
آفتاب چون گويي آتشين از فراز آسمان بيرحمانه ميتابد. زمين از عطش ميسوزد. تابستان است و دماي هوا گاهي در جبهه جنوب به ۵۰ درجه ميرسد. ماندن زير اين آفتاب و راه رفتن در اين زمين سخت و طاقتفرساست. جنگ است. آتش تيربار و مسلسل گرماي طولاني و كلافهكننده را بيشتر ميكند. لبهاي رزمندگان از شدت خشكي و تشنگي مانند دل كوير تكهتكه شده است. آبي براي نوشيدن نيست و فقط قرمزي خون شهيدان بر كف زمين ميجوشد. كسي از تشنگي و گرما دم نميزند، گله و شكايتي نميكند. لباس رزم و پوتينهاي سنگين گرما را هزاربار تا عمق وجود آدمي ميبرد و راهي براي بيرون آمدنش پيدا نميكند. رزمندهها بايد در دو جبهه بجنگند. يكي در جبهه دشمن و يكي در جبهه گرما.
فرماندهان جنگ، از وضعيت جبهه و بچهها آگاهي دارند و نظارهگر همه چيز هستند. نميشود دست روي دست گذاشت. براي عمليات اول بايد بر گرما غلبه كرد. بايد جبهه گرما را شكست داد. بهترين راهحل براي مقابله با اين گرماي جانسوز نبرد در ماههاي آخر سال است. ماههايي كه درجه هوا در جنوب معتدلتر از هر فصل ديگري ميشود؛ هوا نه سرد و نه گرم. فرماندهان به اين نتيجه رسيدند كه رزم شبانه در فصل زمستان بهترين راه براي دور زدن گرماست. به همين دليل بزرگترين عملياتهاي سپاه پاسداران در اين فصل رقم ميخورد كه عمليات خيبر نمونهاي از اين عملياتها هستند. يكي از عملياتهاي بزرگ در اسفندماه انجام شدند. در روزهاي نه چندان سرد اسفندماه ۱۳۹۱كه شباهت زيادي به زمستانهاي معتدل جنوب پيدا كرده نگاهي به اين عمليات بزرگي كه در روز سوم اسفند سال۶۲ آغاز شد مياندازيم.
شروع عملياتايران پس از عمليات والفجر مقدماتي، تصميم ميگيرد معادلات عراقيها را بر هم بزند و تصميم به گرفتن تاكتيكي جديد ميگيرد. سپاه پاسداران با ايجاد قرارگاهي مستقل، كار روي منطقه عملياتي جديد هورالعظيم و هورالهويزه را از سر ميگيرد. دليل اصلي براي انتخاب هور، مناسب بودن اين منطقه براي تاكتيك جنگي ايران و نامناسب بودن آن براي جنگيدن دشمن بود. همچنين عراق هيچگاه انتظار حمله از منطقه هورالهويزه را نداشت. در كنار اين مسائل دشمن به دليل فاصله طولاني آبي خود تا جزيره مجنون و اطمينان از قدرت دفاعي خود احتمال حملهاي را از اين منطقه نميداد. شايد بعثيها پيش خود فكر ميكردند ايرانيها هيچگاه توانايي عبور از هورالهويزه را نداشته باشند.
آسمان سوم اسفندماه سال ۱۳۶۲ در حال غروب است. شب كه فرا رسد يك شب مهم و ويژه براي رزمندگان خواهد بود. نيروهاي سپاه و بسيج سوار بر قايق و بلم حركت خود را به سوي خطوط دشمن شروع ميكنند. به تمام نيروها سفارش شده كه از درگير شدن با كشتيهاي عراقي پرهيز شود و در صورت بروز درگيري فقط از اسلحه سرد استفاده كنند. اگر در طول ۳۰ كيلومتر مسير آبي و بدون پشتيبان و خاكريز، دشمن موفق به كشف خطشكنان شود، عمليات با خطر شكست مواجه ميشد.
تا رسيدن خطشكنان به سمت دشمن، عوامل طبيعي و محيطي دست به دست هم ميدهند تا انجام اين عمليات راحتتر و ايمنتر ادامه پيدا كند. وزيدن بادي ملايم علاوه بر اينكه حركت قايقها را آسان ميكند نيها را به حركت و رقص در ميآورد تا ديد دشمن كور شود. همچنين حركت نيها، صداي حركت رزمندگان را گم ميكند. به دنبال وزش باد، غبار متراكمي منطقه عملياتي را ميپوشاند و هرگونه تحركي از ديدهبان و دستگاههاي رديابي دشمن پنهان ميماند.
ساعت ۲۰:۳۰ همه بچهها حواسشان به صداي بيسيمهاست و وقتي رمز مقدس «يا رسولالله(ص)» در منطقه طنينانداز ميشود عمليات با اهداف تصرف و تأمين جزاير مجنون و بخشي از هورالهويزه آغاز ميگردد. رزمندگان متشكل از سپاه و بسيج با پشتيباني ارتش با عبور از ميان تلههاي انفجاري و بشكههاي آتشزا و سنگرهاي كمين به مواضع دشمن حمله ميكنند. عراقيها كه در استراحت بودند هيچگاه فكر چنين حملهاي به سرشان خطور نميكرد. بچههاي ايراني پس از شكست دادن يگانهاي مقدماتي به عمق مواضع دشمن نفوذ ميكنند. محور شمالي منطقه عملياتي در يك حمله بيامان توسط رزمندگان آزاد ميشود و زمينه را براي خارج ساختن جزاير مجنون از دست نيروهاي بعثي فراهم ميآورد. نيروهاي سپاه و بسيج در مرحله مقدماتي ورود به جزاير مجنون، با تكيه بر اصل غافلگيري و سرعت، تعدادي از يگانهاي مستقر در جزيره را از بين ميبرند. لشكرهاي عليبنابيطالب(ع) و نجف اشرف سپاه پاسداران، مأموريت تصرف جزاير را بر عهده ميگيرند.
تصاحب جزاير مجنوننخستين نيروهاي تحت امر اين لشكرها در جزاير مجنون شمالي پياده ميشوند. تعداد ديگري از يگانهاي شركت كننده در اين عمليات با چند ساعت تأخير محورهاي حمله را پيدا و كار را شروع ميكنند. شب سختي براي هر دو طرف نبرد است. نيروهاي ايراني دشمن را محاصره و جزيره مجنون شمالي را آزاد ميكنند. پس از آن به سمت جزيره مجنون جنوبي حمله ميكنند و قصد دارند تا به هر قيمتي كه شده جزاير مجنون را در همان شب به طور كامل تصرف كرده و امكان هرگونه عكسالعملي را از عراقيها بگيرند. شب بايد همه چيز تمام شود. هيچ فرصتي براي از دست دادن ثانيههاي اين شب مهم نيست. فرا رسيدن صبح و روشن شدن هوا شرايط را براي بچههاي ايراني خيلي سخت ميكند؛ چراكه با روشن شدن هوا و با وجود عقبه آبي ۳۰ كيلومتري، مشكلات زيادي مثل تدارك نيروهاي عملكننده ايجاد ميشود.
پس از نبردي سنگين عراقيها به منتهياليه جزيره جنوبي رانده ميشوند و اين هدف مهم نيروهاي ايراني تحت كنترل آنان در ميآيد. بچههاي ايراني شجاعانه پيش ميروند و با عبور از رودخانه دجله، بزرگراه بصره- بغداد كه از شهر العماره ميگذشت، در چند نقطه قطع ميشود كه با اين عمل ارتباط سپاه سوم و چهارم عراق قطع ميشود. هليكوپترهاي ارتش براي حمايت رزمندگان با تمام امكانات به پرواز در ميآيند و با پروازهاي پياپي، بچهها را هليبرد و پشتيباني مينمايند.
دشمن كلافه و نگران از اقدام نيروهاي ايراني حمله از طريق هوا را در دستور خود قرار ميدهد. نيروي هوايي عراق با تعداد بيشماري هواپيما مثل بمبافكن توپولف، ميگ۲۳ و ميراژ مواضع و هليكوپترهاي ارتش را مورد حمله قرار ميدهد تا نيروهاي سپاه و بسيج بدون پشتيبان بمانند. در مقابل، نيروهاي هوايي ايران نيز وارد عمل ميشود و به مقابله با هواپيماهاي دشمن ميپردازد. در گير و دار نبرد هوايي، يگانهاي مهندسي- رزمي سپاه دست به ابتكاري جالب ميزنند. آنها اقدام به نصب پل فلزي شناوري روي هور ميكنند تا عقبه رزمندگان تأمين شود. عراقيها به شدت از نصب اين پل غافلگير ميشوند و سعي ميكنند دامنه آتش و حملههاي زميني را گسترش دهند و بر شدت تهاجم هوايي خود بيفزايند.
نبرد حساس و مهمي در جريان است. سپاه چهارم عراق در منطقه قلعه صالح اقدام به پاتك ميكند كه بلافاصله توسط جنگندههاي نيروي هوايي ارتش مورد حمله قرار ميگيرد. در ميان حملات و گلولهباران نيروهاي بعثي، لشكرهاي نيروي زميني سپاه با هجومي تحسينبرانگيز پل شهرك القرنه را كه جاده بصره- بغداد از روي آن ميگذرد، آزاد ميكنند و پس از آزادسازي چند روستاي ديگر در محل تلاقي رودخانه دجله و فرات استقرار مييابند. در شمال غرب منطقه عمليات چند روستاي ديگر از جمله پل العزيز و شهرك الصخره به تصرف نيروهاي ايراني درميآيد و در مجموع ۲۶ روستا در استانهاي العماره در بصره عراق آزاد ميشوند. تا اين مرحله از عمليات حدود ۲۵۰۰ نفر از نيروهاي بعثي كشته و زخمي ميشوند و عده ديگري نيز به اسارت در ميآيند. در كنار تلفات انساني، نيروهاي عراقي با به جا گذاشتن غنايمي مثل تانك و ادوات مهندسي وادار به عقبنشيني ميشوند.
نبرد در شبدوم عمليات ادامه پيدا ميكند كه عراقيها تلفات جاني و مالي زيادي ميدهند. با روشن شدن هوا، يك بار ديگر يگانهايي از سپاه چهارم عراق اقدام به پاتك ميكنند كه با اقدام نيروهاي هوايي ارتش مواجه ميشود. در سومين روز عمليات، نبردي شديد در اطراف رودخانه دجله درميگيرد كه نيروهاي ايراني علاوه بر منهدم كردن هليكوپتر و تانكهاي دشمن، تلفات مالي و جاني ديگري بگيرند. اينجاي نبرد مجموع تلفات عراقيها به ۷ هزار نفر ميرسد.
با آمدن شب ششم اسفند، با ديگر منطقه العزيز در شمال و القرنه در جنوب شاهد حماسهآفريني نيروهاي سپاه و بسيج ميشود. رزمندگان در هفتم اسفند با يك حمله سريع و گسترده در منطقه جزيره جنوبي و شمالشرقي نشوه ميتوانند دو گردان مكانيزه، دو گردان پياده از تيپ پياده لشكر يك عراق را به طور كامل از بين ببرند و بيش از هزار نفر از آنان را كشته، زخمي و اسير كنند.
بمباران شيميايي منطقهدشمن خسته و مستأصل از مقاومت نيروهاي ايراني به دنبال راه چاره ميگردد. بعثيها كه در عمليات والفجر۲ جاده رواندوز پيرانشهر را با گاز خردل بمباران شيميايي كرده بود و از سوي مجامع بينالمللي مانعي نديده بودند دوباره به فكر استفاده از بمبهاي شيميايي ميافتند اما دشمن هيچگونه نميتواند جلودار نيروهاي ايراني باشد. از همين رو با روشن شدن هوا در هفتم اسفند صدام دستور حمله شيميايي را به طور گسترده صادر ميكند. عراق در تاريخ ۷/۱۲/۶۲ منطقه العزيز و القرنه و چند نقطه ديگر در كنار هورالهويزه را مورد حمله هوايي قرار ميدهد. در اين روز بيش از ۶۰ راكت بمب ۱۳۰ كيلويي به سوي نيروهاي ايراني پرتاب ميشود اما با برخورد يك راكت با زمين صداي انفجار غيرمعمولي شنيده ميشود و ستون دود سفيد رنگي همانند قارچ در جهت باد پخش ميگردد كه بر اثر آن بويي شبيه به سير تند يا ماهي خشك و علف تازه به مشام ميرسد.
روز بعد و در ساعت ۱۱ صبح و ۲ بعدازظهر عراق با پرتاب ۷۴۰ راكت باز هم حمله شيميايي خود را تداوم ميبخشد كه تعدادي از رزمندگان دچار سوختگي و خفگي ميشوند. هرچند دشمن در اين روز حملات هوايي و شيميايي خود را ادامه ميدهد اما همچنان مورد حمله نيروهاي ايراني قرار ميگيرد. آمار تلفات دشمن تا عصر هشتم اسفند به بيش از ۴۵۰۰ تن ميرسد كه در مجموع ميزان تلفات عراقيها را از اولين روز عمليات خيبر به بيش از ۱۱هزار و ۵۰۰ نفر ميرساند. با اينكه عراق تمام توان نظامي و سلاحهاي شيمايياش را براي بازپسگيري جزاير مجنون به كار برده اما نميتواند راهي از پيش ببرد و سرانجام در روز چهارشنبه دهم اسفند، عراق اعلام ميكند كه جزاير مجنون و قسمتي از هورالهويزه از دستش خارج شده است.
با فرارسيدن شب دهم اسفند نيروهاي ايراني حمله سنگيني را به مواضع دشمن تدارك ميبينند. رزمندگان پس از عبور از ميدانهاي مين و تلههاي انفجاري در منطقه طلايه، تعداد ديگري از يگانهاي تحت امر سپاه سوم عراق را از بين ميبرند اما با افزايش حملات شيميايي عراق، قواي نيروهاي ايراني كاسته ميشود و با حملات سنگين دشمن محور طلايه قفل ميشود. جزاير مجنون همچنان بمباران شيميايي ميشود و از منطقه العزيز فشار سنگيني متوجه رزمندگان ميشود.
دشمن با حملات سنگين خودش جاده بغداد- بصره را از كنترل و تير مستقيم ايران خارج ميكند و دامنه بازپسگيري را به جزاير مجنون ميكشاند. در روز شنبه ۱۶ اسفندماه دشمن بار ديگر پس از اجراي آتش سنگين توپخانه و خمپاره دست به پاتك ديگري ميزند تا به زعم خود جزيره را آزاد كند كه در اين راه ناكام ميماند. نيروهاي عراقي در روز چهارشنبه ۱۷ اسفندماه سنگينترين ضدحمله خود را آغاز ميكند كه با شكست اين ضدحمله تمام اميدهايشان به يأس تبديل ميشود.
فرداي آن روز، صدام در ساعت ۱۰ صبح فرمان حمله به جزيره مجنون جنوبي را صادر ميكند كه باز هم با مقاومت شديد نيروهاي ايراني مواجه ميشود. در جريان نبرد، از بيسيم بعثيها به فرماندهان رده بالا گفته ميشد كه با آتش بيامان و مقاومت شديد ايرانيان، امكان هيچگونه پيشروي وجود ندارد. در نهايت با حفظ جزاير مجنون بخشي از اهداف عمليات حاصل شد و دريچه جديدي براي خروج از جنگ گشوده ميشود.
موقعيت جغرافيايي منطقه عملياتي خيبردر رابطه با موقعيت جغرافيايي بايد اين توضيح را داد كه جزاير مجنون، از دو قسمت شمالي و جنوبي تشكيل شده كه در مجموع ۲۰۰ كيلومتر مربع وسعت دارد. فاصله آن از شهرك القرنه عراق ۱۵ كيلومتر است و بزرگراه بصره- العمار كه يكي از گلوگاههاي عراق است از غرب آن ميگذرد. شهر هويزه در شمال شرقي آن واقع است و مرز ايران از آبهاي هور ميگذرد. رودخانه دجله در غرب منطقه در جريان است و شهرك القرنه در جنوب و شهرك العزيز در شمال واقع شده است.
بيشتر قسمتهاي سطح هور پوشيده از گياهان مردابي، به ويژه نيزار است كه براي عبور كردن از آن بايد از مسيرهاي مشكل و باريكي گذشت. عمق هور از نيم متر تا سه متر هم ميرسد. گفتني است پنج سال قبل از جنگ، عراق به دليل وجود ذخاير فراوان نفت، اقدام به خشك كردن اين منطقه و ايجاد تأسيسات نفتي ميكند كه با شروع جنگ اين پروژهها متوقف ميشود.
چند نفر از شهيدان عمليات خيبرفرمانده لشكر ۲۷ محمد رسولالله(ص) سردار شهيد محمد ابراهيم همت پس از رشادتها در عمليات خيبر به تاريخ ۱۷ اسفندماه ۶۲ در جزيره مجنون به شهادت ميرسد.
سردار شهيد حميد باكري پس از رشادتها در عمليات والفجر مقدماتي سرانجام در عمليات فاتحانه خيبر به تاريخ ششم اسفندماه ۶۲ در جزيره مجنون به شهادت رسيد.
سردار شهيد حميدرضا گلكار، فرمانده تيپ حبيب ابن مظاهر پس از سالها جهاد و مبارزه، سرانجام در عمليات خيبر در تاريخ ۱۱ اسفند ۱۳۶۲ به شهادت رسيد و خاك طلاييه را با خون خود شقايقي از توحيد كرد و پس از ۹ سال پيكر مطهر و پاكش به خاك وطن بازگشت. در گلزار شهداي امامزاده محمد حصارك كرج آرام گرفت.
شهيد محسن الشريف، نيروي مهندسي رزمي جهاد سازندگي، در روز ۲۹ اسفندماه ۱۳۶۲ در جريان عمليات خيبر در جزيره مجنون بر اثر بمباران شيميايي نيروهاي عراقي به دليل استنشاق گاز خردل در سن ۲۶ سالگي به درجه رفيع شهادت رسيد، پيكر پاك اين شهيد در گلستان شهدا اصفهان به خاك سپرده شده است.
سردار شهيد غلامعلي بذر افكن، مسئول واحد مخابرات تيپ ۱۸ جوادالائمه، در تاريخ ششم اسفند۱۳۶۲ در عمليات خيبر، در منطقه جزيره مجنون بر اثر بمباران شيميايي در سن ۲۱ سالگي به درجه عظماي شهادت نايل گشت. پيكر پاكش پس از ۱۷ سال، در تاريخ دهم شهريورماه سال ۱۳۷۹ توسط گروه تفحص شناسايي گرديد. پس از تشييع در مزار شهدا در كنار برادر شهيدش به خاك سپرده شد.
معلم شهيد عباس تاجيك، در تاريخ ۱۰ اسفند ۱۳۶۲ در جزيره مجنون از خاك به افلاك پر كشيد.
سردار شهيد صفر احمدي، فرمانده گردان حضرت دانيال، در شهريور سال ۱۳۶۲ ازدواج كرد و بلافاصله به جبهه بازگشت. سردار فداكار عرصههاى نبرد در عمليات خيبر در اسفند سال ۱۳۶۲ خيبرى شد و اكنون مزارش در شوش، پرچمى پرافتخار براى دفاع از ولايت فقيه است.
سردار شهيد مصطفي حلوائي فرمانده گردان شوش، در عمليات خيبر سردار با نيروهاي تحت فرماندهياش حماسهسازي كرد و سرانجام با دريافت پاداش سه سال حضور در جبهه به درجه شهادت نائل گشت.
بازتاب خبري عمليات خيبر در رسانههاي بينالملليخبرگزاري يونايتدپرس:«نيروهاي ايران با گذشتن از موانع، ضمن تصرف بيش از ۱۰ روستا، رودخانههاي دجله و فرات و همچنين در چندين نقطه بزرگراه استراتژيك بصره- بغداد را كه پايتخت عراق را به خليجفارس متصل ميسازد، قطع كردهاند. »
خبرگزاري رويترز:«گزارشهاي واصله از جبههها حكايت از آن دارد كه نيروهاي ايراني بين سپاه سوم ارتش عراق در جنوب و سپاه چهارم در شما شكاف ايجاد كردهاند. »
روزنامه مساجرو چاپ ايتاليا:«در اينكه رزمندگان ايران در جبهه به پيروزي چشمگيري دست يافتهاند شكي وجود ندارد و اكنون لشكر سوم عراق در منطقه بصره در خطر محاصره نيروهاي ايراني قرار گرفته است.
نيروي هوايي ايران در عمليات روزهاي اخير اعجاب همگان را برانگيخته و خلبانان هواپيماهاي F۱۴ جمهوري اسلامي ايران به دفعات مواضع نيروهاي عراق را مورد حمله قرار دادهاند، بدون اينكه دشمن قادر به عكسالعمل مؤثر باشد.»
خبرگزاري آسوشيتدپرس:«رژيم عراق از نزديك شدن خبرنگاران به مناطق جنگي جلوگيري ميكند. خبرنگاران خارجي وعدههاي عدنان خيرالله، وزير دفاع عراق را به تمسخر گرفته، اعلام ميكنند كه عراق بايد جزيره مجنون را ترك گويد، زيرا نميتواند روزانه هزار كشته به خاطر بازپس گرفتن آن متحمل شود. »
روزنامه نيوزلاين چاپ انگلستان:«شاهدان عيني و كارشناسان دارويي، شواهد قانعكنندهاي به دست آوردند مبني بر اينكه رژيم عراق از سلاحهاي حاوي گاز خردل و گازهاي كشنده عصبي عليه سربازان نيروي زميني ايران استفاده كرده است. »
تلويزيون ايتاليا اعلام ميدارد:«بهرغم تكذيبهاي عراق، اكونو مطلب بر همه روشن است كه اين كشور برخلاف قوانين بينالمللي از گاز شيميايي عليه سربازان ايراني استفاده كرده است.»
اسكاتسمن روزنامه چاپ انگلستان:«بهرغم بازتاب جهاني استفاده عراق از سلاحهاي شيميايي، گمان نميرود در اين شرايط، عراق جز نصيحت و موعظه فشار ديگري را متحمل شود و نيز هيچكس قصد انجام عمليات نظامي يا برقراري محدوديتهاي اقتصادي عليه عراق را ندارد.»
تأييد بمباران شيميايي توسط كارشناسان سازمان مللچهار كارشناس شيميايي از چهار كشور جهان از ۱۳ تا ۱۹ مارس در منطقه به سر برده و در گزارشي كه تسليم دبيركل ميشود، نتايج زير حاصل ميگردد:
الف: در مناطقي كه به شرح فوق مورد بازديد كارشناسان قرار گرفت سلاحهاي شيميايي از طريق بمباران هوايي مورد استفاده قرار گرفته است.
ب: انواع عوامل شيميايي مورد استفاده عبارت بودند از گاز خردل و گاز اعصاب تابون.