
اسفندماه زمان عشوهگري طبيعت است و ماه سرخوشي كودكانه، نو شدن، تميزي، شيريني، آجيل، عيد ديدني، تازه شدن، خانه تكاني مادران؛ خلاصه اسفند ماه استقبال از بهار است. در اين استقبال باشكوه كه همه را به نوعي درگير خود ميكند گاه به بياخلاقيهايي برميخوريم كه نامهايي موجه دارند، وعدههايي كه هر سال تكرار ميشوند، فشارهايي كه هر ساله هست و رسمهايي كه به جا آوردنشان هر سال سختتر ميشود. عيد ديدنيهاي ساده و شاديآوري كه هميشه خوشيهاي بسياري را به دنبال داشت حالا شده محل اعلام ميزان هزينههايي كه نشان از مصرفگرايي صرف دارد و علت آن چشم و همچشمي است. اينجاست كه اكثر اصطلاحات مورد استفاده در معاني متفاوتي به كار ميروند؛ مثلاً خانهتكاني بسيار شبيه به اسبابكشي شده! پيدا كردن معاني واقعي اين اصطلاحات نياز به متخصصان علم هرمنوتيك ندارد بلكه كافي است كه چشمانمان را باز كنيم تا ببينيم كه دولت، مردم و كسبه، با تغيير سبك و روش زندگي در چه وضعيتي هستند.
۱- كنترل بازار: بازار هميشه تحت كنترل دولت بوده و هست؛ البته به شكل خاص خودش! خصوصاً نزديك عيد اين نوع كنترل بازار مشهودتر ميشود. قيمتها به صورت نجومي مثلاً صددرصد بالا ميرود بعد دولت چون بازار را تحت كنترل دارد در مورد آن كالاي خاص به بازار ورود ميكند و براي تعديل قيمت آن كالاي خاص، تمهيداتي را در نظر ميگيرد. اين تمهيدات زماني اتفاق ميافتد كه عموم مردم به قيمت جديد عادت كردهاند يا اصولاً قيد مصرف آن كالا را به طور كلي زدهاند! آن زمان با تمهيدات دولت قيمتها مثلاً ۱۰ درصد كاهش مييابد؛ بعد، همه خوشحال ميشوند و قدردان زحمات دولت! گرچه در واقع قيمت آن كالاي خاص كلي نسبت به چند ماه قبل خيلي گرانتر شده است.
۲- حقوق: نقشي بسيار اساسي براي بقا دارد؛ در واقع همان است كه باعث ميشود آب از سرمان نگذرد كه اگر بگذرد چه يك وجب چه صد وجب. اين موهبت الهي معمولاً سالي يكبار به لطف مديران، خيلي كمتر از ميزان تورم زياد ميشود. هرچه كه اين تورم بيحياست، ما حقوق بگيران مودب و باحيا هستيم و هيچ به روي خودمان هم نميآوريم كه حقوق ما فاصلهاي زياد دارد با ميزان تورم!
۳- تورم: اين تورم براي خودش داستاني دارد مفصل! مسئول بسياري از مشكلات و دعواهاست اما خودش مسئول ندارد، صاحب ندارد، همه از پير و جوان، بزرگ و كوچك، مسئول و بيمسئوليت، ورزشكار و معتاد، با تمام قدرت در حال مبارزه با آن هستند اما اين موجود بيحيا باز هم بالا ميرود و ظاهراً هيچكس جلودارش نيست. تا به حال، همه مسئولان مخالف گراني بودند كه اين گراني اين همه يكه تازي ميكرد اما خوشبختانه به تازگي زمزمههايي از طبيعي بودن اين پديده يعني تورم شنيده ميشود كه ميتواند باعث پيشرفت هرچه بيشتر و كاملاً طبيعي تورم باشد!
۴- عيدي: بچه كه بوديم، عيدي ذوقي بود بيانتها! ما را به خانه فاميل ميكشاند و ثروتي بود كه آرزوهاي كودكانه ما را به حقيقت وصل ميكرد. وقتي عيديها جمع ميشد كلي پول داشتيم كه ميتوانستيم هر چه دلمان ميخواست بخريم اما حالا مبلغي مختصر است حدود چند صد هزار تومان كه در اسفندماه به حسابمان ميآيد و انگيزهاي جادويي براي خريدي چند ميليوني در تمام اعضاي خانواده ايجاد ميكند. اين مبلغ تمام استدلالهاي پدر خانواده را براي خريد منطقي، بياثر ميكند.
۵- ديدار حذفي: ديدار حذفي كه سابق بر اين فقط در ديدارهاي ورزشي شنيده ميشد اكنون با توجه به وضعيت فعلي نرخها و با توجه به گران شدن سوروسات ديد و بازديد در ارتباطات اجتماعي هم كاربرد دارد. در عيد امسال تصميم جمعي عدهاي بر اين قرار گرفته كه ديدارهاي عيد به صورت حذفي انجام شود يعني هر كس كه هرجا كسي را ديد از ليست ديد و بازديد حذفش كند و اساساً ديد و بازديد به صورت رفت و برگشت منسوخ و عملي خارج عرف محسوب گردد.
۶- آسيبپذير: به قشر خاصي از مردم اطلاق ميگردد كه به ظاهر بخش كوچكي را در بر ميگيرد. معمولاً همه مسئولان دلشان براي آنها (بخوانيد ماها ) ميسوزد و ميخواهند كه از آنها در مقابل آسيبها خصوصاً آسيبهاي ناشي از تورم، مراقبت كنند. اين توجه خاص به اين قشر باعث شده كه اكثر مردم تمايل زيادي به عضويت در اين گروه پيدا كنند كه با تمهيدات و اتخاذ تدابير لازم از سوي مديران، بدون هيچ اجحاف و پارتيبازي عضويت مردم در اين گروه پذيرفته ميشود.
۷- اخبار اقتصادي: اين اخبار شامل مجموعه اطلاعاتي است كه به مخاطب ميگويد نگران هيچ چيز نباشد چراكه كنترل بازار در دست دولت است! انبارها پر است و بازرسها حتماً براي سركشي و برخورد با متخلفان اقتصادي به واحدهاي صنفي مراجعه خواهند كرد و مسئولان در آمادهباش كامل، مراقب قشر آسيبپذير هستند.
۸- آمادهباش: هميشه در اسفندماه اعلام ميشود كه دولت در آمادهباش كامل براي كنترل بازار به سر ميبرد اما با تحقيقات مبسوطي كه بسياري از محققان انجام دادهاند معمولاً در تمام آمادهباشها، مهمات مشقي است و هيچ خطري ندارد و تمهيدات تنبيهي به شكلي طراحي شده كه روحيه دلالان و گردنهگيران عيد آسيب نبيند!
۹- بازرسي: بخوانيد ديد و بازديد؛ البته اين ديد و بازديد فرقش با ديد و بازديدهاي ديگر در اين است كه ديد آن توسط دولتيها قبل از سال تحويل انجام ميشود و بازديد كاسبهاي محترم هميشه بعد از سيزده اتفاق ميافتد! به اين صورت كه قبل از عيد مأموران تعزيرات سري به واحدهاي صنفي معمولاً غيرمرتبط با نيازهاي عيد ميزنند، بعد، مبلغي كه به كسي فشار نياورد و موجب دلخوري نشود جريمه مينويسند و كاسب متخلف هم بعد از عيد ميرود و پرداخت ميكند!
۱۰- قيمت: موجودي است كه سابق بر اين غيرقابل پيشبيني بود! بعضاً ميل به بالا رفتن داشت و برخي اوقات هم پايين ميآمد ولي در حال حاضر با جهشي ژنتيكي كه به تازگي در آن ايجاد شده فقط بالا ميرود و هميشه حالتي كاملاً تهاجمي دارد. نكته جالب اين جهش در اين است كه هنوز مشخص نيست نقطه اوج اين موجود كجاست و در صورت فتح كدام قله ميل به بالا رفتنش ارضا ميشود.
۱۱- خانه تكاني: پيش از اين به معناي تميز كردن و نظافت خانه و احتمالاً تغيير جاي اسباب و اثاثيه و شستن فرشها بود ولي حالا معني دور ريختن بسياري از اثاث كه البته هنوز قابل استفاده هستند و خريدن وسايل نو در راستاي چشم و همچشمي! اين كار با عجله بدون توجه به نياز و صرفاً به قصد روكمكني انجام ميشود. استخدام نظافتچي هم جزو اولويتهاي خانه تكاني به حساب ميآيد.
۱۲- ساز مخالف: ساز مخالف ساز جديدي است كه از زمان وضع مهريههاي سنگين نواخته ميشود! صدايي بس گوشنواز دارد كه شنيدن آن از شرطهاي اساسي مرد شدن به حساب ميآيد. تنها ايراد اين ساز، تبعيض جنسيتي آن است؛ به اين شكل كه فقط توسط خانمها نواخته ميشود و آقايان موظف هستند كه با اين ساز حركات موزون خريد انجام دهند! نميشود توصيفش كرد بايد با گوشت و پوست و استخوان شنيده شود تا قابل درك باشد!
۱۳- سر گردنه: سابقاً به محلهاي خاصي اطلاق ميشد ولي خوشبختانه با توجه به سياستهاي اقتصادي موجود، ديگر شامل محل و مكان خاصي نيست بلكه بيشتر به زمانها و مناسبتهاي مشخصي بازميگردد. به طور مثال، روز مادر يا ايام نزديك به عيد را ميتوان مصداق سرگردنه دانست. در روزهاي منتهي به اين مناسبتها معمولاً همه جا سر گردنه ميشود. بنابراين توصيه ميشود در اين مناسبتها از تردد در محلهاي خريد و فروش تا حد امكان اجتناب كنيد كه البته كاري است غيرممكن!
۱۴- عيالوار: معمولاً به مرداني گفته ميشد كه مسئول تأمين مايحتاج يك يا چند همسر و تعداد قابل توجهي فرزند و احتمالاً پدرها و مادرهاي خود بودند؛ آنها معمولاً در خانههاي حياطدار با كلي مهمانهاي جور واجور زندگي ميكردند اما اكنون عيالوار بودن يعني زن و شوهر شاغل و نهايتاً داشتن يك فرزند! البته به تازگي ديده شده حتي جوانان عقد كرده كه هر كدام سالهاست در خانه پدر و مادر خود زندگي ميكنند تا انشاءالله شرايط عروسي برايشان فراهم گردد هم خود را عيالوار ميدانند!
۱۵- علف خرس: قبلاً اين لفظ فقط براي مقايسه با وجه نقد استفاده ميشد و نشان از اهميت آن داشت كه مثلاً اين پول مگر علف خرس است كه به سادگي از آن بگذريم ولي با توجه به ارزشمند شدن برخي (بخوانيد همه) اقلام مورد نياز خانوادهها ديگر هنگام مصرف هر چيزي احتمالا ميگوييم كه كمتر بريز مگر علف خرس است؟!
۱۶- جيبتكاني: اين يكي، عملي است كاملاً فيزيكي مربوط به عهد و عيال. تعهدي در ميان بانوان محترم وجود دارد كه خداي نكرده پولي در جيب هيچ مردي نماند. شايد ركود بازار بعد از تعطيلات عيد هم مربوط به همين پيمان نانوشته بانوان محترم باشد!
۱۷- آجيل خورون: بچه كه بودم يكبار به همراه پدر براي خريد به دكان آجيلفروشي رفتيم نزديك عيد بود و مغازه نسبتاً شلوغ. نوبت به ما كه رسيد سفارش را به آقاي فروشنده گفتيم، وقتي داشت پستهها را ميكشيد يك پسته شيطان بر زمين افتاد. صداي صاحب مغازه از پشت دخل به گوش رسيد كه پسر آن ۵۰ توماني را از روي زمين بردار! اما حالا با توجه به قيمت هر دانه پسته كه احتمالاً بين ۵۰۰ تا هزار تومان ميارزد! هنگام مصرف آجيل به جز مضرات جسمي زيادي كه به دنبال دارد احتمالاً ناله و نفرينهاي مرتبط و غيرمرتبط زيادي هم از سوي ميزبان شامل حال ما ميشود! پس در مصرف آجيل، جانب احتياط را از جنبههاي مادي و معنوي نگه داريم.
۱۸- مخ هنگ: نوع جديدي از انفاركتوس مغزي به حساب ميآيد. حالتي خاص است كه معمولاً بعد از پرداخت عيدي و حقوق ماه آخر سال ايجاد ميشود يعني دقيقاً زماني كه با خانواده براي خريد به بازار ميرويم و با درخواستهاي متعدد روبهرو ميشويم و هر چه مبلغ موجود را با هزينهها مقايسه ميكنيم به نتيجهاي نميرسيم! از نشانههاي بروز آن هم سر درد بسيار شديد است كه هنگام ديدن قيمتها اگر برچسب داشته باشند از پشت چشم آغاز ميشود. هيچ درماني ندارد اما ميشود از آن پيشگيري كرد؛ به اين صورت كه دو ماه قبل از اسفند، چند ميليون از كسي قرض بگيريم، سپس چند ماه بعد از عيد ماشين را بفروشيم و قرضمان را پس بدهيم.
۱۹- بنجل (تهانباري): محصولاتي كه به واسطه از مد افتادگي يا بدسليقگي طراحش مشتري ندارد و ۱۱ ماه سال را در انبار مانده است اما شب عيد كه ميشود مشتريها چنان تشنه خريد هستند كه همه جا سراب ميبينند و امان از فروشندگان باهوش ما كه اجناس بنجل را در مركز اين سراب قرار ميدهند و چند برابر قيمت ميفروشند. بنده خدا خريدار تشنه، تازه بعد از سيزده به در متوجه ميشود كه چه بر سرش آمده.
۲۰- چانهزدن: يكي از رسوم خريد در فرهنگ ماست. جالب اينجاست كه هر چقدر چانه بزنيم ميتوانيم تخفيف بگيريم ولي هيچ زماني فروشنده ضرر نميكند. البته اين رسم در شب عيد منسوخ ميشود زيرا فروشندگان حوصله چانهزدن ندارند.
۲۱- خريد سال نو: عملي است كه طي فرايندي شيميايي و فيزيكي از گنديدن بازار جلوگيري كرده و تقريباً تمام اجناس بنجل كشور دوست و برادر چين را به وجه نقد، آن هم چند برابر ارزش واقعي تبديل ميكند. خريد سال نو باعث ميشود كه با افتخار موجب شكوفايي صنايع چيني شويم!
۲۲- عيدديدني: قبل از اين دليلي بود براي پايان دادن به قهرها در ميان دوست و فاميل و تازه كردن ديدارها اما حالا شده دليل قدرتنمايي و محل نمايش ميزان بنجلخريهاي ما و به رخ كشيدن ميزان جلوگيري از گنديدن بازار. عيد ديدنيها امروزه شده مثل هديه دادنهاي امروزي كه جعبهاش از اصلش گرانتر است! ما هم به راحتي صميميت را كه فلسفه عيدديدني بود در جعبه چشم و همچشمي گذاردهايم و جعبه را گراميتر از هديه ميدانيم!
۲۳- برهكشون: ناشي از تجملات خود ساخته و لازمهاش تشنگي مردم است. فروشنده كه تشنگي را در ايام نزديك عيد ميبيند كمال استفاده را ميبرد، هر چيزي را گرانتر ميفروشد و در پاسخ گراني هر چيزي دلار را بهانه ميكند. شير گاو گران ميشود تقصير دلار است؛ همانطور كه لوبيا و نخود و كفش تبريز هم با نرخ دلار بالا ميرود! اما جالب است كه نرخها با دلار پايين نميآيد!