در فيلم هاليوودي «آرماگدون»، سازمان فضايي ناسا با چشمهاي اساطيري خود متوجه نزديك شدن جرم فضايي بزرگي به سوي زمين ميشود. آنان كه هفتهها تا اصابت سنگ فضايي به زمين فرصت دارند، مشغول گزينش و سپس آموزشهاي ويژه ناجيان زمين ميشوند و سرانجام برگزيدگان امريكايي، سوار بر سفينههايشان شده و پس از فداكاريهاي افسانهاي با انهدام سنگ آسماني عظيم، باعث نجات كره زمين و عقب افتادن رستاخيز ميگردند! اما در دنياي واقعي ما، سقوط صخره ۱۰هزار تني يا به قول هاليوود «آرماگدون»، روز جمعه ۱۵ فوريه ۲۰۱۳ در ۲۷ بهمن ۹۱ در حالي اتفاق افتاد كه به جاي ابرتلسكوپهاي سازمان فضايي ناسا، دوربينهاي موبايل مردم كوچه و خيابان، لحظاتي پيش از ورود سنگ آسماني به زمين، آن را ديدند و ثبت كردند. آيا ميدانيد روز ۱۵ فوريه ۲۰۱۳ پديدهاي كه ميتوانست به آخرالزمان بدل شود، براي تمام مردم كرهزمين به نمايش گذاشته شد تا انسان به ناتواني خود در برابر برخي بلايا انديشه كند؟ اين صخره عظيمالجثه اگر در اتمسفر كره خاكي ما گرفتار نميشد، برخورد اين جرم سماوي با زمين، ميتوانست كل حيات سياره ما را در انفجاري جهنمي و قيامت گونه به نابودي بكشاند. اگر چه قدرت انفجاري اين سنگ مهيب، ۳۰ برابر بمب اتمي هيروشيما برآورد شده ولي اصابت پر شتاب آن به كره زمين ميتوانست سرنوشت دايناسورها را اين بار براي انسانها رقم بزند. اين سنگ فضايي در زماني عرض اندام كرد كه كمي پيش از اين، كارشناسان ناسا طي يك بيانيه رسمي به مردم جهان اطمينان داده بودند كه هيچ خطري متوجه كره زمين نيست و هيچ «آستروئيد»، «سيارك» و «شهاب» عظيمي به سوي زمين نميآيد! هرازگاهي از تريبون ناسا اخباري منتشر ميشود كه تريلياردها سال نوري آنسوتر يك ستاره، ستاره ديگر را به سوي خود ميكشد يا سياهچالهاي در فلان مسافت افسانهاي، در حال فرو بلعيدن يك كهكشان است. در حالي كه در آسمان يك كشور ظاهراً پيشرفته، يك صخره عظيم به سوي زمين ميآيد و حتي لحظاتي قبل از سقوط آن يك آژير قرمز هم كشيده نميشود. پس گنبد آهنين غيرقابل نفوذ و رادارهاي فوقپيشرفته نظامي كه ادعا ميشود ورود يك كبوتر را رصد ميكنند، كجا بودند؟ وقتي اتحاد جماهير شوروي موشك حامل انسان خود را در ماه فرود آورد، امريكا هنوز به اين توانايي نرسيده بود و صرفاً براي فريب افكار عمومي به جعل واقعيت روي آورد و با استفاده از قدرت هاليوود، ماكتي از كره ماه آماده كرد و با جلوههاي ويژه، بازيگراني را به عنوان فضانوردان فرود آمده بر ماه، به جهان نشان داد كه پرچم امريكا را بر سطح ماه به اهتزاز درميآوردند اما ضربالمثل بيرون آمدن ماه از پشت ابر مصداق يافت و به زودي ماجرا لو رفت و به افتضاحي بزرگ موسوم به واترگيت مبدل گرديد كه تا امروز چندين فيلم افشاگرانه از آن ساخته شده است. پس از اين ماجرا براي بسياري از ناظران، اين سؤال پيش آمده كه آيا همه اين ادعاهاي «پيشتازان فضا» يك «واترگيت» هماهنگ شده بزرگ در هزاره سوم نيست؟ رسانههاي غربي و شرقي درباره توان ابرقدرتها، قصهسرايي ميكنند و ابرقدرتها هم با تبسمهايي مقتدرانه در ميادين بينالمللي گام ميزنند و از پچپچهاي كشورهاي تأثير پذيرفته از تبليغات دروغين، مسرور ميشوند و بر رونق بازار زرادخانههايشان ميافزايند. اما چرا كسي نپرسيد زمان سقوط جسمي صدها برابر يك موشك بالستيك در آسمان يك كشور صاحب تكنولوژي پيشرفته، ماهوارههاي نظامي مجهز به تسليحات جنگ ستارگان، كجا بودند؟ پايگاه فضايي بينالمللي چرا نتوانست چند هفته زودتر، نزديك شدن اين جرم فضايي «كندرو» را به صاحبان ابرقدرت آن اطلاع دهد؟ هر سال خبر ساخته شدن تلسكوپي قويتر از پيش، به اطلاع مردم جهان رسانده ميشود كه به ادعاي رسانههاي غربي ميتواند حتي شهابهاي كهكشانهاي ديگر را هم رصد كند. صخره ۱۰ هزار تني غول پيكر، جتي با تكنولوژي ضدرادار نبود كه «ناسا» بتواند عدمرصد آن را توجيه كند بلكه يك سنگ سماوي بزرگ بود كه با سرعتي بسيار كمتر از ساير اجرام فضايي به آهستگي وارد فضاي كره زمين شد و خداوند، تنها ناجي انسان مغرور، آن را در دستهاي مهربان خود به خاكستر مبدل كرد تا هم مهرباني و عطوفت خود را بار ديگر به مردم جهان بنماياند و هم مدعيان دروغين نجات جهان را مفتضح گرداند. اگر چه سقوط بقاياي اين سنگ باعث زخمي شدن ۱۵۰۰ نفر و خسارات سنگين مالي گرديد ولي در قياس با فاجعه عظيمي كه ميتوانست وقوع يابد، بسيار كماهميت است. آيا سزاوار نيست در پي اين حادثه، آمرين فيلمهاي سفارشي به هاليوود توصيه كنند فيلم خودبزرگبينانه «آرماگدون» و آثار آخرالزماني ديگر خود را در سطلهاي زباله بريزند و پس از اين واقعه، جهان غيرقابل پيشبيني را محل حكمراني الهههاي اساطيري معرفي نكنند؟ آيا بهتر نيست به ناسا دستور دهند به جاي رصد كردن تريلياردها سال نوري آنسوتر و دادن نظريات ضدخدايي خلقت جهان، مقداري گِل برداشته و بسياري از درهاي بيهودگي خود را گِل بگيرد و بخشي از ثروتهاي به سرقت رفته جهان را صرف بهبود وضع همنوعان فقير در كشورهاي به استضعاف كشيده كنند؟ چيزي كه باعث شگفتي و همزمان «تأثر خاطر» انسان انديشهگر ميشود اين است كه هيچ فراخوان عمومي براي شكرگزاري از خداوند بابت نجات زمين انجام نشد. اگر جنس اين صخره از عنصر مقاومتري تشكيل شده بود كه در مجاورت با اتمسفر زمين از هم نميپاشيد، اگر سرعت و شتاب اين جرم سماوي ۱۰ برابر سرعت فعلي بود و اگرهاي بسيار ديگر، اينك انساني زنده نمانده بود تا شايد از سر تفنن به خبر انهدام طبيعي صخره فضايي توجه كند. هر زمان كه به آسمان مينگريم بايد به خاطر بياوريم كه گنبد ضدبلايايي را نظاره ميكنيم كه فقط در يد قدرت «حيالقيوم» است و بس. آيا نديدي كه خداوند آنچه را در زمين است مسخر شما كرد و (نيز) كشتيهايي را كه به فرمان او بر صفحه اقيانوسها حركت ميكنند و آسمان [= كرات و سنگهاي آسماني] را نگه ميدارد تا جز به فرمان او، بر زمين فرو نيفتند؟ خداوند نسبت به مردم رحيم و مهربان است! و او كسي است كه شما را زنده كرد، سپس ميميراند، بار ديگر زنده ميكند، اما اين انسان بسيار ناسپاس است. (سوره حج آيات ۶۵ و ۶۶)