
به گزارش خبرنگار ما، بامداد ۱۳ آبانماه سال ۸۷ مأموران كلانتري شهرك وليعصر از قتل پسر جواني در پارك زيتون باخبر شدند. مأموران در محل حادثه دريافتند جسد مربوط به پسر ۳۰ سالهاي به نام محمد است. برادر مقتول كه در صحنه حادثه حاضر بود، گفت: ساعتي پيش در حالي كه هنوز هوا تاريك بود داخل خانهمان بوديم كه پسري به نام فرهاد كه از اهالي محل است از ديوار وارد حياط خانهمان شد. همان لحظه برادرم- مقتول- به حياط رفت.
فرهاد وقتي برادرم را ديد، ترسيد و فرار كرد. برادرم نيز فرهاد را دنبال كرد. ما منتظر برگشتن محمد بوديم كه صداي دلخراش او را از داخل پارك شنيديم. من و مادرم به سرعت بيرون رفتيم. محمد خونين در پارك روي زمين افتاده بود و خون از پشتش فوران ميكرد. ضربه چاقو به قدري كاري بود كه محمد رمقي براي حرف زدن نداشت تا اينكه لحظاتي بعد جان باخت.
بعد از مطرح شدن شكايت و شناسايي متهم، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد و فرهاد چند ساعت بعد از حادثه دستگير شد.
متهم در بازجوييها به درگيري با مقتول اعتراف كرد اما گفت كه همدستش بهمن مرتكب جنايت شده است. وي گفت: من و دو نفر از دوستانم به نام بهمن و طالب داخل پارك نشسته بوديم كه تصميم گرفتيم از خانه يكي از دوستانمان مقداري مشروب بگيريم. بهمن و طالب داخل پارك منتظر ماندند و من به در خانه دوستم رفتم. ابتدا زنگ زدم اما وقتي در را باز نكرد از ديوار وارد خانهاش شدم تا بيدارش كنم و از او مشروب بگيرم. اما به خاطر اينكه هوا تاريك بود، من اشتباهي وارد خانه همسايه دوستم شدم. وقتي از ديوار به داخل حياط پريدم، مادر مقتول داخل حياط بود و با ديدن من شروع به فرياد كرد. محمد با شنيدن صداي مادرش با قيچي كه در دست داشت به سرعت داخل حياط آمد و من با ديدن او فرار كردم. مقتول به دنبال من بود كه ناگهان بهمن از پشت با چاقو به مقتول ضربهاي زد. وقتي محمد نقش بر زمين شد، ما سه نفر از محل فرار كرديم.
با اعتراف متهم، پليس بهمن و طالب را دستگير كرد. طالب در بازجوييها حرفهاي فرهاد را تأييد كرد. سپس بهمن با اعتراف به قتل گفت: وقتي مقتول را در تعقيب دوستم ديدم، به او گفتم كه ما اشتباهي به خانه شما آمديم، اما او با قيچي كه داشت به ما حمله كرد و من هم با چاقو يك ضربه به او زدم. وي با اظهار پشيماني گفت: من قصد كشتن او را نداشتم و اين اتفاق ناخواسته بود.
بعد از انجام شدن تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان فرستاده شد و متهم بعد از محاكمه با درخواست اوليايدم به قصاص محكوم شد. حكم قصاص بعد از تأييد در شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد. قاضي جمشيدي، رئيس شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي به همراه خليلي، مدير دفتر همزمان با سير مراحل قانوني پرونده جلسات متعددي براي گرفتن رضايت از خانواده اوليايدم برگزار كردند تا اينكه سرانجام تلاش اين تيم به نتيجه رسيد و اولياي دم رضايتنامه كتبي خود را به شعبه ارائه دادند. بدين ترتيب قاتل كه قرار بود بعد از گرفتن استيذان پاي چوبه دار برود، با گذشت خانواده مقتول به زندگي بازگشت.