ماهواره به عنوان يكي از تهديدهاي فرهنگي بالفعل جامعه اسلامي شناخته ميشود. برنامههاي مخرب فرهنگ غرب با هدف تضعيف باورهاي ديني و اخلاقي جوامع مسلمان و به خصوص جامعه اسلامي ايران، توليد و پخش ميشوند. چند سالي است كه ايجاد شبكههاي فارسي زبان روند تهاجم فرهنگي را تسهيل نموده است. برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان با عبور از تمامي خطوط قرمز اخلاقي كه در جامعه ايراني براي آن حريم قائل هستيم، جاذبههاي كاذبي را ايجاد كردهاند و از اين رهگذر بينندههاي ثابتي را در داخل كشور به دست آوردهاند. با مشخص شدن عدم پاسخگويي برخوردهاي فيزيكي با بحث ماهواره و اينكه طرحهاي جمعآوري گيرندههاي ماهوارهاي تنها در كوتاه مدت پاسخگو بوده و تأثيرش نميتواند درمان قطعي براي بيماري تب ماهواره باشد، سياستهاي فرهنگي به سمت استفاده از برنامههاي صدا و سيما به عنوان ابزار مقابله به مثل با ماهواه پيش رفت. در اين مسير صدا و سيما و به خصوص تلويزيون، برنامههايي را براي از بين بردن يكهتازي شبكههاي فارسي زبان ماهواره به اجرا گذاشتند. سياستي كه منجر به ايجاد شبكههاي متنوع تلويزيوني شد تا بينندههاي داخل كشور از حق انتخاب بيشتري در برنامههاي داخلي برخوردار باشند و تعداد شبكههاي صدا و سيما اجازه سر زدن به شبكههاي بيگانه را ندهد. از سوي ديگر بحث محتواي برنامهها و بالا بردن درصد سرگرمكنندگي آنها از ديگر برنامههاي صدا و سيما بود. اينكه بينندگان داخلي براي سرگرمي به سراغ ماهواره ميروند، مديران صدا و سيما را به فكر ايجاد سرگرمي در برنامههاي توليد داخل انداخت. نتيجه اين سياست را ميتوان در انواع برنامههاي توليدي كه در۲۰ شبكه سراسري و چندين شبكه استاني پخش ميشوند ديد. اما نكتهاي كه متأسفانه در برخي از اين برنامهها ديده شده است آن كه گويا جدا كردن مردم از ماهواره با مشابهسازي برنامههاي پخش شده از آن در قالب توليدات داخل كشور و از شبكههاي داخلي همراه شده است. به طوري كه ميتوان نمونه برخي از برنامههاي ماهواره را در توليدات داخل كشور ديد. تقليد در محتوا و شكل اجراي برنامهاي ماهوارهاي در داخل كشور باعث تعجب و تأسف است. اينكه در سازمان قوي و منسجمي چون صدا و سيما فقر ايده و برنامهساز مجرب، كار را به كپي كاري از روي برنامههاي سطحي ماهواره كشانده و بيننده با تماشاي برنامه تلويزيون جمهوري اسلامي به ياد نمونه اصلي آن در ماهواره ميافتد، به جاي آنكه عملي فرهنگي در راه مبارزه با ماهواره باشد، در عمل، فرهنگ ماهواره را با زبان ديگري تبليغ ميكند.
اشتباه اصلي كه در راه مقابله با ماهواره رخ داده اين است كه به جاي اينكه برنامههاي توليد داخل با كيفيت و پربينندهتر طراحي شوند همان برنامههاي ماهواره را با سبك اجراي داخلي به روي آنتن شبكهها بفرستيم. با اين كار در عمل برنامهساز تلويزيون به توانايي ماهواره در توليد برنامه جذاب اعتراف كرده وسطح خود را در حد يك كپي كار ساده پايين ميآورد. با اين روش كاري شبكههاي كوچك فارسي زبان ماهواره، خود را پيش رو و صدا و سيما را پيرو ميبينند، آنها هستند كه مشخص ميكنند كدام برنامه به مذاق بيننده داخلي خوشايند است و آنها هستند كه نسبت به تغيير ذائقه تماشاگران تلويزيون اقدام ميكنند و ما هم در عمل تنها نظارهگر فعاليتهاي آنها خواهيم بود. انفعال فرهنگي درست در اوج مقابله با ماهواره قطعاً مبارزه را با شكست روبهرو خواهد كرد.