
به گزارش خبرنگار ما، متهم پرونده رضا نام دارد و تحقيقات تيم جنايي نشان ميدهد وي ۳۰ بهمن ماه سال گذشته زني به نام مهسا را به خانهاش برده و او را به قتل رسانده است. روز حادثه مردي به پليس خبر داد كه همسرش ناپديد شده است. وي مشخصات مهسا را در اختيار پليس گذاشت تا او را پيدا كنند. شاكي گفت: ما سال ۷۹ ازدواج كرديم و صاحب يك دختر ۹ ساله هم هستيم. همسرم امروز از خانه بيرون رفت تا مقداري خريد كند اما غيبتش طولاني شد و نگرانش شدم. به هر جا هم كه ميدانستم، سر زدم اما نشاني از او پيدا نكردم.
تحقيقات پليس تا ۲۰ روز بعد از اعلام شكايت ناكام ماند تا اينكه مردي به نام رضا به پليس مراجعه و خودش را قاتل مهسا معرفي كرد. تحقيقات پليس هم نشان داد كه او قاتل است و جرمش محرز ميباشد. بررسيهاي پليس هم نشان داد روز حادثه در حاشيه شهر جسد زن جواني پيدا و به عنوان جسد مجهولالهويه دفن شده است. خانواده مقتول بعد از ديدن تصاوير جسد، هويت وي را تأييد كردند.
رضا در بازجوييها به تيم جنايي گفت: شغل من مسافركشي است. يك روز كه داشتم در خيابان مسافركشي ميكردم، مهسا به عنوان مسافر سوار ماشينم شد. او سر حرف را باز كرد و گفت در زندگياش مشكلات زيادي دارد. بعد هم برايم درد دل و مقداري هم گريه كرد. او به من گفت: شوهرش او را اذيت ميكند و به او توجه نميكند. من هم دلم برايش سوخت و خواستم به او كمك كنم تا مشكلاتش كمتر شود. البته بيشتر او را نصيحت ميكردم. بعد هم شماره تلفنهايمان را رد و بدل كرديم و چند بار با هم تماس داشتيم. وقتي ارتباط ما بيشتر شد، او گفت كه هنوز مشكلاتش كمتر نشده و از من خواست او را بكشم تا مشكلاتش تمام شود. روز حادثه با هم به خانه من رفتيم و درباره مشكلاتش با هم حرف زديم. از من خواست تا او را بكشم. وقتي اصرار كرد، فريبش را خوردم و با بالش او را خفه كردم. بعد جسدش را داخل پتو پيچيدم و به داخل ماشين منتقل كردم و پشت فرمان نشستم. چند ساعت در شهر رانندگي كردم تا اينكه جاي خلوتي ماشين را رها كردم و به خانه برگشتم. متهم در همه مراحل بازجويي اظهارات اوليهاش را تكرار كرد. سرانجام بعد از انجام مراحل قانوني، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شده و متهم ديروز پاي ميز محاكمه قرار گرفت.
ابتدا نماينده دادستان تهران در جايگاه ايستاد و از هيئت قضات درخواست كرد متهم مجازات قانوني شود. وي گفت: براساس اوراق پرونده و كيفرخواست صادر شده، گناهكاري وي محرز است و مستحق مجازات ميباشد.
سپس اولياي دم هم خواستهشان را قصاص عنوان كردند. بعد از آن متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: قبول دارم كه مرتكب قتل شدهام. من نميخواستم كه مهسا كشته شود. قصد نجات او را داشتم اما او اصرار داشت از زندگي خلاص شود. من هم فريبش را خوردم و او را به قتل رساندم. حالا هم كه گناهم محرز شده، خودم را مستحق مجازات ميدانم به خاطر اينكه يك انسان بيگناه به دست من كشته شده است.
قاضي همت يار بعد از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل او با اعضاي دادگاه وارد شور شد.