کد خبر: 514145
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۱۵
به گزارش خبرنگار ما، چندي پيش مرد جواني به دادسراي شميرانات رفت و از يك دختر كلاهبردار شكايت كرد. وي گفت: من تاجر و مدير‌عامل يك شركت تجاري هستم. چند روز پيش بعد از پايان كار با ماشين بي‌ام و ام در حال رفتن به خانه بودم و باران به شدت مي‌باريد. هنوز مسافت زيادي را طي نكرده بودم كه متوجه دختر جواني در كنار خيابان شدم كه براي من دست بلند كرد. فكر كردم كه مشكلي برايش پيش آمده به خاطر همين ماشين را نگه داشتم و دختر جوان سوار ماشينم شد. قرار شد در آن شب باراني او را به خانه‌اش برسانم.
 
در ميانه راه وقتي فهميد من تاجر و پولدار هستم، به من گفت كه مدتي است براي خواهرش دنبال كار است و از من خواست تا براي او كاري پيدا كنم. وقتي مقابل خانه‌شان از ماشينم پياده شد، شماره تلفن همراه مرا گرفت تا موضوع كار خواهرش را پيگيري كند. بعد از اين او چندين بار با من تماس گرفت و قرار شد يكديگر را در بيرون ملاقات كنيم. من سه بار هستي را در داخل خيابان ديدم و او به من ابراز علاقه كرد اما من به او گفتم كه زن دارم و قصد ازدواج مجدد ندارم.
 
تا اينكه روز بعد با من تماس گرفت و تهديد كرد تا ۲ميليون تومان به حسابش واريز كنم. من كه از درخواست او شوكه شده بودم، ابتدا قبول نكردم اما او پيامك‌هاي تهديد‌آميز زيادي به تلفن همراهم فرستاد و گفت اگر به او پول ندهم، موضوع را به همسرم اطلاع مي‌دهد و حتي يك بار به شركتم آمد و روبه‌روي كارمندانم به من فحاشي كرد. وي ادامه داد: بعد از اين من به خاطر حفظ آبرويم ۲ميليون تومان به حسابش واريز كردم تا از دست تهديد‌هاي او خلاص شوم اما چند روز بعد در كمال ناباوري دختر جوان دوباره با تلفن همراهم تماس گرفت و اين بار قصد داشت تا ۳ميليون تومان از من اخاذي كند. به خاطر همين به دادسرا آمدم تا از او شكايت كنم. با طرح اين شكايت، مأموران پليس به دستور قاضي پرونده هستي را بازداشت كردند. 

متهم ابتدا جرم خود را انكار كرد اما وقتي با مدارك و دلايل روبه‌رو شد، با اعتراف به اخاذي از مرد تاجر گفت: من معتاد به شيشه هستم. شب باراني وقتي سوار ماشين بي‌ام و او شدم، فهميدم كه شاكي مرد پولداري است. در ملاقات‌هاي بعدي متوجه شدم كه تاجر است، به خاطر همين سعي كردم تا با او رابطه دوستي برقرار كنم اما مدتي بعد او گفت كه زن دارد و قصد دارد ارتباطش را قطع كند. بنابراين تصميم گرفتم به خاطر پول مواد از او اخاذي كنم. من او را تهديد كردم و مرد تاجر هم ۲ميليون تومان به حسابم واريز كرد. اين پول چند روزي بيشتر دوام نياورد. تا اينكه دوباره به سراغش رفتم و خواستم تا ۳ميليون تومان اخاذي كنم كه دستگير شدم. در پايان متهم با دستور قاضي پرونده روانه بازداشتگاه شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار