
هيلاري كلينتون كه چهار سال رياست بر دستگاه ديپلماسي امريكا را بر عهده داشت با آغاز دور جديد رياست جمهوري اوباما از سمت خود كنارهگيري كرد. وي در حالي از وزارت خارجه امريكا خداحافظي كرد كه كارنامه چهار ساله وي برگرفته از مجموعهاي از چالشها و ناكاميها بود به گونهاي كه بسياري از پرونده ضعيف وي در اجراي اهداف امريكا سخن گفتهاند.
سرانجام جان كري به عنوان جانشين هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا، از سوي اوباما معرفي گرديد. كري پس از معرفي، در كنگره امريكا، ديدگاههاي خود را در باب اولويتهاي اول سياستهايش مطرح كرد. وي در حالي ايران را از اولويتهاي كارياش عنوان داشت كه ادعاي مذاكره را مطرح كرد. وي مدعي شده است كه در چارچوب مواضع اوباما مبني بر مذاكره با ايران گام برميدارد.
هر چند وي تلاش كرده تا خود و اوباما را تابع مذاكره معرفي كند كه در سخنان كري چند نكته قابل توجه است. نخست آنكه وي در كنگره امريكا ادعاهاي تكراري و نخنما شده مبني بر مقابله با دستيابي ايران به سلاح هستهاي را مطرح كرده است. وي در حالي اين ادعا را مطرح كرده است كه جهانيان بر ماهيت صلحآميز فعاليتهاي هستهاي ايران اذعان دارند كه نمود آن حمايت جنبش عدم تعهد با ۱۱۸ عضو از حقوق هستهاي ايران است. در همين حال جهانيان تأكيد ميكنند كه فتواي رهبر معظم انقلاب مبني بر حرام بودن توليد و استفاده از سلاح هستهاي بهترين تضمين براي صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي ايران است. با توجه به اين شرايط ادعاي كري مبني بر جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هستهاي ادعايي واهي است كه هيچ حقيقتي در وراي آن وجود ندارد. ادعاهاي كري تكرار ادعاهاي هيلاري كلينتون در قبال ايران است.
دوم آنكه كري بارديگر در كنگره بر حمايت از صهيونيستها تأكيد كرده است. مواضع وي نشان ميدهد كه او نيز مانند اوباما وابسته به صهيونيستها است و نميتواند خلاف خواست صهيونيستها حركت كند.
سوم آنكه كري همچون ساير مقامات كاخ سفيد بر حمايت از تحريمهاي غير قانوني عليه ايران تأكيد و بر لزوم استمرار آنها اعلام داشته است.
با توجه به اين شرايط ميتوان گفت كه كري عملاً در كنگره امريكا همان مواضعي را مطرح كرده است كه چهار سال پيش هيلاري كلينتون هنگام تحويل گرفتن پست وزير امور خارجه امريكا در كنگره امريكا مطرح و بر اساس آن در قبال ايران رفتار كرده است. كلينتون ادعا داشت كه با مجموعهاي از تحركات بر اساس سياست چماق و هويج ميتواند ايران را در مسير خواستههاي خود قرار دهد.
بر اين اساس ادعاي مذاكره مطرح شده از سوي جان كري را ميتوان ادعايي بدون پشتوانه دانست كه صرفاً براي فريب افكار عمومي مطرح است.
وي با ادعاي مذاكره تلاش كرده تا چنان وانمود سازد كه مردم امريكا ميخواهند سياست خارجي كشورشان با تغييرات همراه باشد در حالي كه بخشهاي مختلف سخنراني وي شامل بيان ادعاي مقابله با دستيابي ايران به سلاح هستهاي، حمايت از تحريمها، همراهي همهجانبه با صهيونيستها و... نشانگر عدم تغيير در سياستهاي امريكاست. به عبارت ديگر جان كري مواضعي را مطرح كرده است كه بارها از سوي كلينتون مطرح شده بوده اما در نهايت وي نيز نتوانست روياهاي خود عليه ايران را محقق سازد.
كري با اين مواضع نشان داده است كه همچنان در توهم اعمال خواستههاي خصمانه امريكا و صهيونيستها عليه ايران است در حالي كه با ادعاي مذاكره طرح غبارآلود ساختن و اختلافافكني ميان موافقان و مخالفان مذاكره با امريكا در داخل ايران و نيز همسو ساختن افكار عمومي جهان، سياستهاي ضدايراني امريكا را پيگيري ميكند. با توجه به اين شرايط ميتوان گفت كه مواضع كري در قبال ايران، تكرار توهمات خانم وزير (هيلاري كلينتون) توسط آقاي وزير (جان كري) ميباشد كه در قالب قدرت هوشمند اوباما مطرح گرديده است. البته تفاوتهايي ميان كري و كلينتون وجود دارد و آن اينكه كري از ديپلماسي گستردهتري برخوردار است و ادعاهاي وي براي ديپلماسي برجستهتر از ادعاهاي كلينتون است.
توهماتي كه وحدت و يكپارچگي ملت ايران آنها را به كابوسي براي كري مبدل خواهند كرد چنانكه هيلاري كلينتون پس از چهار سال اقدام خصمانه عليه ايران اذعان كرد كه بزرگترين مسئله در عرصه سياست خارجي امريكا در دوران وي را مسئله ايران تشكيل ميداده است كه بهرغم تمام طراحيها، موفق به حل آن نيز نشده است.