
چند وقتي است سريال نوستالژيك «كهنهسوار» از شبكه آيفيلم پخش ميشود؛ سريالي كه مضمون آن ورزش كشتي و رعايت مرام پهلواني است و در قالب يك مجموعه نمايشي آموزش ميدهد. قهرماني و مدالآوري بايد توأم با پهلواني و اخلاقمداري باشد؛ مقولاتي كه به دليل تنوع ورزشهاي غربي و موج قهرمانگرايي و مدالآوري كمتر شاهد آن هستيم. متأسفانه در ميان انبوه برنامههاي تلويزيوني و فيلم و سريالها خبري از ورزش نيست، چه برسد به فرهنگسازي مرام پهلواني، در حالي كه ورزش بايد از اركان جامعه اسلامي باشد؛ جامعهاي كه رهبرياش با وجود تمام مشغلههاي كاري، فكري و نبود فرصت، به كوه ميروند و همواره نسبت به سه اصل تهذيب، تحصيل و ورزش تأكيد فراوان دارند، خوب نيست كه به ورزش بهايي داده نميشود.
در گفتوگويي كه با دكتر علي زعيتر يكي از دستاندركاران مستند «روحالله» داشتيم، ميگفت: «خيلي دوست داريم تا بعد از اين مستند درباره امام خامنهاي فيلم مستند بسازيم، زيرا ايشان فرد كاملي هستند كه در عين رهبري جهان اسلام وتمام فعاليتهاي سياسي، ديني، اجتماعي و... اهل ورزش هستند، حتي جالب اينجاست كه براي رفتن به كوه كفش فوتبالي ميپوشند، هنوز فرصت اينكار را پيدا نكردهايم ولي مطمئن هستم كار بسيار خوبي خواهد شد.» پس با وجود چنين الگويي در جامعه اسلامي نبايد نسبت به ورزش بيمهري شود و در اينجا باز نوك پيكان به سمت صداوسيما نشانه ميرود كه در فرهنگسازي ورزش و اخلاق ورزشي ناموفق بوده است. اگر حداقل در يكي از سريالها و تلهفيلمها شخصيت ورزشكار پهلوانمنشي وجود داشته باشد كه اخلاق پهلواني و جوانمردي را به تصوير بكشد مطمئناً تأثيرگذار خواهد بود. سريال «كهنهسوار» سالها پيش ساخته شد اما به خوبي به اخلاقمداري و پهلوانمنشي ورزشكاران اشاره دارد، البته چند سال قبل در سريال «در مسير زايندهرود» حسن فتحي هم گذرا به شخصيت اخلاق و منش پهلواني پرداخت، هرچند در نيمه سريال رها شد ولي حركت خوبي بود كه ديگر در تلويزيون شاهد آن نبوديم. درست است كه اغلب بازيگران الگويشان هاليوود است و براي همين ذهنيتهايشان حول و حوش فيلمهاي هاليوودي ميچرخد اما وظيفه مديران صداوسيماست كه اين فرهنگسازي را در جامعه داشته باشند و براي زنده كردن ورزشهاي سنتي كه توأم با روحيه و اخلاق پهلواني و فتوت بودهاند، تلاش مجدانه داشته باشند، لذا صداوسيما بايد آستين همت بالا بزند و وارد ميدان شود اينكه مدام از نقاط ضعف و كاستيها بگوييم و از كنار آن رد شويم، مسلماً چارهساز نيست، بايد فرهنگسازي كرد و مفاهيم ناب كمرنگ شده اخلاقي و ورزشي را دوباره در جامعه پررنگ نمود، البته ما ازسينما انتظار خاصي نداريم زيرا بيشتر ميدان سوپراستارسازي براي گيشه شده يا اينكه هر بار زخمي بر پيكره نظام ارزشها و آرمانهاي نظام وارد كند اما از صداوسيما توقع اين فرهنگسازي ميرود تا براي نسل كنوني از پهلواني و اخلاق ورزشي بگويد و هويتهاي ملي و دينياش را در زمينه ورزش به تصوير بكشد و ذائقههاي مخاطبان را در اين مسير هدايت كند، چنانچه با انبوه برنامه در مورد فوتبال و ستارهسازي ميل و رغبت براي فوتباليست شدن را بالا برده است، پس در اين قضيه هم ميتواند به خوبي ورود پيدا كند و اخلاق ورزشي را در جامعه تسري دهد. توجه به ورزشهاي سنتي با بُنمايههاي فرهنگي يكي از راهكارهايي است كه تا حدود زيادي ميتواند فرهنگ خشونت و لااباليگري ورزشهاي وارداتي را تعديل كند. در كشور هاوايي براي اين كار يك روز را براي ورزشهاي سنتي اختصاص دادهاند تا در اين روز نسل جوان با راه و رسم قديمي كسب مهارت و ورزشهاي بومي آشنا شوند زيرا از طريق ورزش است كه به غير از تسري شادي و نشاط در جامعه، ميتوان اخلاقمحوري را نهادينه كرد.
متأسفانه امروزه به دليل تبليغات مختلف ازسوي رسانههاي زرد، بعضاً آرمانها تحريف شدهاند و قهرمانمحوري به جاي پهلوانمحوري قرارگرفته است، بههمين خاطر است كه گاه و بيگاه از سوي ورزشكاراني كه در فضاي رسانهاي شناخته شده هم هستند و الگوي جوانان و هواداران خود هستند بداخلاقي و هنجارشكني ميبينيم، بنابراين گسترش فرهنگ ورزشي درسطح جامعه بايد هم به لحاظ سختافزاري باشد و هم از لحاظ نرمافزاري، زيرا ما داراي گنجينههاي باارزشي از پهلوانان و جوانمرداني هستيم كه در عين توانايي جسمي، داراي اخلاق والاي انساني هستند و بهترين الگو براي نسل فعلي ما ميتوانند باشند و رسانهملي به دليل فراگيري و عموميت ازطريق شخصيتسازي در سريالهاي تلويزيوني نه بهصورت مقطعي و گذرا بلكه در حركتي مداوم ميتواند اين جايگزينهاي مطلوب را در جامعه تزريق كند.
بايد تلاش كرد تا ارزشهاي ديني و انقلابي در پوست و گوشت اهالي ورزش از همان ابتداي ورود به اين عرصه آميخته شود و با جدي گرفتن مفاد منشور اخلاقي در مقام عمل، فضاي سالمي را در ورزش ايجاد كنيم و بهنوعي تفكر بسيجي در ورزش شكل بگيرد كه اگر اينگونه شد، ديگر نگران بروز رفتارهاي ناشايست اخلاقي در صحنههاي ورزشي نخواهيم بود. روحيه شجاعت و شهادت در مسئله ورزش تقويت شود و قهرمانپروري دركنار الگوي پهلوانپروري ترويج گردد، در واقع ايدئولوژي بسيجي بايد به داد ورزش امروز ما برسد تا ورزش را متحول كند و در مسير طبيعي خود قرار دهد. اگر نقش فرهنگي ورزش از ورزش، اعم از بومي يا وارداتي، برداشته شود چيزي از آن باقي نميماند. ورزش امروز ما بايد به تقويت مناسبات انساني منجر شود و صفات برجسته را در انسانها تقويت كند. جوانمردي، نوعدوستي، مروت، برادري، صلحطلبي و اخلاق نيكو از جمله صفاتي هستند كه به وسيله ورزش در ورزشكار تقويت ميشود و سپس در جامعه تسري ميبايد و اين صفات مؤلفههايي هستند كه ورزشكاران، اين سفيران كشورمان، ميتوانند در ساير جوامع متجلي كنند و نمادي از يك ورزشكار مسلمان و متعهد ايراني باشند.