از اوايل نيم سال دوم ۱۳۹۰ رئيسجمهور نگاه به انتخابات ۹۲ را به صورت انتقادي شروع كرد و از ادبياتي بهره گرفت كه روح حاكم بر آن نشان ميدهد كه قرار است ارادهاي مقابل اراده ملت در انتخابات بايستد.
احمدينژاد آنقدر در اين مسئله توقف و اصرار كرد كه در فضاي رسانهاي كشور در كنار هاشمي و خاتمي به عنوان طرفداران انتخابات آزاد قرار گرفت. قبل از پرداختن به چرايي مواجهه اينگونه رئيسجمهور با انتخابات آينده، لازم است به پيشينه مسئله اشاره نماييم.
احمدينژاد امروز و ديروز به جمع ياران انقلاب نپيوسته است و امروز وارد عرصه سياست نشده است. او ۳۴ سال است در همه انتخاباتهاي كشور شركت كرده است. خود جهت مجلس ششم و رياست جمهوري نهم و دهم كانديدا شده است، رئيس ستاد انتخاباتي هاشمي در منطقه نارمك تهران بوده است. علاوه بر آن، در ۳۴ سال گذشته يك جمله از وي در تاريخ ثبت نشده است كه كسي قرار است جلوي اراده ملت را بگيرد يا ملت را در انتخابات هدايت نمايد يا «جاي ملت تصميم بگيرد». بنابر اين دقت در رفتار سياسي و محاورهاي احمدينژاد نشان ميدهد كه هيچ موقع چنين باوري نداشته است و هيچ موقع سازوكار انتخاباتي نظام را مورد نقد هم قرار نداده است.
احمدينژاد ميگويد: «تجربه نشان داده كساني كه تلاش ميكنند به جاي مردم تصميم بگيرند يا خيال ميكنند ميتوانند نظر مردم را هدايتكنند، اشتباه ميكنند.» (۲/۹/۹۱) واقعاً چه اتفاقي افتاده است؟ قرار است چه اتفاقي بيفتد؟ «كساني كه تلاش ميكنند به جاي مردم تصميم بگيرند» ترجمه و معنايي ديگر براي طرح تقلبي نيست كه اصلاحطلبان شش ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري ۱۳۸۸ اعلام كردند؟ آيا احمدينژاد حاضر است خود را جاي اصلاحطلبان ۱۳۸۷ بگذارد و بگويد آنان حق داشتند نسبت به ارادهاي كه قرار است اراده مردم را ناديده بگيرد اعتراض نمايد؟ بنابر اين چه اتفاقي قرار است بيفتد كه احمدينژاد و بخش راديكال جبهه اصلاحات به يك تقاطع مشترك رسيدهاند؟ احمدينژاد در چهار سال گذشته بيش از ۱۰ بار به اين مسئله اشاره كرده است كه نبايد كسي اراده خود را به مردم تحميل نمايد (مضمون همه صحبتهاي ايشان در اين باره). اكنون حزبالله اين سؤال را ميكند كه آيا همين اراده مدنظر احمدينژاد همان اراده مورد گلايه اصلاحطلبان در انتخابات ۱۳۸۸ است؟ حزبالله مرجع و ضمير ساختاري مدنظر احمدينژاد را چه كساني و چه جرياني بايد بداند؟ واقعيت اين است كه غير از شوراي نگهبان و دولت هيچ فرد يا جرياني نه توان دارد و نه امكان دارد كه بخواهد در مسير انتخابات اثرگذار باشد.
لذا مرجع مد نظر احمدينژاد شوراي نگهبان است يا وزارت كشور؟ اگر وزارت كشور است كه احمدينژاد نبايد به اپوزيسيون عليه خود تبديل شود و بايد اگر فتنهاي در آنجاست ريشهكن كند. اگر شوراي نگهبان مدنظر است چگونه ميخواهد چنين عملي را مرتكب شود. اين شورا كه توان قدرت عمليات سياسي در صحنه انتخابات را ندارد. ابهامگويي احمدينژاد بدتر از اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان جهتگيري ارادهاي را كه ميخواهد بر انتخابات اثرگذار باشد «تقلب» اعلام كردند و براي صيانت از آرا، ستادهاي كشوري و استاني تشكيل دادند اما احمدينژاد نميگويد قرار است چه اتفاقي بيفتد.
در ۳۰ سال گذشته هيچ گونه نقدي به شوراي نگهبان از احمدينژاد در تاريخ ثبت نشده است. لذا اين ادعاي احمدينژاد همانند اصل چرخش استراتژيك و «بهتساز» وي جديد و بديع و واجد انگشت به زبانگيري است. روانشناسي انتقادي احمدينژاد و فضايي كه منتقدان زياد و دوستان اندكش درست كردند، اين است كه وي در نقادي معمولاً افراد را مد نظر دارد و جزءنگر است. معمولاً از دست يك نفر ناراحت است يا ميخواهد از يك نفر دفاع نمايد، اما مطالبه خويش را نميتواند در هيبت افراد نازل تقليل دهد و به سمت قاعدهمند سخن گفتن رود. دقت در سخنان چند ماهه اخير احمدينژاد از يك سو و سابقه گذشته طولاني وي نشان ميدهد كه از نظر وي اتفاق جديدي قرار است رخ دهد كه در سيوچند سال گذشته مسئلهاش نبوده است. قطعاً منظور و نگراني احمدينژاد تقلب نيست.
نه ايشان اهل چنين كاري است و نه ساز و كار انتخاباتي نظام اين اجازه را ميدهد. اما احمدينژاد با ابهامسازي در اين مسير، حتي ذهنهاي اصلاح شده بعد از انتخابات ۱۳۸۸ را دوباره به مسير ابهام هدايت ميكند. لذا نشان ميدهد يك مسئله براي احمدينژاد آنقدر مهم است كه حاضر است به صورت غيرمستقيم ذهنها را نسبت به انتخابات پيشين خود نيز خدشهدار كند. منطقي كه اين ابهام را توليد ميكند اين است كه چرا آنچه احمدينژاد امروز ميگويد به قبل قابل تعميم نباشد و اين چنين احمدينژاد بر شاخه نشسته و بن ميبرد. اما حقيقت ماجرا اين است كه احمدينژاد به دنبال عبور يك شخص از شوراي نگهبان است و به اين باور (ياقطعيت) رسيده كه وي از اين فيلتر عبور نخواهد كرد و همه هم و غم وي اين شده است كه براي اين مسئله فرآيند انتخابات و مراجع آن را در ذهن مردم مشكوك و شبههدار نمايد. يعني براي يك نفر حاضر است ذهن ملت را نسبت به نهادهايي كه تا ديروز از آنان دفاع ميكرد مخدوش نمايد. لذا پيشنهاد ميگردد جناب رئيسجمهور علت سخنانش را شفاف به مردم بگويد تا مردم به جاي در ابهام ماندن، به ضمير فكر كنند و نظام در ابعاد ديگر انتخابات مخدوش نگردد. احمدينژاد بگويد منظور او دستمال است و قيصريه را رها نمايد.