يك سال پيش به دوستان گفتم، «دشمن در جبهه فرهنگ شكلات پخش ميكند.» در حالي كه به تحريمها شدت بخشيده و مردم را در تنگناي اقتصادي قرار داده است تا به گمان خود عرصه را هرروز براي به زانو درآوردن عزم ملت ايران تنگ كند، به يكباره نام فيلم جدايي نادر از سيمين (ماجراي يك جدايي) از ايران به عنوان فيلم برگزيده سال امريكا (اسكار) انتخاب ميشود. با پخش اين خبر، عدهاي از اهالي سينما، مانند كودكي كه از دشمن خانواده خود شكلات دريافت ميكند و چشمانش را به همه مصيبتهايي كه به خانواده وارد ميشود ميبندد و حتي دشمن را الگوي خود قرار ميدهد، به جشن و سرور پرداختند. گويي غايت سينماي ايران دريافت اسكار از امريكا بوده است كه با فيلم جدايي نادر از سيمين به غايت خود رسيده است. در فضاي يك سال پيش، عدهاي از منتقدان هشدار دادند كه فيلم جدايي نادر از سيمين يك فيلم ضدايراني ميباشد، اما از جانب جمعيت مسرور محكوم به سياسي، بدبين، متوهم بودن و... شدند. سالهاست شعار هنر براي هنر بر پيشاني هاليوود حك شده است. پارسال همين هاليوود كه به كرار فيلمهاي ضداسلامي و ضدايراني، ساخته بود از جانب جمعيت مسرور الگويي شد براي شعار هنر براي هنر. اما امريكاييها تا چه حد پايبند به شعارهاي خود هستند؟
براي پاسخ به اين سؤال به بررسي دو حادثه مهم اتفاق افتاده در يك سال گذشته امريكا ميپردازم.
۱- جنبش تسخير والاستريت: جنبشي كه حدود يك سال به طول انجاميد و دامنهاش تا اروپا نيز كشانده شد. اين جنبش با شعار ما ۹۹ درصد هستيم، با هدف مبارزه عليه تبعيض ميان ۹۹ درصد جامعه امريكا با يك درصد سرمايهداران صورت گرفت. (مبارزه بانظام سرمايهداري) اما پليس به سمت آنها حمله كرد، كتك زد، از گاز فلفل بهره برد، چند نفر را كشت، به زندان انداخت و رسانههايش را شديداً سانسور خبري كرد و به اين صورت دموكراسي، آزادي بيان، حقوق شهروندي و همه شعارهاي زيبايش را براي جهان تعريف و معني كرد.
۲- مسئله جداييطلبي ايالات: از بعد از انتخاب اوباما به عنوان رئيسجمهور، هر ۵۰ ايالت امريكا درخواست جدايي از فدرال را دادند، يعني هر كدام ميخواستند كشوري مستقل شوند، در قانون اساسي امريكا هر گاه ايالتي با ۲۵ هزار نفر درخواست، خواستار جدايي از دولت فدرال باشد، كنگره موظف به بررسي درخواست ايالت مربوطه ميباشد. اما ايالت تگزاس با بيش از ۱۲۰ هزار درخواستكننده با برخورد سرد و نه محكم فدرال مواجه شد تا اين بار مردم پايبندي دولت امريكا به قانون را مشاهده كنند و امسال نيز فيلم آرگو جايزه دريافت ميكند تا همه معني هنر براي هنر را بهتر دريابند. جمعيت مسرور بعد از اسكار فيلم آرگو در سكوت به سر ميبرند و شايد فهميده باشند نتيجه همه امتيازات امريكا به ما صفر است، البته آنها قبلاً هم سابقه هاليوود در ساختن فيلمهاي ضدايران اسلامي را ديده بودند، فيلمهايي مانند ۳۰۰، اما چرا باز از جايزه دشمن مسرور شدند، ماجرا همان ماجراي پخش شكلات است. ۳۰ سال است كه از تسخير لانه جاسوسي امريكا در ايران ميگذرد. امريكاييها انسانهايي مغرور ميباشند و اگر كسي بلايي بر سر آنها بياورد تا تلافي نكنند آرام نميگيرند. ايران در اوج تحريمها قرار دارد. پيش از اين، دولت امريكا اعلام كرده بود كه تحريمهاي فلجكنندهاي براي ايران در نظر دارد. از سخنان و نوع تحريمها معلوم بود كه انتظار از تحريمها به زانو درآوردن قطعي عزم ملت مسلمان ايران ميباشد و اگر نبود رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب برخي از مسئولان در همان ابتدا وا ميدادند. ملت مقاومت كرد و برعكس آنچه دشمن ميخواست عمل نمود. گويي آرگو را ساخته بودند تا در آن زمان كه ملت ايران شكست انقلاب و اراده خود را ميبينند، از اين فيلم رونمايي كنند تا به مردم مسلمان ايران بفهمانند ما هنوز شكست ۳۰ سال پيش را به ياد داريم. ما هنوز از آن واقعه ميسوزيم و گويي انرژي هستهاي نقابي است بر يك تلافيجويي بچگانه در دنياي به اصطلاح متمدن، اما بازهم ۲۲ بهمن، بازهم حضور گسترده مردم و بازهم شاگردي امريكا در مكتب ملت ايران. ديگر خوب ميدانند هرچه تلاش كنند باز هم نتيجه برايشان هيچ است.