
به گزارش خبرنگار ما، چندي پيش زن جواني سراسيمه به اداره پليس رفت و گفت كه سارق يا سارقاني به خانهاش دستبرد زدهاند. وي ادامه داد: من مهندس هستم و درآمد خوبي دارم. مدتي پيش از شوهرم جدا شدم و يك آپارتمان مجلل در شمال تهران خريدم. من در اين خانه تنها زندگي ميكنم و گاهي اوقات هم پدر و مادرم به من سركشي ميكنند. چند روز پيش براي مسافرت به شمال كشور رفتم و امروز وقتي به خانهام برگشتم، با صحنه عجيبي روبهرو شدم. تمام وسايل خانهام به ريخته بود و مشخص بود از خانهام سرقت شده است. من جواهرات و پولهايم را هميشه داخل يك كيف ميگذارم و كيف را در كمد لباسهايم مخفي ميكنم. به خاطر همين بلافاصله به سراغ كمد لباسها رفتم كه متوجه شدم كيف جواهراتم به سرقت رفته است.
با طرح اين شكايت، تيمي از كارآگاهان به دستور داديار شعبه سوم دادسراي شميرانات تحقيقات خود را براي شناسايي سارق يا سارقان آغاز كردند. بررسيهاي اوليه با توجه به سالم بودن در ورودي نشان داد سارق يا سارقان افراد آشنايي بودهاند كه كليد اين خانه را در اختيار داشتهاند. بدين ترتيب پليس تحقيقات خود را روي افراد آشنا متمركز كرد تا اينكه در تحقيقات مشخص شد، پيرزن ۶۵ سالهاي به نام فرح به عنوان نظافتچي به اين خانه رفت و آمد دارد.
پليس در ادامه فرح را براي تحقيقات احضار كرد. وي در بازجويي مقابل قاضي پرونده ابتدا منكر سرقت از خانه خانم مهندس شد اما وقتي با دلايل و مدارك روبهرو شد، به سرقت از اين خانه با همدستي شوهر ۶۸ سالهاش اعتراف كرد. متهم با اظهار پشيماني گفت: شوهرم معتاد به مواد مخدر است.
۴۰ سال پيش كه به عقد او درآمدم، متوجه شدم كه پرويز قاچاقچي است اما به خيال اينكه دست از خلافكاري بردارد، به زندگي با او ادامه دادم.
پرويز بعدها معتاد شد و به خاطر فروش مواد مخدر چندين بار به زندان افتاد. من زندگي سختي داشتم و به خاطر فرزندانم مجبور شدم خانههاي مردم را نظافت كنم. چند روز پيش با شوهرم دعوا كردم و به او گفتم كه اگر معتاد نبود، من مجبور نبودم در پيري در خانههاي ديگران كلفتي كنم. بعد از اين، پرويز به من پيشنهاد داد تا از خانه خانم مهندس سرقت كنيم. او ميدانست كه خانم مهندس زن پولداري است. ابتدا من قبول نكردم اما كم كم وسوسه شدم و نقشه سرقت را طراحي كرديم.
من ميدانستم كه خانم مهندس قرار است براي تفريح مدتي به شمال كشور برود، به خاطر همين اول دسته كليد او را به صورت مخفيانه برداشتم و از روي آن كليد يدكي ساختم و بعد كليد را به جاي اصلياش برگرداندم. وقتي او به شمال رفت، من و شوهرم با كليد يدك در خانه را باز كرديم و بعد از كمي جستوجو، كيف حاوي جواهرات را كه علاوه بر طلاها مبلغ ۲ ميليون تومان پول هم داخلش بود، برداشتيم. من پولها را به شوهرم ندادم اما جواهرات را به او دادم تا بفروشد.
در جلسه بازجويي شاكي كه به شدت شوكه شده بود، گفت: من فرح را از ۱۰ سال پيش ميشناسم و به او اعتماد داشتم. او نظافتچي خانه ما بود و پدر و مادرم كمكهاي زيادي به او كرده بودند. او علاوه بر نظافت خانه پدرم، هفتهاي سه روز خانه مرا نظافت ميكرد و اكنون كه ميشنوم دزد خانه من فرح است، خيلي تعجب كردم. با اعتراف پيرزن، مأموران شوهر او را دستگير كردند. پرويز در بازجوييها حرفهاي همسرش را تأييد كرد. تحقيقات از زوج سالخورده سارق ادامه دارد.