اين بار جو بايدن معاون رئيسجمهور امريكا در نقش اول اين سناريوي توطئه آميز است. پيشنهاد مذاكره مستقيم امريكا با تهران آن هم از زبان معاون رئيسجمهور امريكا مسئله بسيار مهم و قابل توجهاي است و بايد اهداف پشت پرده آن تحليل و واكاوي شود.
۱- قاطبه صاحب نظران و تحليلگران منصف بر اين باور هستند كه ايالات متحده امريكا در پروژه تحريمها عليه ايران شكست خورده است. آنها تمام توان خود را در جنگ اقتصادي عليه ايران فعال كردهاند و به تعبير دقيقتر تمام فشنگهاي اقتصاديشان را عليه ايران مصرف كردهاند. اما اين فشارها نتوانسته است اهداف مورد نظر آنها را تامين كند.
هرچند اقتصاد كشور ما در بعضي از حوزهها دچار چالش شده است اما هيچ نقطهاي از اقتصاد ايران بحراني نيست. امريكاييها هدف اصلي از تحريمها را فلج كردن اقتصاد ايران قرار داده بودند اما نه تنها چنين امري محقق نشده است بلكه تهران توانسته است به خوبي فشارهاي اقتصادي غرب را مديريت كند و بازارهاي فروش تازهاي را براي كالاهاي صادراتي خود اعم از نفت و محصولات پتروشيمي و. . . پيدا كند. نقل و انتقال مالي كشور نيز به تدريج در حال عادي شدن است و «تهاتر» توانسته است بخشي از مشكلات انتقال وجوه را برطرف سازد. در چنين شرايطي است كه ميتوانيم بگوييم امريكا در كوچه تحريمها عليه ايران به بن بست رسيده است و ديگر نميتواند گامي به جلو بردارد.
۲- تجربه نشان داده است كه امريكاييها به هيچ وجه قايل به «مذاكره» با تهران نيستند. اگرچه آنها با صداي بلند مذاكره مستقيم با ايران را فرياد ميزنند اما بايد دانست كه اين ميز مذاكره در حقيقت براي مذاكره نيست بلكه ميزي است براي چيدن ثمرات سياستهاي فشار!
امريكاييها همچنان سياست «هويچ و چماق» را در قبال ايران در دستور كار خود دارند و سعي ميكنند تا با فشارها ايران را مجبور به تسليم نمايند. از همين رو آنها هر ازچندگاهي در كوس مذاكره ميدمند تا بازتاب آن را در ايران مشاهده كنند. در واقع آنها با اين مسئله درصدد تست و آزمايش مقاومت ايرانيان هستند. البته پرواضح است كه جمهوري اسلامي ايران نيز هيچگاه چنين مذاكرهاي را نخواهد پذيرفت اما به هر حال بايد افكار عمومي جامعه و نخبگان نسبت به دلايل طرح چنين موضوعاتي از سوي امريكاييها هوشيار و بصير باشند.
۳- در تحليل و واكاوي دلايل جديتر شدن و پرحجم شدن بيش از پيش اخبار مربوط به مذاكره احتمالي امريكا و ايران بايد به اين مسئله نيز پرداخت كه كاخ سفيد نيمنگاهي به انتخابات سال ۹۲ در ايران دارد و از هم اكنون در صدد تاثيرگذاري بر فضاي انتخاباتي ايران است.
امريكاييها در تلاش هستند تا با طرح مسئله مذاكره به زعم خود مردم را در برابر حكومت قرار دهند. آنها معتقدند كه اكنون فشارهاي اقتصادي زندگي مردم را تحت تاثير قرار داده است و اكنون مردم خواستار كاهش اين فشارها به هر طريقي هستند. لذا با طرح مسئله مذاكره مردم تمام اين فشارها را بر گردن نظام ميگذارند و در انتخابات هم شركت نخواهند كرد!
هرچند كه اين تحليل اساسا منطبق با واقعيت جامعه ايران نيست اما به هر حال مسئولان بايد نسبت به اين قضيه نيز هوشيار باشند و آگاه باشند كه فشارهاي اقتصادي عليه مردم با چه هدفي از سوي غرب دنبال ميشود. اما يكي ديگر از اهداف امريكا از طرح چنين شعارهايي سنجش عملكرد و مواضع گروههاي سياسي در ايران در قبال اين مسائل است كه به نظر بسيار هم جدي است.
امريكاييها تحليل و شناخت صحيحي از اوضاع سياسي در ايران ندارند و هر ازچندگاهي با ارسال چنين سيگنالهايي سعي ميكنند تا اوضاع سياسي در ايران را رصد نمايند. مطمئناً اگر در اين ميانه برخي گروهها به اين لبخندهاي تصنعي روي خوش نشان دهند آنها دشمني و عناد و فشارهايشان عليه ايران اسلامي را تشديد ميكنند اما اگر با پاسخي محكم و قاطعانه از سوي تمام جريانات سياسي روبه رو شوند دلسرد و مأيوس ميشوند. به عنوان مثال تا پيش از فتنه ۸۸ امريكاييها عملا از سياست فشار عليه ايران خسته شده بودند و واقعاً درصدد عقب نشيني در قبال ايران بودند اما خيانت اصلاح طلبان باعث شد تا آنها دوباره جاني تازه بگيرند و تحريمها را افزايش دهند.
۴- اخيراً رئيسجمهور در سفر به مصر در پاسخ به سؤالي در خصوص پيشنهاد مذاكره از سوي امريكا گفته است:حرفهايي كه ازمقامات امريكايي شنيده ميشود، جديد و مثبت است. هرچند كه رئيسجمهور نيز ميتواند در حوزه سياست گذاريهاي كلان بينالمللي كشور دخيل باشد اما بايد بدانيم كه تنها مرجع ذي صلاح در خصوص مسئله مذاكره با امريكا مقام معظم رهبري است. مذاكره با امريكا در ارتباط مستقيم با حركت انقلاب اسلامي است و مطمئناً تنها رهبر انقلاب هستند كه ميتوانند در اين زمينه تصميم بگيرند.