کد خبر: 512016
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
به بهانه هفتمين دوره جشنواره شعر فجر
همچنان كه تا پيش از اين هم در شش دوره سابق اين جشنواره چنين تصوراتي از آن بود و در نهايت نيز آنچه از آن حاصل نشد همان تحولي بود كه دائم دم از آن زده مي‌شد.
كساني كه رويدادهاي فرهنگي پاييز ۱۳۸۵ ايران را دنبال مي‌كردند، در آن ايام تكاپوهاي رئيس شور‌اي شعر و ترانه معاونت هنري وزارت ارشاد تحت وزارت محمد حسين صفار هرندي براي ايجاد بستري براي تكريم شاعران كشور را به ياد دارند. عليرضا قزوه در كسورت اين مقام سعي مي‌كرد براي جايگاه‌دهي به مقام شعر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با ايجاد جشنواره‌اي، شعر و شاعري را از نشست‌هاي خصوصي و شب‌هاي شعر فراموش شده به جايگاهي همسان جشنواره فيلم فجر نزديك كند ولي شايد خود او نيز نمي‌دانست كه كمي بعد از پنج دوره از برگزاري آن وي لب به اعتراف خواهد گشود كه ميان ماه او تا ماه خوبان در اين رويداد شاعرانه، تفاوت از زمين تا آسمان است. هفت دوره پس از برگزاري جشنواره شعر فجر و شش دوره پس از رجعت اين جشنواره از معاونت هنري به معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سؤال اصلي كه پيش روي اين جشنواره و برگزاركنندگانش باقي مانده است، چيستي و چرايي برگزاري چنين رويدادي است؟
آيا تكريم بزرگان و اهالي شعر را بايد هدف از اين برنامه دانست و اگر آري چرا اين چهره‌ها و تصاوير دائماً در يك سيكل بسته در حال مرور و تكرار هستند؟ آيا بايد هدف را تشويق استعدادهاي جوان شعر معاصر بدانيم؟ اگر آري چرا اين چهره‌ها از ميان صاحبان دفاتر شعر انتخاب نشده و تنها به صاحبان اشعار ارائه مي‌شود، به عبارت ساده‌تر شاعران شناسنامه دار چرا در اين جشنواره چندان محلي از اعتنا پيدا نمي‌كنند؟ و اگر شناسنامه دار بودن يعني تنها صاحب كتاب بودن، جشنواره شعر فجر چه اتفاقي است كه ساير رويدادهاي ادبي سال كه به كار بررسي مجموعه اشعار مشغول هستند به آن دفاتر شعر اعتنايي نداشته اند؟
مگر جز اين است كه در ادبيات معاصر ايران، شعر ناب بيش از هر چيز جوشيده از نشست‌هاي شب شعر و شعر خواني‌هاي بي‌رياي شاعران بوده است؟ اگر آري آيا اين همه زرق‌و‌برق در برگزاري جشنواره‌اي به نام شعر نمي‌توانست صرف برگزاري نشست‌هاي ساده و صميمي تري با اين محور شود؟
زهير توكلي شاعر و منتقد ادبي در همين زمينه مي‌گويد: جشنواره‌اي مثل جشنواره فيلم فجر جشن سالانه سينماي ايران است كه كساني كه اهل سينما باشند، مي‌توانند فيلم‌هاي مختلف و تجميع‌شده‌اي را كه قرار است در سال آينده اكران شود يا نشود، در آن ببينند. اين جشنواره، جشنواره‌اي واقعي و سالانه است، اما جشنواره شعر فجر اصلا اين‌گونه نيست و مزيت به‌خصوصي ندارد. توكلي همچنين به برگزيدگان اين جشنواره انتقاد كرده و مي‌گويد:‌چهره‌هايي كه در جشنواره شعر فجر معرفي مي‌شوند، كساني هستند كه در جشنواره‌هاي ديگر هم برگزيده مي‌شوند و افراد جديدي نيستند. در دور اول جشنواره ديديم كه فقط نكوداشت بود و كساني به عنوان شاعر ملي – ميهني يا شاعر مذهبي چند سال اخير معرفي مي‌شدند، دوره دوم جشنواره هم تا حدودي نكوداشت بود و بعد از آن هم عملا به همين شكل بوده است.
به اعتقاد توكلي جشنواره شعر فجر در واقع جشنواره شعر جوان است كه شبيه آن در جشنواره‌ها و كنگره‌هاي ديگري مثل شب‌هاي عاشورا، شب‌هاي شهريور، كنگره شعر دفاع مقدس، كنگره شعر علوي، كنگره شعر رضوي، كتاب سال شعر جوان و … وجود دارد كه بسيار موفق هم هستند، اما جشنواره شعر فجر چيزي اضافه بر آن جشنواره‌ها ندارد.
در همين زمينه سيد عبدالجواد موسوي شاعر و روزنامه نگار نيز به نبودن تعريف صحيح جشنواره شعر فجر اشاره كرده و مي‌گويد: جشنواره‌ شعر در دوره‌هاي اول تا سوم بيش‌تر شبيه تقسيم غنايم بود كه براساس يك‌سري ليست، جوايز را تقسيم مي‌كردند و به طور كلي اين جشنواره فلسفه‌ وجودي‌اش ناقص است. من حتي در يك سال از اين جشنواره به ياد دارم كه مي‌خواستند به كسي جايزه بدهند و دنبال عنواني براي دادن آن جايزه مي‌گشتند. موسوي در ادامه مي‌گويد: در اين جشنواره رقابتي وجود نداشته است و معياري براي رقابت‌ وجود ندارد و به نظر من، تنها راهي كه فعلا اين جشنواره براي رقابتي شدن دارد، اين است كه كتاب‌ها را معيار قرار دهد، در غير اين صورت، بحث رقابتي بودن شوخي است. جشنواره‌ شعر فجر در معرفي استعداد‌هاي جديد هم موفق نبوده است و شاعران درجه‌ چهار و پنج را به عنوان غزل‌سرايان برتر معرفي كرده كه اين خود ناديده گرفتن استعداد‌ها در عرصه‌ شعر است و آن‌قدر دلايل كوته‌بينانه‌ سياسي و ادبي معيار بوده كه استعدادي معرفي نشده است.
اين تنها بخشي از انتقادات وارده به اين جشنواره است كه در ميان محافل ادبي كشور به اين جشنواره وارد مي‌شود و مسئولان برگزاري‌اش گويا ناشنوا به اين همه مسائل، سرخوش از برگزاري مراسم افتتاحيه چند ساعته و چند صد نفره جشنواره خود در پايانه نفتي جزيره خارك هستند و بعد از آن سفر جمعي و البته رايگان از شاعران نام آشناي هميشه حاضر در اين دست مراسمات به قشم و ابوموسي و شيراز ومشهد و اصفهان. . . و خوانش چندين و چند باره ابياتي تكراري براي مخاطباني كه مشخص نيست چگونه و با چه هدفي به اين دست مراسم وارد شده‌اند. سؤال اساسي اما در واپسين روزهاي باقي مانده به اختتاميه اين سريال دردناك شاعراگونه اين است كه اگر هفت دوره جشنواره شعر فجر تا كنون در كشور ما برگزار نشده بود و برخي از به اصطلاح چهره‌هاي شعر فارسي در آن تجليل نشده بودند و برخي نيز جوايزي دريافت نكرده بودند، وضعيت شعر و شاعري در سرزمين شعر و شاعران غريب‌تر از آني بود كه امروز هست؟ آيا نمي‌شد ساده‌تر و پر كيفيت‌تر از اين دست نوازشي بر سر شاعران نام آشنا و گمنام سرزمينمان كشيد؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار