تمامي كساني كه مذاكرات ايران با گروه ۱+۵ را با دقت رصد ميكنند، بر اين اعتقاد هستند كه اين دور از مذاكرات، هم به لحاظ شكلي و ساختاري و هم به لحاظ حقوقي و محتوايي، داراي تفاوتهاي آشكار و اساسي نسبت به مذاكرات قبلي ميباشد. بسياري از رسانههاي جهان كه اين مذاكرات را پوشش ميدهند، بر خلاف گذشته كه مذاكرات را شكستخورده، غير مفيد، به بنبست رسيده و غيرسازنده ارزيابي ميكردند، مذاكرات «آلماتي» را مثبت و حركتي سازنده و روبه جلو ارزيابي كردند.
بيبيسي اين گفتوگوها را داراي نتيجه خواند و گاردين از مذاكرات آلماتي به عنوان نقطه عطفي در روابط ايران و ۱+۵ ياد كرد. پايگاه «آلمانيتور» فضاي مذاكرات را نسبت به نشستهاي قبلي مثبتتر اعلام كرد و خبرگزاري فرانسه اعلام داشت مذاكرات قزاقستان از احتمال موفقيت گفتوگوها حكايت دارد. در كنار ارزيابي مثبت از مذاكرات آلماتي، قضاوتها از پيروزي ايران در اين مذاكرات با عقبنشيني طرف غربي حكايت دارد.
اين قضاوتها و تصريحها در نمايش قدرت و منطق ايران در خلال مذاكرات، خشم و نگراني صهيونيستها را به گونهاي در پي داشت كه «ليبرمن» وزير سابق امور خارجه رژيم غاصب اسرائيل، با لحني اعتراضآميز نسبت به رويكرد غرب در قبال فعاليتهاي هستهاي ايران گفت: «اين گفتوگوها،چراغ سبزي براي ايران بوده تا برنامه هستهاي خود را ادامه دهد.» تيم مذاكرهكننده هستهاي ايران، پس از مذاكرات آلماتي، با صدور بيانيهاي، مذاكرات را مثبت ارزيابي كرد و اعلام داشت، نگاه ۱+۵ نسبت به قبل واقعبينانهتر شده و طرف غربي سعي دارد در برخي موارد خود را به ديدگاههاي ايران نزديك كند.
آقاي دكتر باقري معاون دبير شوراي عالي امنيت ملي نيز در گفتوگوي ويژه خبري شبكه ۲ سيماي جمهوري اسلامي، به دستاوردهاي ملت ايران در مذاكرات آلماتي اشاره كرد و ضمن تشريح تغيير رويكرد ۱+۵ نسبت به گذشته گفت: «مذاكرات آلماتي ميتواند نويدي براي بهبود شرايط مذاكرات و رسيدن به توافق ميان دو طرف باشد.»
سؤال اين است كه آيا تغيير در رويكرد و مواضع ۱+۵ نسبت به حقوق هستهاي ايران دخالت راهبردي دارد يا اينكه به لحاظ شرايط كنوني، جنبه تاكتيكي داشته و در آينده اين رويكرد عوض ميشود؟
پاسخ قطعي به اين سؤال را بايد به آينده موكول كرد. آنچه در مقطع كنوني ميتوان گفت، موقعيت ايران در ايجاد انعطاف و دست زدن به عقبنشيني در مواضع غربيها است. بايد دلايل اين انعطاف و عقبنشيني از مواضع را در طرف غربي جستوجو نمود. آنان در گذشته روي توقف غنيسازي ايران يا تعطيلي فردو تأكيد و تصريح داشتند وليكن در مذاكرات آلماتي بر اين موضوعات ورود نداشتند.
به نظر ميرسد شرايط پديد آمده در ايران و منطقه، غربيها را به اين جمعبندي رسانده كه راهبرد فشار بر ايران، بدون نتيجه بوده و جمهوري اسلامي در حال طي كردن روند قدرتيابي روزافزون خود ميباشد.
مجموعه عواملي كه اين شرايط را پديد آورده عبارتند از:
۱- بينتيجه بودن سياست و راهبرد تشديد تحريمهاي اقتصادي با هدف ناراضي كردن مردم ايران
۲- پيشرفتهاي شگرف ايران در حوزههاي گوناگون علوم و فنون جديد به ويژه در حوزه هستهاي
۳- حضور پرشور و نشاط مردم ايران در مراسم راهپيمايي ۲۲ بهمن و تأكيد بر حقوق هستهاي خويش و ايستادگي در برابر امريكا
۴- برگزاري موفقيتآميز اجلاس شانزدهم گروه عدم تعهد در تهران و رياست سه ساله ايران بر اين جنبش
۵- عدم تغيير در محاسبات مسئولان نظام و به ويژه رهبري معظم انقلاب اسلامي مبني بر ايستادگي در برابر فشارها
۶- شكست سياستها و راهبردهاي نظام سلطه در سوريه با هدف تغيير موازنه استراتژيك در منطقه به ضرر ايران
۷- بحرانهاي جدي اقتصادي و اجتماعي دركشورهاي غربي كه هزينههاي تداوم تحريمهاي ايران را براي آنان بالا ميبرد.
بديهي است كه در صورت تغيير اين شرايط، غربيها ممكن است در رويكردهايشان تغيير ايجاد شود. بايد اين شرايط را با بصيرت، هوشمندي، كار و تلاش، وحدت و همدلي حفظ كرد. مذاكرات آلماتي ميتواند يك نقطه عطف و آغازي براي ورود به مرحله جديد و حل منازعه هستهاي بين ايران و غرب باشد. رمز پيروزي در اين مذاكرات، حفظ شرايط كنوني با ايستادگي و تداوم بخشيدن به مقاومت در برابر فشارها، تحريمها و زيادهخواهيهاي غربيها و به ويژه نظام سلطه ميباشد. در اين مسير ملت ايران، بايد وحدت كلمه خود با محوريت ولايت را بر هر چيز ديگري اولويت دهد. اگر اين مسير را ملت ايران طي كند، رويكرد جديد غربيها در آلماتي، چه جنبه راهبردي داشته باشد چه جنبه تاكتيكي، در نهايت آنان چارهاي جز پذيرش حقوق هستهاي مردم ايران نخواهند داشت. بدون ترديد، اگر انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲، حماسهاي ديگر در امتداد حماسه ۲۲ بهمن ۹۱ باشد، طول مسير حركت ملت ايران براي رسيدن به نقطه مطلوب در مذاكرات هستهاي بسيار كوتاه خواهد شد.