به تازگي چند فيلم با موضوع دفاع مقدس ديدم. «بوسيدن روي ماه»، «سيزده پنجاه و نه» (۱۳۵۹)، «يك خانواده محترم» و... از آن جمله بودند. اگر از آنها باشيد كه با قشر جوان و نوجوان جامعه دمخورند، به سادگي در مييابيد، تلقي اين نسل از آنچه در جنگ هشت ساله ما گذشته است، بسيار با آنچه در واقع رخ داده، متفاوت است. به ويژه اگر تجربه حضور در جبهه را داشته باشيد، از اين تعارض عميق متأثر ميشويد.
در سالهاي جنگ و دهه نخست پس از آن، آثار سينمايي اين حوزه به شدت شعارزده و نامتوازن بودند. اين رويه سبب شد تا سينماگران جوان در اواخر دهه ۷۰، تلاش كنند تصويري دقيقتر از آنچه رخ داده است را ارائه دهند.
اما آثار و پيامد اين حركت، فراواني چنداني نداشت. برخي آثار سفارشي با همان كاركرد دهه شصتي، بار ديگر به تلقي مخاطب اين نوع فيلمها آسيب رساندند و همين بود كه آثار واقعگراتري نظير «آژانس شيشهاي» گل سرسبد اين ژانر شدند. كمكم سينماي جنگ به حاشيه رفت اما برخي كارگردانان جوان اين روزگار كه اغلب در روزگار جنگ كودك بوده يا در آن سالها و حتي پس از آن متولد شدهاند، اكنون خواهان تجربه در اين عرصهاند. هر اتفاق اجتماعي يك روند كلي و يك استثناهايي دارد، جنگ نيز از اين قاعده مستثني نبود. اما وقتي آنها كه تجربهاي دارند، «اخراجيها» ميسازند و آنها كه در سينما سابقهاي دارند، شايد از باب متفاوت بودن، شهدايي را به مخاطب نشان ميدهند كه با عموم آن نسل متفاوت و نوعي داوري غلط نتيجه آن است، نتيجه تأسفباري ميشود چرا كه نسل بعدي سينماگران با اين تلقي از جنگ و بچههاي آن، آثاري ميسازند كه معلوم نيست در آنها كدام جنگ و چه رزمندگاني را تصوير كردهاند.
جان كلام اينكه، بسيجيها، شهدا، فرماندهان، فضا و جبههاي كه نشان داده ميشود را در بسياري از فيلمهاي منتسب به دفاع مقدس، خود بسيجيهاي آن سالها نميشناسند. اين رفتار تحريف تاريخ ماست، آن هم تحريف يكي از درخشانترين فصلهاي آن. كودكان و نوجوانان امروز ما كه با هدايت اين آثار سينمايي قرار است از دفاع مقدس و مردان آن تصويري ذهني براي خود بسازند، عملاً منحرف ميشوند. حيرتا كه هنوز انبوهي از يادگاران آن سالها زنده و سلامتند شاهد اين كژتابيها. حيرتا كه مسئولان ما شاهد اين انحرافاتند و كاري نميكنند و تأسفبار آنكه گاه بودجههاي كلاني هم براي ساخت چنين آثاري صرف ميكنند. اين چه مرض خطرناكي است كه گريبانگير اين عرصه از سينماي ما شده است. آنها كه براي فيلمهاي جيراني حكم جهاد ميدهند، چرا اين انحرافات خطرناك را نميبينند؟