
يك تابلوي بزرگ در خيابان كريم خان تهران(منتهي به ميدان وليعصر) كه در ميان آن دو تصوير متقارن اما به لحاظ بازه زماني متفاوت را به مخاطبان و بينندگانش نشان ميدهد، نصب شده است. در اين تصوير بزرگ شمر بن ذي الجوشن با امان نامهاي در دست و باراك اوباما رئيسجمهور امريكا با دستي دراز شده براي گرفتن دست كس ديگري خودنمايي ميكند.
اين تصوير به قدري گويا و رساست كه هر بينندهاي با ديدن آن متوجه پيام پنهان و مستتر در آن ميشود. يك طرف شمر با لباس و هيبت سال ۶۱ هجري و در حالي كه امان نامه براي حضرت اباالفضل العباس آورده كه با درهم پيچيدن نسخه اين امان نامه توسط غيرت الله قصه آن نقل محافل تاريخي و تا به امروز زمزمه مادران براي تدريس و آموزش غيرت و امام شناسي به فرزندانشان است، در سوي ديگر اوباما نشان داده شده با دستي دراز شده از چدن كه روكشي مخملين براي عوامفريبي و اغواي افرادي كه زمينه بيعت شكني و گرفتن امان نامه را ارجحيت ميدهند در اوضاع غبار آلود زمانه شان. امام شناسي(جبهه حق) و شمر شناسي در هر زماني وجود داشته است اما گاه دستگاه حكومتي مانند معاويه آنقدر در ميان مسلمانان انحراف ايجاد ميكند كه مسلمانان آن روز بلاد اسلامي (البته عدهاي هم از سر ميل) مجبور ميشوند كه به دومين شخصيت اسلام بعد از پيامبر(ص) يعني اميرالمؤمنين علي(ع) ناسزا بگويند.
امروزه هم معاويه و شمر زمانه با تبليغات گسترده و سم پاشي هايي كه عليه جبهه حق و انصاف روزگار ما انجام دادهاند، سبب شدهاند كه بسياري از كشورهاي مسلمان منطقه در دشمن شناسي دچار تحليل اشتباه شده و در مقابل ايران اسلامي كه بحق ام القراي بلاد اسلام است، حالتي تهاجمي بلكه تخاصمي به خود بگيرند. اينان در شناسايي جبهه حق دچار اشتباه تاريخي شدهاند چراكه همين اتفاق در سال ۶۱ هجري و سالهاي بعد از آن بارها و بارها تكرار شده است. گذشته از اين تفاسير نكته مهمتر اين است كه چنين تصاويري در دنياي رسانه و تكنولوژي به اندازه چندين كتاب و فيلم و مستند اثرگذاري دارد چراكه ممكن است افرادي را با اين شيوه و طريق بتوانيم از رنج شك و ترديد رها كرده و به جانب حق رهنمون كنيم. امروز يزيد و معاويه زمانه با تخريب وجهه حقيقي كشورمان سعي ميكنند تا از غبار آلودگي فضا به نفع خودشان نهايت استفاده را ببرند، بايد هوشيار بود.