افزايش و كاهش قيمت، ويژگي هميشگي نفت به شمار ميرفته و ميرود كه همچون خوني تازه، تأثيري شگرف در رگهاي بازارهاي نفتي ميگذارد و جهان را متأثر خود ميكند. گرچه به زعم افرادي كه آشنايي زيادي با مقولات صنعت نفت ندارند افزايش بهاي بشكههاي نفتي مصرف كنندگان را در شرايط سختي قرار ميدهد اما با اندكي تامل ميتوان به وضوح شاهد ركود صنايع نفت و گاز جهان در بخش توليد كنندگان بود.
تجربه بارها نشان داده است كه با افزايش بهاي نفت شركتهاي سرمايهگذار چندان براي ادامه كار در كشورهاي توليد كننده نفت راغب نيستند كه البته طبيعي است چرا كه بر اين باورند با افزايش بهاي نفت هزينه سرمايهگذاري بالاتر رفته و بيش از آن كه سود كنند با ضرر مواجه ميشوند. از ديگر سو با سقوط قيمتها هم سرمايهگذاري از سود برخوردار نخواهد بود و صرفه اقتصادي آن تنها در سرابي رويايي قابل مشاهده است. اين وضعيت در كشورهايي كه با موضوع تحريمها و استعمار طلبي دست و پنجه نرم ميكنند از اهميت بيشتري برخوردار است.
تحريمهاي يك طرفه غرب براي زمين زدن اقتصاد ايران كه صنايع نفت و گاز را نشانه گرفته در شرايطي مورد تأكيد امريكاست كه كم توجهي به مقوله مهمي همچون ثبات توليد نفت و افزايش ظرفيت آن بايد بيش از گذشته در دستور كار قرار گيرد. براي اين منظور كشف و استخراج منابع جديد نفتي مهمترين راهكار براي نشان دادن عدم كارآيي تحريمهاست كه در دولتهاي نهم و دهم كارنامه خوبي ثبت شده است اما با توجه به افزايش تقاضاي جهاني براي نفت به نظر ميرسد بايد شتاب بيشتري به اين موضوع داد.
سازمان كشورهاي صادركننده نفت در يكي از گزارشهاي خود پيش بيني كرد رشد تقاضاي نفت خام چين، امريكاي لاتين و خاورميانه بالاست و در حدود يك سوم رشد تقاضاي جهاني نفت خام در سال آينده به چين اختصاص خواهد داشت، مصرف نفتخام در بخش صنايع كشورهاي توسعه يافته مانند امريكا و آلمان نيز با افزايش همراه خواهد بود.
همچنين براساس پيشبيني اداره اطلاعات انرژي امريكا در تازهترين گزارش ماهانه بازار نفت، تقاضاي جهاني نفت خام در سال ۲۰۱۳ ميلادي به دليل بهبود اوضاع اقتصاد جهان يك ميليون و ۴۴۰ هزار بشكه در روز افزايش خواهد يافت و به بيش از ۸۷ ميليون و ۸۰۰ هزار بشكه در روز خواهد رسيد كه اين رقم نسبت به پيشبيني پيشين اين اداره، در حدود ۳۳ هزار بشكه در روز افزايش از خود نشان ميدهد.
همان طور كه اشاره شد تقاضاي انرژي در دهه آينده بسيار فزاينده خواهد بود و در اين بين، كشورهايي ميتوانند نقش فعلي خود را در آن برهه از زمان هم ايفا كنند كه در اكتشاف و بهرهبرداري از منابع زير زميني خود عملكرد بهتري از خود به جاي گذاشته باشند.
بدون شك، كشف و توسعه بيشتر مخازن هيدروكربني، ايجاد ظرفيتهاي جديد در بخش توليد براي تأمين افزايش تقاضاي جهاني نفت و عملياتي كردن توليد از مناطقي كه آينده عرضه جهاني نفت در اختيار آنها است كليد اصلي تحولات آتي بازار جهاني نفت است و برندگان اصلي، توليدكنندگاني خواهند بود كه با ايجاد ظرفيتهاي لازم بتوانند نقش تأثيرگذار خود را بر بازار نفت تحميل نمايند.
كشورمان ايران يكي از عمده ترين توليد كنندگان نفت در جهان ميتواند نقش تعيين كنندهاي در اين مجموعه داشته باشد و نگاه به صنايع مادر نفت نظير حفاري از اين منظر ميتواند اهميت راهبردي اين بخش را براي صنعت نفت ايران و جايگاه آتي آن را در بازارهاي جهاني بيش از پيش روشن سازد. اما قبل از اين كه به اين مقوله پرداخته شود بهتراست به متوسط هزينه برداشت يك بشكه نفت و وضعيت مخازن اشارهاي كوتاه شود. هزينه توليد يك بشكه نفت در ايران حدود ۴ دلار برآورد شده است كه نسبت به ساير كشورها رقم كمتري است. پيش بيني ميشود اين رقم با توجه به پير شدن چاههاي نفت و افزايش هزينههاي حفاري با رشد زيادي همراه باشد و اين در حالي است كه بافت مخازن ايران بسيار فني بوده و كار كردن روي آنها شرايط و دانش بالايي را ميطلبد.
اگر اين رقم در مقايسه با ديگر كشورها كه تا ۴۰ دلار هم ميرسد رقم ناچيزي است به اين دليل است كه زنجيره اصلي توليد در ايران هزينههاي نا چيزي را بابت فعاليتهاي خود طلب ميكنند. زنجيرهاي كه با اكتشاف و حفاري آغاز ميشود. سرعت توسعه در صنايع نفت و گاز بيش از آنچه تصور ميشود به حفاري وابسته است. حفاري به تنهايي ۴۰ درصد از هزينه استخراج نفت را شامل ميشود. افزايش قيمت جهاني نفت خام و به دنبال آن افزايش قيمت كالا و خدمات، معضلي جديد در اين صنعت به وجود آورد و هزينه اجاره روزانه يك دكل حفاري در فلات قاره و درياها را از ۴۰هزار دلار در چهار سال پيش به بيش از ۱۸۰ هزار دلار در سال گذشته رساند، اما هم اكنون نيز با كاهش قيمت نفت نسبت به قيمتهاي ۳ رقمي اين قيمتها تا حدودي تعديل شده است.
هم اكنون حفاري از بهترين بخشهاي صنعت نفت براي سرمايهگذاري است. صنعت نفت كشور براي حفظ توليد كنوني خود در ميان سازمان كشورهاي صادر كننده نفت (اوپك) نيازمند حفاريهاي جديد است. هم اكنون براي توسعه بسياري از چاهها و ميدانهاي دست نخورده كشور كه بسياري از آنها همچون پارس جنوبي، فروزان، اسفنديار، سلمان، آزادگان با كشورهاي همسايه مشترك است، حفاري بيش از گذشته نياز است. نبايد از اين نكته به راحتي گذشت كه شركت ملي حفاري ايران نقشي غير قابل انكار در توليد نفت تا به امروز داشته است. شرايط پيچيده مخازن نفتي كشور از يك سو و تحريمها از سوي ديگر و هم چنين افزايش هزينههاي حفاري در جهان، نيازمند استراتژي دقيق و جامع براي عقب نماندن از قدرتهاي انرژي جهان است. امروزه همه ميدانند كه حفاري حداقل يك سوم قيمت تمام شده نفت را در دنيا شامل ميشود كه اين رقم در ايران با وجود محدوديتهاي فراوان بسيار كمتر از نرخ جهاني است.
به عقيده اهل فن، ملي بودن حفاري در ايران نقش مهمي در كاهش قيمت تمام شده نفت داشته است كه همين امر نشان دهنده اهميت فعاليت حفاري است. به نظر ميرسد براي نيل به اهدافي همچون دومين توليدكننده نفت اوپك تقويت اين شركت ضرورتي اجتنابناپذير است. از اين رو با توجه به اهميت ويژه ميدان گازي پارس جنوبي و ضرورت برداشت هر چه بيشتر از مخزن اين ميدان و همچنين براي جلوگيري از هدررفت زمان در بهرهبرداري از بزرگترين ميدان مشترك گازي جهان، كشور نيازمند برنامهريزي و استراتژيهاي مدون در صنعت حفاري است كه بر اساس آن بايد تعداد دكلهاي حفاري در پارس جنوبي طي سالهاي آينده به حدود ۳۰ دستگاه برسد.
با توجه به ضرورت سرمايهگذاري در بخش ساخت و خريد دكل حفاري، به نظر ميرسد بهترين راه حمايت دولت از شركتهاي خصوصي فعال در عرصه حفاري براي خريد دكل باشد.