
محمد مرسي، رئيسجمهور مصر، در ۲۲ فوريه فرماني را صادر كرد و در آن زمان برگزاري انتخابات از ۲۷ آوريل تا ۲۷ ژوئن را اعلام كرد. اين فرمان موجب تحرك در ميان مخالفان شده و جبهه نجات ملي و ديگر گروههاي مخالف از هم اكنون پيششرطهايي را در پيش روي مرسي و دولت او قرار دادهاند تا موافقت خود را براي شركت در انتخابات اعلام كنند. بايد گفت كه پيششرطهاي آنها آنقدر سنگين است كه موافقت مرسي بعيد به نظر ميرسد اما همين ميزان هم راه را براي گفتوگوهاي سياسي باز كرده است تا آنكه روزنهاي هر چند كوچك براي توافق ايجاد شود. با وجود اين، گفتوگو و چانهزنيهاي سياسي مانع ادامه تظاهرات مخالفان نخواهد شد و به اين جهت، روزهاي مانده به اواخر آوريل گفتوگو به همراه اعتراضات سياسي بر فضاي سياسي مصر سايه مياندازد. مسئله مهم در اين فضا وضعيت ارتش و امراي آن است كه نسبت به وضعيت موجود چه واكنشي خواهند داشت.
كنار گذاشتن امراي سابق ژنرال محمد حسين الطنطاوي از زمان كنارگيري حسني مبارك از قدرت در ۱۱ فوريه ۲۰۱۱، قدرتمندترين فرد در مصر بود زيرا او در راس شوراي نظامي قدرت را از حسني مبارك به دست گرفت و بعد از پيروزي محمد مرسي در انتخابات رياست جمهوري، قدرت را در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۲ به او واگذار كرد. رهبران و گروههاي سياسي كه حسني مبارك را از قدرت به زير كشيده بودند تا زمان انتقال قدرت به مرسي شوراي نظامي و به خصوص ژنرال طنطاوي را متهم به طفره رفتن در قبال وعدههايش ميكردند اما اين اتهامات موجب نميشد كه ژنرال و ديگر همكارانش در شوراي نظامي را مجبور به تندروي در قبال آنان كند زيرا او و امراي ارتش بيش از هر چيز سعي ميكردند وجهه خود را در افكار عمومي حفظ كنند. همين سعي بود كه آنان را مجبور كرد تا بعد از دور دوم انتخابات رياست جمهوري، احمد شفيق يا كانديداي مورد نظر خود را كنار بزنند و مجبور شوند محمد مرسي از سوي اخوانالمسلمين بر صندلي رياست جمهوري اين كشور تكيه زند. طنطاوي با پذيرش مرسي به عنوان نخستين رئيسجمهور غيرنظامي مصر اميد به نوعي همكاري با رقيب ديرينه اخوانالمسلمين داشت اما اين رقيب او را مهمترين عنصر بازمانده از رژيم سابق ميدانست كه بايد در نهايت راهي براي كنار گذاشتنش مييافت. در واقع، طنطاوي همراه با حسني مبارك و عمر سليمان سه ركن اصلي رژيم سابق را تشكيل ميدادند كه با سقوط مبارك و كنار رفتن كامل سليمان، تنها اين طنطاوي باقي مانده بود و از ساختار سابق دفاع ميكرد. مرسي از زمان تحويل قدرت همكاري متوقع طنطاوي را مبدل به كشمكشي ناپيدا با او كرد تا سرانجام و با استفاده از حادثه خونين صحراي سينا، اين فرصت را پيدا كند كه طنطاوي را در ۱۲ آگوست ۲۰۱۲ بركنار كند و ژنرال عبدالفتاح السيسي را به جاي او در مقام وزير دفاع مصر قرار دهد.
ارتش در حاشيه؟ حكم عزل براي طنطاوي و حتي ديگر امراي ارتش سريع، ناگهاني و غيرمترقبه بود اما آنان چارهاي جز پذيرش آن را نداشتند و السيسي به راحتي جاي قدرتمندترين فرد در ارتش مصر نشست و اين واقعه به معناي به حاشيه راندن ارتش از سوي مرسي تعبير شد. السيسي چنان جايگاهي مثل طنطاوي نداشته و همين نيز تعبير به حاشيه راندن ارتش را تأييد ميكند اما با وجود اين بايد گفت كه ارتش مصر، جا به جايي در راس قدرت، از گردونه قدرت خارج نميشود و همواره يكي از پايههاي اصلي قدرت در اين كشور است. همين موقعيت ارتش موجب شده تا السيسي بعد از دوره كوتاهي فترت اهرم قدرت ارتش را آن چنان در اختيار بگيرد كه مرسي نيز نتواند تاثيري در آن بگذارد. ماه نخستين از ۲۰۱۳ اعتراضات خياباني در مصر به اوج خود رسيده بود و السيسي در اين شرايط مخالفت صريح خود را به آوردن ارتش در زير پرچم حمايت از اخوانالمسلمين اعلام كرد و در ماه بعد نيز مخالفت خود را در حمايت ارتش از اين جريان سياسي حاكم بر مصر اعلام كرد. اين موضعگيري وزير دفاع و مهمترين مقام در ارتش به عنوان موضعگيري اصلي ارتش تعبير شد و همين نيز خشم مرسي را برانگيخته بود. شايعه بركناري السيسي از قدرت ناشي از خشم مرسي بود اما او نتوانست رفتاري همانند طنطاوي با او كند و در نهايت هر دو طرف با صدور بيانيههايي نوعي آشتي بين خود را به نمايش گذاشتند، آن دست آشتي كه بيشتر به معني تسليم مرسي در موقعيت السيسي در ارتش بود. السيسي بعد از اين جريان گامي فراتر گذاشت و ميتوان گفت كه اظهار نظر ژنرال صدقي صبحي، رئيس ستاد مشترك ارتش، به اشارت او انجام شد.
صبحي در اظهار نظري عجيب اعلام كرد كه اگر مردم مصر به ارتش نياز داشته باشند، ارتش ظرف چند ثانيه در خيابان حاضر خواهد بود. اين اظهار نظر آشكارا خبر از دخالت مستقيم ارتش در تحولات سياسي مصر ميداد اما نه به نفع مرسي و دولت او بلكه دخالتي كه ميتواند به نفع مخالفان او باشد. در واقع، اين اظهار نظر هشداري به مرسي بود كه اگر او نتواند به مصالحهاي با مخالفان برسد و ناراآمي همچنان بر فضاي سياسي مصر حاكم باشد، ارتش با دخالت مستقيم حتي حاضر به تقابل با مرسي است. در نتيجه، مرسي قبل از هر چيز بايد در اين فكر باشد تا با انتخابات پارلمان فكري براي بحران سياسي كند و گر نه به غير از مخالفان، ارتش مصر را نيز در برابر خود خواهد ديد.