
با اين وجود برخي رسانههاي خارجي همچنان از نزديک مهمترين جشنواره سينمايي ايران را لمس ميکنند و اين جشنواره را فرصتي کمياب و ويژه براي شناخت ايران و سينمايش ميدانند؛ سينمايي که به گفته يک سينماگر خارجي بيش از آنکه به امريكا نزديک باشد به خدا نزديک است! خبرنگاران خارجي بر اين باور هستند که تحريم خبري مهمترين جشنواره سينمايي ايران که پس از انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۹ ميلادي شدت گرفت، برآيند معکوسي را در پي داشته است.
ايرانيان عاشق سينما هستند
خبرنگار نشريه نشنال که در سالهاي گذشته براي پوشش اخبار جشنواره فيلم فجر راهي ايران شده بود، درباره اين جشنواره بينالمللي مينويسد: «حتي در بحرانيترين شرايط سياسي، ايرانيان همچنان بر دستورالعمل کسب تجربه از طريق برگزاري جشنوارههاي سينمايي بينالمللي تأکيد دارند. از مشاهده سالنهاي سينمايي که در طول ۱۰ روز برگزاري جشنواره فيلم فجر مملو از تماشاگران و علاقهمندان به تماشاي فيلمهاي حاضر در اين جشنواره ميشود ميتوان فهميد که بسياري از ايرانيان نسبت به سينما حس مشترکي دارند.
به خصوص آنها که دشواري انتظار کشيدن در سرما، برف و صفوف طولاني را براي تماشاي فيلمهاي جشنواره به جان ميخرند. آنها عاشق سينما هستند.»
خبرنگار «نشنال» در ادامه خاطر نشان ميکند: «جشنواره فيلم فجر به رغم عبور از مرز ۳۰ سال تجربه، هنوز آنچنان که بايد شناخته شده نيست. اما اين جشنواره به عنوان يکي از باسابقهترين جشنوارههاي سينمايي منطقه خاورميانه در حال کسب شهرتي است که تنها از طريق نمايش برخي فيلمهاي استثنايي روز جهان به دست ميآيد. بيشک جشنواره فيلم فجر در رشد سينماي ايران و نيز پرورش سينماگران متبحر، سهم بزرگي را ايفا کرده است.»
به عقيده خبرنگار نشريه «نشنال» ماهها طول ميکشد تا اخبار برخي فيلمهاي سينمايي مشهور ايران به مخاطبان جهاني برسد. هر چند جشنواره ۱۰ روزه فيلم فجر يک رويداد بينالمللي است که فيلمهايي از ۵۰ کشور جهان در آن به نمايش درميآيد و در بازار فيلم نيز به سبب برخي محدوديتها تعداد کمي از شرکتکنندگان رسانههاي خارجي به جشنواره فيلم فجر و پوشش اخبار آن دسترسي دارند. اين غيبت قابل توجه و محسوس در طول دو سال گذشته تحت تأثير حوادث انتخابات رياست جمهوري ايران به تحريم غيررسمي جشنواره انجاميده است.»
خبرنگار نشريه «نشنال» تحريم غير رسمي جشنواره سينمايي ايران را اقدامي شتابزده با نتيجهاي معکوس ميداند و مينويسد: «به نظر ميرسد که تصميماتي از اين قبيل نتيجه معکوس در بر داشته باشد. اين اقدام ايران را به کشوري دست نيافتني براي خبرنگاران تبديل کرده است. هر چند جشنواره فيلم فجر براي بسياري از خبرنگاراني که در شرايط ديگر فرصت بازديد از ايران را ندارند يک فرصت و معبري براي ورود است. در کنار فيلمهايي که برداشتهاي سوءجهان از جامعه ايران را اصلاح ميکنند، دادههاي دست اول خبرنگاراني که در اين فرصت طلايي به ايران ميآيند ميتواند در بهتر شناساندن اين نقطه جغرافيايي به دنيا کمک کند. شايد بهترين مثال براي اثبات اين موضوع، سفر کريستوفر هيچنز به ايران باشد. اين نويسنده، منتقد و روزنامهنگار انگليسي- امريكايي سال ۲۰۰۶ ميلادي براي حضور در جشنواره فيلم فجر به ايران آمد و اين فرصت تنها شانس زندگي او براي ديدار با ايران بود. او در سال ۲۰۱۱ ميلادي درگذشت.»
جشنواره فيلم فجر، فرصتي براي شناخت ايران و ايرانيان
بر اساس اين گزارش، از ديگر شرکتکنندگان خارجي حاضر در جشنواره فيلم فجر سالهاي گذشته که پس از بازگشت به کشورش چنين ديدگاهي درباره ايران را در جهان منعکس کرد، شان استون، پسر کارگردان برنده جايزه اسکاراليور استون بود. استون جشنواره فيلم فجر ايران را يک فرصت ويژه و مناسب پيشروي غربيها ميداند؛ فرصتي که به شناخت ايران و سينمايش ميانجامد. خبرنگار نشريه نشنال به نقل از استون جوان مينويسد: «جشنواره فيلم فجر ايران يک فرصت ويژه براي تغيير تصوير ذهني مردم جهان از ايران است. تنها فرصتي که ما امريكاييها ميتوانيم با تمسک جستن به آن به ايران بياييم. اکنون شان استون و «ريلنايتس»، کمپاني فيلمسازي که با آن همکاري ميکند، قصد دارند که در سالهاي آينده براي توليد فيلم به ايران بيايند. اقدامي که در عين جذب مخاطب شرايط تحقق گفتمان و تفاهم را تسهيل خواهد کرد.»
شايد از مايکل چنن بتوان به عنوان يکي از عجيبترين ميهمانان جشنواره فيلم فجر در سالهاي گذشته ياد کرد. او يک يهودي، استاد دانشگاه و سينماگري ضدامپرياليست است که خود را يهودي سکولار ضدصهيونيست ميداند. چنن در سال ۲۰۰۶ براي سخنراني درباره چشمانداز سينماي امريكاي لاتين در جشنواره فيلم فجر به ايران دعوت شده بود.
اين سينماگر يهودي خاطرات حضورش در جشنواره فيلم فجر سال ۲۰۰۶ ميلادي را در سايت سينمايي «کلوز آپ فيلم سنتر» منتشر کرده و به عنوان کارشناسي که به گفته خودش چندين دهه پاي تماشاي فيلمهاي ايراني نشسته است با سفرش به ايران، اندوختههاي خوبي را درباره سينماي ايران کسب کرده است. در خاطرات او از حضور در جشنواره فيلم فجر آمده است: «مکزيکيها ضربالمثلي دارند که ميگويند کشورشان از خدا بسيار دور است و به امريكا بسيار نزديک! به نظر ميرسد که سينماي ايران دقيقاً نقطه خلاف اين ضربالمثل باشد. برخلاف سينماي بسياري از کشورهاي آسيايي و امريكاي لاتين، دست هاليوود از حکمراني بر صنعت سينماي ايران قطع است و از اين حيث سينماي ايران قادر به رشد و تعالي در امتداد خطوط خاص خود بوده است.»
سينماي ايران در مسير تبديل شدن به سينمايي جهاني است. اگرچه موتور سينماي ايران هر چند سال يک بار و با توليد فيلمهاي جهانپسند به سينما انرژي منتقل ميکند اما به نظر ميرسد که سينماي جهان و کارشناسانش نياز به شناخت سينماي کشورمان را به شدت درون خود احساس ميکنند.
از اين حيث به رغم تحريمهايي که بر جشنواره بينالمللي فيلم فجر وارد است، اين جشنواره سينمايي فرصتي ويژه براي شناخت و واکاوي صنعت سينماي ايران است؛ فرصتي که اگر براي برخي سينماگران خارجي مهيا شود، به آساني از کنارش رد نميشوند.