
نقطه مشترك تمامي اينها تأكيد جمهوري اسلامي ايران بر صلحآميز بودن برنامه هستهاي و عدموجود موارد مخفي در خصوص اين برنامه است؛ موضوعي كه غربيها هيچگاه حاضر به پذيرش آن نشدند و همواره كوشيدند كه از طريق فرافكني و ايراد اتهاماتي خلاف واقع به فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي، عملاً اين برنامه صلحآميز را متوقف كنند؛ برنامهاي كه بر اساس معاهدههاي بينالمللي، يك حق غيرقابل چشمپوشي براي تمام كشورهاي عضو است، البته به شرطي كه بر اساس همان معاهدهها، بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي، اين اجازه را داشته باشند كه فعاليتهاي كشورهاي عضو را تحت نظارت خود داشته باشند تا مانع از انحراف اين فعاليتها شوند.
همكاريهاي دائم ايران با بازرسان آژانس
در اين بين انجام بازرسيها نيز اگرچه تابع قوانيني خاص است اما جمهوري اسلامي ايران براي خنثي كردن جوسازيهاي صورت گرفته عليه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي خود، بارها اجازه دسترسي بازرسان آژانس به اماكن هستهاي خود و حتي محلهاي غيرهستهاي نظير پادگان پارچين را صادر كرده است و اين بازرسان آزادانه توانستهاند نه تنها از اين اماكن بازرسي به عمل بياورند بلكه جلساتي نيز با دانشمندان هستهاي كشورمان داشتهاند. علاوه بر اين، ايران به صورت دقيق ميزان فعاليتهاي هستهاي و توليدات سوخت خود و همچنين ميزان سانتريفيوژهاي خود را به آژانس بينالمللي انرژي اتمي اطلاع ميدهد؛ ماجرايي كه البته هزينههاي فراواني نيز براي جمهوري اسلامي به دنبال داشته و بارها شاهد افشاي اطلاعات سري هستهاي ايران توسط همين بازرسان بودهايم؛ بازرساني كه بيشتر عملكردي جاسوسي دارند. علاوه بر اين، پيگيري سرنخ سوءقصدهاي صورت گرفته به جان دانشمندان هستهاي كشورمان نيز نشان ميدهد بخشي از اطلاعات و مشخصات اين دانشمندان شهيد توسط همين جاسوسان بازرسنما در اختيار سرويسهاي جاسوسي و تروريستي رژيم صهيونيستي و غرب قرار گرفته است اما هيچ كدام از اين بازرسيهاي مو به مو نتوانست عاملي براي كوتاه آمدن غرب از مواضع خود در قبال برنامه هستهاي ايران شود.
اسرائيل پاسخگو نيست
اما در اين بين اين رفتار غرب با جمهوري اسلامي ايران، زماني رنگ تناقض به خود ميگيرد كه در همين منطقه خاورميانه، رژيم صهيونيستي با داشتن چندصد كلاهك هستهاي و انجام آزمايشات متعدد خارج از عرف، هنوز عضو هيچيك از مجامع بينالمللي ناظر بر فعاليتهاي هستهاي نيست. اين در حالي است كه هيچ فشاري نيز بر اين رژيم جهت پيوستن به آژانس بينالمللي انرژي اتمي و امضاي پروتكل الحاقي وجود ندارد و آنها در سايه يك حمايت پولادين از سوي غرب، در حال تبديل كردن سرزمينهاي اشغالي به يك زرادخانه بزرگ تسليحات هستهاي هستند.
پيشرفتهاي ناخوشايند غرب
اما در اين بين، پيشرفتهاي هستهاي ايران كه در چارچوب تمام معاهدههاي بينالمللي بود، چندان به مذاق غرب خوش نيامد چراكه آنها هرگز حاضر به پذيرش عضوي جديد در باشگاه هستهاي انحصاري خود نبودند، بنابراين رويكردي خصمانه را در قبال ايران پيش گرفتند و با ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت، قطعنامه تحريمي عليه كشورمان تصويب كردند؛ تحريمهايي كه خود نيز امروز اعتراف به ناكارآمدي آنها دارند، از اين رو غرب با مشاهده ناتواني تحريمها در روند پيوستن ايران به باشگاه هستهاي جهان، مجبور به پذيرش واقعيتي بزرگ در قبال ايران شد؛ واقعيت ايران هستهاي.
حال دنياي غرب با پذيرش اين واقعيت و تغيير لحن كه به ظاهر مثبت ميآيد، پشت ميز مذاكره با ايران مينشيند؛ ميزي كه برخلاف گذشته دستور كار آن را ايران مشخص ميكند و با پذيرش شروط ايران براي لاپوشاني شكستهاي خود از مذاكرات موفق سخن به ميان ميآورد؛ موضوعي كه در مذاكرات آلماتي به صراحت به آن اعتراف شد و هر دو طرف عنوان كردند كه نتايج مثبتي از اين مذاكرات به دست آوردهاند. اين در حالي بود كه جمهوري اسلامي همچنان همان روند قديمي خود درخصوص داشتن يك منطق واحد براي دستيابي به انرژي پاك و صلحآميز هستهاي تأكيد كرده و از اين منطق كوتاه نيامده بود.
پشتوانه مردمي، عامل عقبنشيني
در اين ميان، يكي از مهمترين موضوعاتي كه باعث عقبنشيني غرب از تهديدات خود شد، وحدت ايرانيان در مقابل دشمنان است؛ وحدتي كه نمونه آن در بسياري از ميعادگاههاي ايرانيان نظير انتخابات و راهپيماييهاي مختلف نمود پيدا كرد؛ حركاتي كه در آن، ايرانيان بدون توجه به سلايق سياسي خود يكپارچه به آنها پيوستند تا اثبات كنند كه به رغم تمام اين اختلاف سليقهها در موضوعات مختلف، بر سر نظام، سرزمين و امنيت ملي خود همنظر و متفقالقول هستند. گرچه غربيها در گذشته و در ماجراي جنگ تحميلي نيز اين تجربه را به دست آورده بودند كه ايرانيان در بحرانهاي مختلف سريعتر از آنكه فكرش را بكنند، به وحدتي بينظير و مثالزدني دست پيدا خواهند كرد.
در نهايت، همين ايستادگي مقتدرانه رهبري و مردم ايران بود كه باعث شد غرب از مواضع خود عقبنشيني كند و در مذاكرات از مواضع پيشين خود كوتاه بيايد، به طوري كه امريكاييها كه روزي مدعي بسته شدن پنجره ديپلماسي در مقابل ايران بودند، حالا با واسطههاي مختلف به ايران پيام ميدهند كه در صورت ارائه تضمينهاي مورد نظر، حاضر به پذيرش ايران هستهاي و قبول غنيسازي اورانيوم ۲۰ درصد در ايران هستند.