کد خبر: 513703
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
اين مذاكرات در واقع در ادامه مذاكرات ايران و ۱+۵ در سال گذشته ميلادي در استانبول تركيه، بغداد عراق و مسكو روسيه انجام مي‌شود و در حالي مذاكره قزاقستان برگزار مي‌شود كه غربي‌ها پس از سه دور مذاكره در سال گذشته ميلادي، هيچ‌گونه تمايلي از خود براي ادامه مذاكره نشان ندادند و بلكه روند فشار بر ايران را به گونه‌اي افزايش دادند كه طرف ايراني نيز مذاكرات را شكست‌خورده تلقي نمايد.
نبايد فراموش كرد كه در طول تاريخ انقلاب اسلامي همواره شاهد بوده‌ايم كه يك هماوردي بين غرب و ايران وجود داشته است و از جنبه راهبردي صحنه‌ هماوردي‌هاي غرب با ايران در چارچوب «معادله قدرت» و به صورت همه‌جانبه ادامه داشته است. در اين راستا، غرب نه تنها از ميزان فشار‌هايش در برخي حوزه‌ها مانند تحريم‌ها، مسائل منطقه‌اي و... نكاسته، بلكه بر گستره و شدت آنها نيز افزوده است. بنابر اين غرب از جنبه راهبردي به شدت به دنبال دريافت اين مسئله است كه آيا شرايط لازم براي تغيير محاسبه راهبردي در ايران ناشي از فشار‌ها و تحريم‌ها فراهم شده است؟ يا اينكه ايران بي‌توجه به فشار‌ها راهبرد هسته‌اي خود را دنبال مي‌كند. به نظر مي‌رسد امريكا در شرايط جديد به شدت نيازمند نتيجه‌گيري هرچند مقدماتي در پرونده هسته‌اي ايران است؛ چرا كه رئيس‌جمهور امريكا همواره سعي كرده است بگويد هنوز فرصت براي ديپلماسي باقي است و در اين راستا بايد به اين نكته توجه داشت كه دستاورد‌ اين فرصت، يك نياز فوري براي امريكا در شرايط كنوني است.
مذاكرات قزاقستان از اين جهت كه غرب در آن تلاش مي‌كند با ارائه پيشنهادات جديد و به تعبير درست آن آب‌نبات در مقابل در غلتان، حلقه‌ فشار‌هايش را تكميل نمايد، به عنوان فرآيندي راهبردي عليه جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود. در واقع حريف قصد دارد در اين مذاكرات، تحريم‌ها را به ابزاري براي توليد «نتيجه» تبديل نمايد، چرا كه اگر چه ممكن است احساس كند تحريم‌ها بر برخي مؤلفه‌هاي داخلي ايران تأثيراتي گذاشته است، اما اين مسئله به معني كسب نتيجه دلخواه غرب نبوده است.
شايد برخي تصور كنند مذاكرات آلماتي از جنبه احتمال انجام «معامله تاكتيكي» براي هر دو طرف داراي ارزش راهبردي است، اما به نظر مي‌رسد طرف غربي اصرار دارد به طرف ايراني تفهيم كند كه اين ايران است كه از معامله اين مذاكرات سود مي‌برد. در حالي كه چنين برداشتي واقعيت نداشته و غرب ‌ خود را نيازمند اين مذاكرات و احياناً معامله تاكتيكي آن مي‌داند. هر چند مذاكرات قزاقستان را از جنبه راهبردي نمي‌توان به عنوان يك تحول جدي در فرآيند مذاكرات هسته‌اي ايران و ۱+۵ قلمداد كرد و در واقع ايستگاه قزاقستان را بايد ادامه راهبرد «فشار- مذاكره» غرب عليه ايران دانست، اما برخي در داخل معتقدند كه اين مذاكرات از جنبه تاكتيك‌هايي كه دو طرف به كار خواهند بست، بسيار قابل توجه است و از اين جهت مذاكرات آلماتي مهم خواهد بود. به خصوص اينكه حريف با هدف نتيجه‌گيري از تحريم‌هاي اعمالي در محيط داخلي ايران، هنوز به زمان نياز دارد. شايد با همين نگاه باشد كه طرفداران مذاكره در قزاقستان معتقدند هر دو طرف با اين هدف به اين مذاكرات قدم مي‌گذارند كه مذاكرات الزاماً با «شكست» پايان نيابد.
اما نكته بسيار مهم اين است كه با توجه به نگاه تاكتيكي دو طرف به مذاكرات قزاقستان، جمهوري اسلامي بايد در روند مذاكره با ۱+۵ براي حوزه‌هاي زير سناريوهاي ابتكاري داشته باشد، چراكه برخي قرائن اين حكايت از آن دارد كه گروه ۱+۵ با برنامه و سناريو‌هاي مشخص براي اين حوزه‌ها وارد عمل شده است.
سناريو‌هاي ابتكاري ايران مي‌تواند موارد زير باشد:
۱- ممانعت از بهره‌گيري حريف از مذاكرات در حوزه عمليات رواني
حريف در مذاكرات قزاقستان به دنبال ارائه يك پيشنهاد حداقلي است كه در عين حال طرف ايراني براي نپذيرفتن آن بهانه‌اي نداشته باشد. بنابر‌اين در چنين شرايطي دو احتمال وجود دارد كه در هر دو وضعيت ممكن است حريف از آن بهره‌بر‌داري عمليات رواني نمايد:
الف) بهره‌بر‌داري عمليات رواني از هر گونه توافق تاكتيكي
ب) بهره‌بر‌داري عمليات رواني از عدم پاسخ ايران به پيشنهاد حريف
۲- چگونگي چانه‌زني در حوزه تحريم‌ها
بدين معني كه قبل از مذاكرات بايد به حريف تفهيم شود كه با امتيازات سوخته و غير‌مؤثر همچون گذشته نمي‌تواند وارد قزاقستان شود. در عين حال، در جريان مذاكرات نبايد اجازه داد حريف به لحاظ تاكتيكي موضوع «فردو» را با امتيازات حداقلي مانند لغو مبادله طلا با دلار معادل كند. بنابر‌اين هر در‌خواستي از سوي حريف در موضوع «فردو» را بايد در مقابل حداكثر مطالبات در لغو تحريم‌ها قرار دهيم.
۳- حذف ملاحظه انتخابات رياست جمهوري ايران از مواضع حريف؛ با توجه به اينكه حريف محتواي پيشنهاداتش را با ملاحظه انتخابات رياست جمهوري ايران در خرداد ۱۳۹۲ تنظيم كرده است، بايد حريف را از اين مسئله نااميد كرد. به عنوان مثال؛ حريف حتماً بايد احساس كند كه موضوع مذاكره به هيچ عنوان نقطه ثقل مواضع كانديدا‌هاي انتخابات رياست جمهوري ايران نخواهد بود.
۴- بهره‌گيري از معادلات منطقه‌اي و قدرت نفوذ ايران در اين حوزه‌
اگر‌چه ممكن است حريف طرح مسائل منطقه‌اي را در خلال مذاكرات به معني كار‌شكني ايران در روند مذاكرات قلمداد كند، اما حتي بايد احساس بر‌تري ايران در معادلات منطقه‌اي را در جريان مذاكرات در وجود و چهره تيم هسته‌اي ايران مشاهده كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار