
پيروزي تيمملي فوتبال مقابل لبنان، يك برد روحيهبخش و به موقع بود براي تيمي كه پس از باخت به ازبكستان در نااميدي مطلق به سر ميبرد.
برد مقابل لبنان علاوه بر اينكه انتقام شكست بد ديدار رفت مرحله مقدماتي جام جهاني را گرفت باعث شد حريف نيز زياد دلخوش به آن بازي باقي نماند و مطمئن باشد كه در ديدار برگشت در تهران نيز چارهاي جز قبول شكست ندارد. اين برد باعث شد تا تيم كارلوس كرش و خود او به خودباوري بيشتري دست پيدا كنند و اين خود باوري باعث ميشود تا روند صعودي تيمملي دو باره آغاز شود. اما پيروزي بر لبنان بهرغم تمامي اين نكات و نقاط مثبت يك واقعيت را نيز به دنبال داشت، ميشود دوباره و چند باره فيلم بازي عصر چهارشنبه گذشته را ديد و مرور كرد و به نتيجه رسيد كه اشكان دژاگه و رضا قوچاننژاد يك سر و گردن از تمام مليپوشان بالاتر بودند، اين دو حتي جاي چند تن از بازيكنان داخل زمين نيز دويدند و تأثيرگذارتر از برخي ديگر بازي كردند تا تيمملي صاحب يك برد پرگل شود.
دژاگه روي سه گل نقش مستقيم داشت و در طول مدت حضورش در زمين با دوندگيها و پا به توپ شدنهايش نظم دفاعي حريف را به هم ريخت، قوچاننژاد هم دو گل زد و در بقيه دقايق بسيار تأثيرگذار بود، اين درست كه سه گل از پنج گل زده شده توسط كاپيتان تيمملي يعني جواد نكونام به ثمر رسيد اما نبايد فراموش كرد كه نكونام و برخي ديگر از بازيكنان با آنچه كه تصور آن ميرفت فاصله بسياري داشتند.
تيمملي پيروز شد، روحيه گرفت و حالا قبراقتر از قبل به مصاف حريفان بعدي ميرود اما اين مسئله كه بازيكنان شاغل در ليگ برتر بسيار كم تحرك، كماثر و بعضاً بسيار پراشتباه هستند واقعيتي است كه نبايد فراموش كرد. شاگردان كارلوس كرش بين صفر تا صد هستند، يعني يا فوقالعاده هستند مثل دژاگه و قوچاننژاد يا اينكه مثل بقيه به خصوص چند نفر كاملاً سردرگم و كماثر، واقعيتي كه ديدار با لبنان از فوتبال ايران به نمايش گذاشت تفاوت كيفي سطح فوتبال باشگاهي ايران با فوتبال باشگاهي رده اول دنياست، آنجا كه بازيكناني چون دژاگه و قوچان نژاد به رغم اينكه هميشه در زمين حضور ندارند به چنان مرزي از آمادگي مي رسند كه در برابر بازيكنان هميشه ثابت در تيمهاي ليگبرتر ايران بسيار آمادهتر و فراتر نشان ميدهند. اين درست كه نبايد به سرمايههاي داخلي و جوانان مستعد فوتبال ايران بيتوجه بود، اما وقتي تفاوت بازيكنان شاغل در ليگهاي اروپايي را با بازيكنان داخلي مقايسه كنيم، آن وقت ميتوان به كرش حق داد بابت اينكه چرا در جستوجوي دورگههايي است كه بتوانند به فوتبال ايران كمك كنند. كرش ظرفيت و توانمندي بازيكنان خود را به خوبي مي شناسد و شايد از روز اول متوجه اين شد كه با تكيه بر توان داخلي فوتبال ايران نميتواند موفق شود بنابراين رو به بازيكناني آورد كه شايد در وهله اول حضورشان در تيمملي چنگي به دل نميزند اما هر چه جلوتر آمديم به اين واقعيت رسيديم كه آنها ميتوانند عصاي دست سرمربي پرتغالي تيمملي باشند و اين مسئله در بازي مقابل لبنان به وضوح ديده شد.
خب آنچه مهم است اينكه بايد براي اين مشكل فكري عاجل و البته ثمربخش كرد، به هيچ وجه نبايد اين اختلاف فاحشتر از آنچه در بازي با لبنان ديده شد شود، تيمملي نبايد روي چند بازيكن تكيه كند و اميدوار به درخشش آنها باشد، دژاگه و قوچاننژاد طي چند بازي گذشته كه در تركيب بودهاند ثابت كردهاند كه هر چه در توان دارند براي موفقيت تيم انجام ميدهند اما حالا اين وظيفه بقيه بازيكنان است كه خود را به مرز آمادگي و موفقيت اين دو برسانند تا بتوان بيشتر از امروز به آينده اميدوار بود و اين ميسر نميشود جز با كار و تلاش بيشتر در عرصه باشگاهي و پرهيز از شعار و حاشيهپردازي كه امروز باشگاههاي ما اسير آن هستند.