
بيشك معماري اسلامي و ديني ميتواند نقش بسيار زيادي را بر فرهنگ و حتي زندگي مردم داشته باشد. همانگونه كه مشاهده ميشود طي ساليان اخير با تغيير معماري كشور و به تبع آن تغيير سبك زندگي مردم، مشكلات بسيار زيادي هم براي زندگيها بهوجود آمده است. مشكلاتي كه در درازمدت عاملي شده براي بروز ناهنجاريهاي جديد. يعني به عبارتي تغيير فضاسازيهاي ديني آنچنان تأثيرگذار بوده كه اكنون بسياري از عوامل را تحت تسلط قرار داده است. در همين ارتباط با سيدموسي پورموسوي، استاد دانشگاه و كارشناس جغرافيا و برنامهريزي شهري گپوگفتي انجام داديم و از اين كارشناس درباره معماري شهرهاي اسلامي و نقش آن بر اجتماع و رفتار مردم پرسيديم.
بنا به گفته دكتر پورموسوي، به طور كلي پرداختن به معماري اسلامي و شهرسازي اسلامي قبل از آنكه برخاسته از تراوشات ذهني يا مطالعات انديشمندان سرزمينهاي اسلامي باشد از نگاه مستشرقين تبيين و تدوين شده است. اين شايد نقطه ضعف بنيادين پژوهشهاي مربوط به معماري اسلامي - ايراني باشد. يك انگاره غلط و تاريخي در دوره معاصر بهوجود آمده كه هرچه غربيها در مورد مشرق زمين به ويژه شرق اسلامي ميگويند قرين به صحت است در حالي كه منابع تاريخي غير از اين را نشان ميدهند. اگر گذاري در منابع اصيل و مرجع داشته باشيم شهر اسلامي را مسلمانان به بهترين وجهي تعريف كردهاند. زيرا حس مكان يا حس لامكاني كه مقولهاي عمومي است در مسلمانان به طرز شگفتانگيزي تبلور يافته است. مصداق بارز تبلوريافتگي عيني حس مكاني با كليدواژه ارزش معنوي مكان در تعلق خاطر مسلمانان به خانه خدا، مسجدالحرام و خانه پيامبر (مسجد پيامبر اعظم در مدينه) وجود داشته است.
معماري ديني يعني تناسباين كارشناس درباره تعريف مسلمانان از شهر اسلامي ميگويد: آنان شهر اسلامي را شهر قرآن و پيامبر ميدانند، به همين دليل بيشترين و حجيمترين سطور مربوط به تعريف از شهر اسلامي توسط مسلمانان از نگاه قرآن و پيامبر(ص) است. قرآن شهر را در ۱۱۲ آيه شريفه توضيح ميدهد. شهر را محل تبلور انديشههاي انساني، اوهام، خرافهها و ارزشهاي ذاتي ميداند. همين طور در قرآن كريم شهر محل تجمع مسلمانان براي انجام امور مشترك و وحدتآفرين و همچنين محلي براي دفاع از سرحدات اسلامي است. از نگاه قرآن شهر يك سازمان اجتماعي منسجم و هدفمند است. هدف غايي شهر از منظر قرآن كمال است و كمال در كار جمعي تبلور مييابد به ترتيبي كه ميدانيم دست خدا با جماعت است، قرآن شهر را محل تناسب انديشه و فيزيك انسان با اندازه و فيزيك و كالبد شهر ميداند. از اينجا است كه تعريف معماري اسلامي هويدا ميشود. معماري اسلامي يعني تناسب بين كالبد شهر با اهداف آرمانهاي اسلامي به گونهاي كه هر ناظر بيروني به محض مشاهده اندام شهر اسلامي مفاهيم، كاركرد و آرمانهاي اسلامي را از آن دريابد. اين كارشناس در پاسخ به اين سؤال كه آيا فكر ميكنيد كه ايران چنين شرايطي را داشته باشد يا نه تأكيد ميكند: ايران نيز كشوري است با تمدن كهن و مردماني متمدن و هوشمند و همانهايي كه اسلام را با شوق و سرعت قابل توجهي پذيرفتند خود را در سيماي اسلام بلندمرتبه و نيكفرجام يافتهاند. سعادت دنيا و آخرت ايرانيان در تشرف به اسلام با ذوق و هنر ايراني معماري ايراني - اسلامي را به رخ جهانيان كشيد. خلاصه آنكه معماري اسلامي - ايراني يعني آراستگي شهرهاي ايراني به المانهاي اسلامي و نيز كاركردهاي دينباورانه فضاي شهري. وي نمونه بارز و قابل رجوع خدمات اسلام به ايران و ايران به اسلام را در كتاب شهيد مطهري ميداند: با نگاهي به اثر ارزشمند استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران درمييابيم كه ايرانيان چگونه به اسلام خدمت كردند و اسلام با چه روش شگفتانگيزي سرخطهاي سعادت دنيوي و اخروي ايرانيان را ظهور فيزيكي بخشيد. اما آنچه مربوط به فرهنگ، تمدن، شهر و كاركردهاي اساسي شهري است به رابطه مستقيم كاركردهاي اجتماعي انسانها با همه ابعاد خوب و بدش در شهر برميگردد. وقتي ميگوييم شهر بايد با فرهنگ جامعه شهري هماهنگ باشد به معني آن است كه شهروندان خواستههاي خود، آرمانهاي خود، سعادت خود و همه آنچه را كه در تمنيات دور و نزديك انسان شهري است در كاركردهاي شهر و كالبد آن ببينند.
آرامش و سهولت در آمد و شدپورموسوي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه اصول طراحي و معماري شهر اسلامي چيست و ساختار كالبدي شهر اسلامي چگونه به همبستگي اجتماعي كمك ميكند، خاطرنشان ميكند: شهر اسلامي وقتي طراحي ميشود با يكسري اصول و مباني تبيين و معرفي ميشود. اين اصول برگرفته از يكسري قوانين طبيعي است و در شهر اسلامي به قوانين طبيعي توجه ويژهاي شده است. براي مثال، شهري كه در منطقه گرمسيري بنا ميشود با شهري كه در يك منطقه كوهستاني به لحاظ فيزيكي و كالبدي حتماً متفاوت خواهند بود. توجه به عرض جغرافيايي، ارتفاع زمين، پستي و بلندي و همه قواعد طبيعي در طراحي شهر اسلامي نقش بسزايي دارند به گونهاي كه اگر شما به مراكش در آفريقا يا عربستان يا ايران نظر بيفكنيد آنجا كه قواعد پايهاي آمايش شهر اسلامي رعايت شده به قوانين طبيعي نگاه ويژهاي شده است. او عقايد ديني و فرهنگي را دومين عامل اثرگذار خطاب ميكند: عقايد ديني و فرهنگي يكي از اصول مبنايي طراحي شهرهاي اسلامي است. به گونهاي كه توجه به آرمانهاي ديني در طراحي شهر اسلامي از اساسيترين آن به شمار ميآيد. به عنوان مثال مسجد در شهر اسلامي به ويژه مسجد جامع از نيازهاي بنيادين فيزيكي و كالبدي شهر است. به گونهاي كه ارتباط مسجد با بازار، محلات شهري، دستگاه سياسي حاكم و راههاي ارتباطي در درون شهر به گونه شگفتانگيزي حاكي از ارتباط ارگانيك بين عناصر شهري است. تا جايي كه ميتوان ادعا كرد مسجد در شهر اسلامي سومين اصل طراحي بر اساس قوانين شريعت است. طراحي معابر، طراحي اماكن عمومي به گونهاي كه زنان احساس امنيت و آرامش كرده و كودكان و پيرمردان به سهولت عبور كنند و نيازمندان و سالمندان از منابع شهر استفاده كنند و در راه ماندگان از فضاي در اختيار مديريت شهري بهره لازم را ببرند.
بنا به گفته پورموسوي، چهارمين اصل در طراحي شهر اسلامي اصل اجتماعي است. در اصل اجتماعي كليدواژههايي مثل همبستگي، خويشاوندي، دفاع، نظم اجتماعي و چشماندازهاي فرهنگي وجود دارد. اگر دقت كنيد در بسياري از شهرهاي ما محلات به نام يك گروه قومي، طايفه فاميل و امثال آنهاست. علت اساسي رعايت اين اصل از منظر معماري اسلامي اين است كه بدانيم و بدانند كه شهر موجودي زنده و فعال و دائم در حال تغيير است و انسان نقش اصلي و اساسي را در آن بازي ميكند. شهر اسلامي، شهر انساني است. رعايت حقوق انساني و توجه به خواستههاي مشروع شهروندان از اساسيترين ملاحظه در شهرسازي اسلامي به شمار ميرود. به گونهاي كه تعلق به مكان شهري با اين تدبير تضمين ميشود.
عناصر شهر اسلامياو در ادامه در ارتباط با عناصر شهر اسلامي ميگويد: شهر اسلامي در گذر تاريخ سيمايي از خود بروز داده است كه به قضاوت بسياري از تحليلگران شهري يكي از زيباترين و شگفتانگيزترين كاركرد انساني در حيات اجتماعي است. شهر اسلامي در پيرامون خود سواد دارد. يعني مزارع كشاورزي، ديوار، برج و بارو، دروازه شهر براي حفاظت از شهروندان در برابر مهاجمين؛ فضاي سبز اولين چشمانداز در ابتداي ورود به شهر اسلامي قرار دارد. شارستان يا محلات شهري، متصل به سوق يا بازار كه همين راسته بازار به مسجد يا ميدان شهر متصل ميشود و در گوشهاي از ميدان ارگ يا محل استقرار حاكميت سياسي به همراه تمام اجزاي خود بنا شده و در چهارگوشه شهر همين فضاها سامان مييابد.
شهروند فعال، شهروند منفعلپورموسوي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در شرايط كنوني همچنين فضاسازيهايي وجود دارد يا خير بيان ميكند: شهروند امروزي بيش از اينكه شهروندي فعال باشد، يك شهروند منفعل است. دليل آن هم اين است كه انسان در برابر تكنولوژي قرار گرفته و تنها ماشين است كه زندگي را سر و سامان ميدهد. وقتي روح انساني در برابر ماشين قرار گيرد خودباخته ميشود. شهرگريزي انسان حاصل تكنولوژي در شهر است. انسان بايد در شهر آرامش داشته باشد اما اكنون اينگونه نيست! انسانها با هم ارتباط معنوي ندارند و رابطهها مكانيكي شده است. بايد به شهر اسلامي برگشت نه تنها در حرف بلكه در عمل.
وضعمان خوب استاو در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه در اجراي پروژههاي معماري اسلامي- ايراني در فضاي شهري اكنون در كجا هستيم جواب ميدهد: به لحاظ اسناد فرادستي در وضعيت خوبي هستيم. اسنادي مثل تدابير، رهنمودها و فرمايشات امام و رهبري و جوامع ديني و فرهيختگان و صاحبنظران، قانون اساسي، سند چشمانداز و به طور واضح سند چشمانداز شهر تهران. همين طور از منابع غني ديني و پيامهاي پيامبر و ائمه ميتوانيم اصول خوبي را براي طراحي شهر اسلامي و اجراي پروژههاي عمراني در شهر استخراج كنيم اما اگر سؤال شما عطف رعايت به اصول در پروژههاي شهري باشد جواب قطعاً مثبت نيست. گرچه معتقدم بسياري از كاركردهاي امروز مديران توسعه و عمران شهري مبتني بر ارزشهاي ديني و اسلامي است اما نميتوان ادعا كرد همه كاركردهاي ما در جهت تأمين آرمانهاي ديني در فضاي شهري است زيرا متغيرهاي مداخلهگرايانه مزاحم با ايجاد اختلال در مسير كلي ما براي تأمين اهداف بلند اسلام و انقلاب اسلامي ايجاد اشكال ميكنند. برخي از مشكلات مربوط به فهم غلط و گاه بدفهمي از آموزههاي ديني است و برخي ديگر به دخالت دشمنان و كژانديشان در مسير حركت ماست. به همين دليل هوشمندي ديني در اجراي پروژههاي عمراني كه ميتوانند سنگ بناي حركات آينده باشند، بسيار ضروري است. در همين رابطه ميتوان به اصول و منشوري كه با الهام از اسناد فرادستي تهيه شده به عنوان سند ميثاق مراجعه كرد.
طبق اظهارات دكتر پورموسوي، ضعف بزرگ ما در دوره كنوني عدم اجماع بر سر مفاهيم و اصول بين سه گروه مديران، نخبگان و ناظران بر سر توسعه و عمران شهري است. اين عدم تفاهم گاه خسارتهاي جبرانناپذيري بر ما تحميل ميكند.
معماري اسلامي نداريم؟پورموسوي در پاسخ به يك سؤال ديگر در اين ارتباط كه برخي از كارشناسان و مديران معتقدند معماري ما غربي است و معماري ايراني- اسلامي نداريم، ميگويد: اينكه گفته ميشود معماري ايراني- اسلامي نداريم، قابل قبول نيست. ما معماري ايراني- اسلامي داريم اما بايد گفته شود كه در تأمين اهداف معماري ايراني- اسلامي با اشكال مواجه هستيم و اين درست است. اگر بپذيريم كه عناصر شهرهاي ايراني امروز در خدمت آرمانهاي اسلامي است و نيز مردمان مسلمان در فضاي شهري احساس آرامش ميكنند، پس ما شهر اسلامي داريم. شهر اسلامي بايد كاركرد اسلامي داشته باشد. اما اينكه آيا اصول شهرسازي ما منطبق با آرمانهاست، جواب منفي است. اصول شهرسازي ما مشكلات زيادي دارد چون در مقابل با دنيا قرار داريم و در حوزه آكادميك از غرب پيروي ميكنيم! متأسفانه اصول آنها اسلامي نيست و اين براي ما مشكلساز شده است. اصول معماري غيرايراني، غيراسلامي هم است. او تأمين اهداف مربوط به معماري ايراني- اسلامي را ضعيف ميداند. ميتوانيم بگوييم ما در تأمين اهداف مربوط به معماري ايراني- اسلامي دچار ضعف هستيم، اما فرصت براي رعايت اين اصول وجود دارد. ضعف مديريت در تأمين اهداف معماري اسلامي ربطي به اصول مربوط به آن ندارد. خيلي مواقع به خاطر ضعف مديريت دچار مشكل هستيم نه به خاطر نبود اصول. اصول و آرمانهاي ما مشخص است. پورموسوي در جواب به سؤالي ديگر مبني بر اينكه نداشتن تناسب در معماري هم خود يكي ديگر از ايرادات بزرگ است، خاطرنشان ميكند: در اصول طراحي شهري غربيها هم تناسب وجود دارد و اين چيز عجيبي نيست. بنابر اين آنچه ما امروز ميبينيم بيشتر ضعف مديريت است. وزارت مسكن و شهرسازي بنا بود تا وزارتي طراح و توليدكننده اصول شهرسازي باشد نه وزارت توليد مسكن مهر! آنها شدهاند پيمانكار؟
وقتي مديري از اين شهر به آن شهر براي ديد و بازديد ميرود قطعاً نميتواند طراحي كند. هركس براي خود وظايفي دارد اما آنچه ما ميبينيم مديران ارشد دچار ضعف هستند. وزارت راه و شهرسازي يك جايگاه بلند براي طراحي و برنامهريزي است. اجرا كار اين سازمان نيست اما اصول مبتني بر شهرسازي بايد كنترل شود كه نميشود. اينها محل اشكال است.
سمبل شهر مسلمانانبه اعتقاد پورموسوي، در شهر اسلامي نبايد نابهنجاري اجتماعي و بزهكاري وجود داشته باشد. سمبل شهر اسلامي نماز جمعه است و نماز جمعه وحدتآفرين است حتي غيرمسلمان ميتواند در نماز جمعه بنشيند. پيادهرو و نه پيادهراه يكي ديگر از ويژگيهاي شهرهاي اسلامي است. چيزي به اسم پيادهراه وجود ندارد با وجود اين متأسفانه پيادهروها امروزه حريم امني نيستند. مسجد در شهر اسلامي پناهگاه مردم است و شايد اولين مسجدي كه در جهان اسلام طراحي و الگويي شد براي مساجد خانه پيامبر است به ابعاد ۵۶ در ۵۶ مترمربع كه اين مسجد الگوي مسجدهاي اسلامي است. ۹ اتاق دارد با پوشش تير و ستون، ۷۵ درصد مسجد حياط است. اين مسجد كارش خدمت به درماندگان است. خدمت درماني، حقوقي و قضايي ميكند، كساني كه در شهر ماندهاند. اگر در شهر اسلامي كسي فقير باشد به آن غذا ميدهند، لباس بخواهد لباس ميدهند. اگر كسي به مسجد رفت و ظلمي عليه او شد با داد از خود تظلمخواهي ميكند اما چه ميشود كه اكنون جرايم و بزهكاري زياد ميشود؛ زماني كه از آموزههاي ديني و شهراسلامي فاصله ميگيريم.
پورموسوي ميگويد: در شهر اسلامي عدالت وجود دارد. عدالت سه انگاره دارد. برابري حقوق، فرصت و برخورداري. سومي نگاه كمونيستي است. نگاه اسلام برابري در فرصتها و امنيت است و اينكه انسانهاي فكور در فضاي شهر اسلامي رشد پيدا ميكند. خوبيها اگر رشد كند، بديها افول مييابد. در شهر اسلامي وحدت، همدلي و مودت توسعه مييابد. به همين تناسب ناهنجاريها كاهش مييابد. ناهنجاري نسبت به هنجارها در اقليتند اما نابهنجاريها چون با فطرت بشر سازگاري ندارند پررنگ ميشوند. از سوي ديگر، فقدان معماري اسلامي باعث تغيير سبك زندگي در ايران شده و اين تغيير سبك باعث گسترش نابهنجاريها در فضاي عمومي و خصوصي شده است. شهر اسلامي با عناصر خود آرامبخش روح و جسم شهروندان است. زماني كه وارد مسجد ميشويم چه احساسي داريم، جز آرامش و قرار؟ جايي كه ميگوييم الا به ذكرالله تطمئن القلوب؛ در شهر اسلامي تمام كاركردها براي ذكر خداست و همين ذكر جان انسان را جلا ميدهد. شهر اسلامي روح انسان را تازه ميكند و جان را جلا ميدهد.