
يكي از بزرگترين مشكلات ما، اين است كه احساساتمان را در همه مسائل دخيل ميكنيم و همين مسئله باعث ميشود كه نتوانيم واقعيتها را آنگونه كه هست، منطقي بررسي كنيم و اين ميشود كه مدام به مشكل ميخوريم و نميتوانيم كاري از پيش ببريم.
حضور تيمهاي باشگاهي در رقابتهاي آسيايي، مسئله كمي نيست و ميتواند براي تيمهاي ايراني، بسيار مفيد باشد و كمترين فايده آن، كسب تجربياتي جديد در سطحي گستردهتر است و البته معرفي تيمهاي ايراني به آسيا، مطرح شدن تيمها و بازيكناني كه شايد چشم كشورهاي ديگر را گرفته و راهي براي ترانسفر شدن آنها باز كند. اما اين تنها نيمه پر ليوان است و اين ليوان، يك نيمه خالي هم دارد؛ نيمهاي كه البته پررنگتر است اما چشمانمان كمتر آن را ميبيند. طي سالهاي اخير، به وضوح ميبينيم كه تيمها، چه تلاش و تقلايي ميكنند براي كسب سهميه آسيا. تقلايي كه گاه يك تيم را با فاصلهاي ميليمتري از رسيدن به اين سهميه بازميدارد و يك تيم را به آن ميرساند و حاشيهاي ميشود براي از بين رفتن يا به ثمر رسيدن تلاش آنها در طول يك فصل. اما تمام تلاشها تا زماني است كه تيمها ميتوانند اين سهميه را كسب كنند و بعد از آن، ديگر هيچ!
آتش اين تلاش و تقلا، به محض كسب سهميه فروكش ميكند و تيمها فراموش ميكنند تازه بعد از كسب سهميه است كه كار آنها شروع شده و بايد خود را براي يك رقابت سنگين و نشان دادن خود، به عنوان نماينده ايران در آسيا، آماده كنند. حذف صبا در نخستين بازي رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا، تلنگري دوباره بود به تيمهاي ايراني كه در بين تيمهاي درجه چندم آسيا نيز هيچ حرفي براي گفتن ندارند. اتفاقي كه براي صبا افتاد، ديگر اتفاق عجيبي نيست و اگر جور ديگري بود شايد متعجب ميشديم. اتفاقي كه طي سالهاي اخير، تقريباً براي اكثر تيمهاي ايراني رخ داده حالا كمي زودتر يا كمي ديرتر و حتي تيمهايي چون استقلال و پرسپوليس هم از اين قاعده مستثني نبودهاند و نتوانستهاند در عرصه اين رقابتها، آبروداري كنند.
مشكل اصلي تيمهايي كه سهميه حضور در رقابتهاي آسيايي را از ليگ يا جام حذفي كسب ميكنند، اين است كه بعد از كسب سهميه، همه چيز را فراموش ميكنند و ديگر تلاشي براي ادامه اين راه كه مهمتر هم است، نميكنند. بسياري از مواقع شاهد آن هستيم تيمهايي كه قرار است به عنوان نماينده ايران، در بازيهاي آسيايي شركت كنند، نه از لحاظ مديريتي، نه كادرفني و نه بازيكنان براي رقابتهاي آسيايي بسته نشدهاند و همين بيتوجهي در اين مقوله مهم، ميشود مثل نتيجه بازي صبا با الشباب كه در طول آن، مرفاوي به عنوان مربي كه بيتجربه هم نيست، اصلاً چيزي در چنته نداشت و چشمش مدام به دهان مربيانش بود و هر چه فكري و ديگران ميگفتند، سر تكان ميداد.
البته شايد نتوان به مرفاوي خيلي خرده گرفت، اما به مديريت صبا و ديگر تيمهايي كه به عنوان نماينده ايران راهي رقابتهاي آسيايي ميشوند، اين نقد رواست كه چطور تيمي در شأن ايران براي بازيهاي آسيايي نميبندند و وقتي كسب سهميه ميكنند، براي حفظ آبروي ايران هم كه شده به تلاششان ادامه نميدهند تا به زنگ تفريح تيمهاي ديگر تبديل نشويم؟
اين قصه البته همانطور كه گفته شد، فقط براي صبا نيست و تيمهاي ديگر هم درست همين راهي را ميروند كه صبا رفته و البته ميروند، چراكه تغييري در رويه آنها طي اين مدت ديده نشده است و تيمهاي ما دقيقاً با همان روش و شيوه بازيهاي داخلي، به مصاف حريفان خود در بازيهاي آسيايي ميروند. حال آنكه اين روشها تنها مناسب بازيهاي داخلي است، نه خارجي و اين روشهاي نخنما شده ديگر جواب نميدهد. در اين بين، تنها دو تيم ذوب آهن و سپاهان بودند كه توانستند در بين نتايج نه چندان جالبي كه ديگر تيمها در بازيهاي آسيايي به دست ميآورند، اندكي آبروداري كرده و نتايجي درخور نام نماينده ايران كسب كنند كه از اين بين، ذوبآهن امسال بايد خدا را شاكر باشد كه در بازيهاي آسيايي سهمي ندارد، چراكه با توجه به شرايطي كه در ليگ دارد، در رقابتهاي آسيايي ميتوانست تمام آبرويي را كه طي اين سالها اندوخته بود، برباد داده و به سرنوشتي چون سرنوشت صبا دچار شود.
البته صبا اولين نماينده ايران در رقابتهاي امسال ليگ قهرمانان بوده است، اما با توجه به شناختي كه از ديگر نمايندهها و روند نتيجهگيري آنها در ليگ امسال داريم، نميتوان به عملكرد آنها در اين رقابتها چندان اميدوار بود. مگر اينكه سپاهان برخلاف ليگ كه در آن بسيار پر فراز و نشيب بوده، بتواند به روندي كه سالهاي پيش در بازيهاي آسيايي گرفته بود ادامه دهد. البته امسال، تراكتور هم قرار است در اين رقابتها حضور به هم رساند. تراكتوري كه در ليگ تلاش زيادي براي رسيدن به قهرماني ميكند اما هنوز نميتوان به حضور پرقدرت اين تيم در رقابتهاي آسيايي مطمئن بود و نتيجهگيري در خصوص بازيهاي اين تيم و عملكردش را بايد به بعد از حضورش در اين بازيها موكول كرد. اما در خصوص استقلال برخلاف تراكتور، ميتوان حدس و گمانهايي زد. تيمي كه همواره به عنوان يكي از برترين تيمهاي ايراني در اين مسابقات شركت ميكند، اما طي سالهاي اخير بارها و بارها ثابت كرده كه نبايد اميد چنداني به اين تيم بست.
رقابتهاي آسيايي همان طور كه گفته شد، ميدان خوبي براي عرض اندام تيمهاي ايراني و كسب تجربه است، اما با توجه به روندي كه اين تيمها بعد از كسب سهميه در پيش ميگيرند، نميتوانند از اين فرصت به خوبي استفاده كنند و در اكثر مواقع به زنگ تفريح تيمهاي ديگر تبديل ميشوند و با اين اوصاف، همان بهتر كه سهميه ايران كسر شود تا كمتر در بين تيمهاي حاضر در مسابقات آسيايي، به خاطر حذف زود هنگام و عملكرد ضعيف تيمهاي ايراني، خجل شويم!