كه سفر بنديكت شانزدهم به آنگولا در سال ۲۰۰۹ به جنجال تبليغاتي كشيده شد زيرا او حاضر نشد تا در اين كشور آفريقايي توصيه استفاده از كاندوم براي كنترل جمعيت را بيان كند و تنها توزيع مجدد ثروت و توجه به اخلاق و دوري از خشونت در شرايط بحران فعلي را توصيه كرد. ليبرال‌ها از اين مواضع محافظه‌كارانه پاپ چندان خشنود نبودند و ديگر مواضع پاپ نيز چندان مورد قبول تمام جناح‌هاي دروني كليساي كاتوليك نبود. افشاي اسناد و نامه‌هاي محرمانه واتيكان از ديگر زواياي موجود در واتيكان پرده برداشت و به دليل وجود اين مشكلات و اختلافات بود كه كسي همانند ماكس زكلر، از دوستان قديمي بنديكت شانزدهم گفت: «آدم نمي‌تواند تصور كند كه چه درگيري‌هايي در رم وجود دارد.» 

رسوايي اخلاقي 

با وجود تمام اين مشكلات و اختلافات دروني اما شايد سنگين‌ترين ضربه به وجهه و مقام بنديكت شانزدهم ماجراي درگيري كليساي واتيكان در رسوايي اخلاقي باشد. سوء‌‌استفاده جنسي كشيش‌هاي كاتوليك سال‌هاي متمادي است كه برملا‌ شده و كار به آنجا رسيد كه بنديكت شانزدهم در جريان سفر خود به امريكا در سال ۲۰۰۳ اين ماجرا را به عنوان جرياني «شرم‌آور» بخواند. اين ماجرا در ابتداي كار به عنوان تخلف برخي از كشيش‌ها و روسوايي‌هاي اخلاقي فردي مطرح مي‌شد اما رفته رفته عمق ماجرا بيشتر شد تا آن كه پاي واتيكان و حتي پاپ نيز به ميان كشيده شد. مسئله وقتي به بنديكت شانزدهم مرتبط شد كه پائولو گابريله، خدمتكار مخصوص، دستگير شد و دادگاه رسيدگي به پرونده اسناد محرمانه واتيكان در نهايت او را مجرم دانست و به محكوميت او رأي داد. طي تحقيقات از آپارتمان گابريله ۴۶ ساله بيش از يكهزار نامه، فكس و ديگر اسناد محرمانه كشف شد كه حكايت از رسوايي‌هاي اخلاقي مقامات كليساي واتيكان بود و نشان مي‌داد مقامات بالاي واتيكان از اين جريان مطلع بوده‌اند. با در نظر گرفتن اينكه گابريله منشي مخصوص پاپ بوده، اين موضوع مطرح شد كه شخص پاپ تا چه ميزان از رسوايي اخلاقي اطلاع داشته و آيا او با اختفاي حقايق نخواسته به عمد بر سوءاستفاده جنسي مقامات كليساي تحت امر خود پرده‌پوشي كند. براي روشن شدن دخالت پاپ بايد رسيدگي قانوني مي‌شد اما مشكل اينجا بود كه مقام پاپ به عنوان رئيس واتيكان مانع جدي در اين امر است و به همين دليل بود كه رئيس دادگاه واتيكان گفت: «پاپ در هيچ دادگاهي حاضر نخواهد شد زيرا وي به عنوان رئيس يك كشور، از مصونيت برخوردار است». 

اگر چه مصونيت سياسي پاپ مانع رسيدگي حقوقي به نقش او در رسوايي اخلاقي كليساي واتيكان مي‌شد اما روشن است كه وجهه معنوي او به عنوان يك پاپ چنان ضربه‌اي خورده است كه ديگر نمي‌تواند تا آخر عمر اين مقام را حفظ كند. از اين رو بود كه او چاره‌اي جز اعلام استعفا ندارد تا به اين وسيله جاي خود را براي فردي ديگر خالي كند و به اين وسيله بتوان تا اندازه‌اي وجه معنوي مقام اعظم كليساي واتيكان را ترميم كرد اما استعفاي او مشكلات ديگري را ايجاد كرده كه مهم‌ترين آن جنگ قدرت در ميان جناح‌هاي رقيب است. فدريكو لومباردي، سخنگوي واتيكان، ابراز اميدواري كرده كه انتخاب پاپ جديد قبل از عيد پاك انجام شود و از اين رو، كاردينال‌هاي سراسر جهان در ماه مارس جمع خواهند شد تا طي مراسمي جانشين بنديكت شانزدهم را تعيين كنند. جانشين او هر كه باشد با مشكلات و اختلافاتي درگير خواهد شد كه بنديكت شانزدهم را كنار زد و بايد ديد او چگونه خواهد توانست به جنگ اين مشكلات و اختلافات برود تا مقام واتيكان را در جهان پرآشوب حفظ كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار