
چرا برخي از شتاب علمي ما ميترسند؟ ما به عنوان يك دانشجو كجاي اين شتاب علمي هستيم؟ چون ايران اسلامي يك كشور هستهاي و فضايي است، فقط دانشجويان و اساتيد و دانشآموختگان فيزيك هستهاي و هوا فضا بايد براي جهاد علمي آماده باشند؟
حوالي آذر و دي ماه هر سال كه ميشود، اين سؤالات خانهنشين ذهنمان ميشوند و با بيتفاوتي خداحافظي ميكنيم. تازه ميفهميم ما همه عليمحمدي و شهرياري و احمديروشن و رضايينژاديم، با هر گرايش سياسي و عضو هر تشكل.
اين روزهاي زمستاني شاهد بودهاند كه دست سرد جنايت اساتيد و همكلاسيهايمان را از كلاسمان حذف كرد تا ندانيم و نياموزيم كه چطور سينكروترون ملي بسازيم، چطور غنيسازي را از طريق عبور گازهاي اورانيوم از غشاي پليمري دنبال كنيم اما امروز ما دانشجويان ايران اسلامي هستهاي هستيم كه براي پيشرفتمان نيازي به تأييد ديگران نداريم و نشان داديم تحريم و تهديد و ترور و در يك كلام تمام مقاومتها در برابر پيشرفت ما مثل سنگ و اراده ما مثل آب است. همانطور كه مقام معظم رهبري گفتند، ثابت كرديم راه دانش هيچگاه براي ما بسته نميشود. مگر احمديروشنها همكلاسيهاي ما نبودند؟ اين روزهاي دي يادآوري ميكنند كه ما همه عليمحمدي و شهرياري و احمديروشن و رضايينژاديم.
در بيستويكمين روز زمستان سال ۹۰ و در سالگرد شهادت شهيد مسعود عليمحمدي، دانشمند هستهاي و حدود يك ماه بعد از سالگرد شهيد مجيد شهرياري، ديگر دانشمند هستهاي ايران، موتورسواري آموزشديده با چسباندن يك بمب مغناطيسي به يك ماشين پژو ۴۰۵ يكي ديگر از دانشمندان هستهاي كشورمان را به شهادت رساند.
شهيد «مصطفي احمديروشن» دانشآموخته دانشگاه شريف و معاون بازرگاني سايت هستهاي نطنز، ساعت ۸:۱۹ بيست و يكم ديماه سال ۹۰ در خيابان گلنبي مقابل دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي به شهادت رسيد.
ترور مصطفي احمديروشن در حالي صورت گرفت كه بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي چند روز قبل از اين واقعه با اين دانشمند هستهاي ملاقات داشتند، همچنين رسانههاي غربي در اقدامي فهرست اسامي دانشمندان هستهاي ايران را كه در ليست تحريم شوراي امنيت بود منتشر كردند كه فاش شدن اسامي دانشمندان هستهاي ايران كمك شاياني به گروههاي تروريستي براي شناسايي و رديابي كرد. انتشار اين فهرست و همچنين ديدار بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي با شهيد احمديروشن شائبه افشاي عامدانه اطلاعات از سوي نهادهاي بينالمللي مانند آژانس را بيش از پيش تقويت ميكرد كه اين اقدام بار ديگر ادعاي استقلال نهادهاي بينالمللي را باطل كرد.
«مصطفي احمديروشن» ورودي سال ۷۷ دانشگاه صنعتي شريف در رشته مهندسي شيمي بود كه توانست در سال ۸۱ در مقطع كارشناسي فارغالتحصيل شود. وي در مقطع كارشناسي با رضا روستاآزاد و سيدعباس موسوي در پروژه مشتركي با عنوان «ساخت غشاهاي پليمري براي جداسازي گاز» فعاليت ميكرد و همچنين در ابتدايي دوران دانشجويي مقالات متعدد زيادي را در ISI در زمينه پليمر داشت كه آنها را با نام «مصطفي احمدي» منتشر كرده بود.
پروژهاي كه شهيد احمديروشن به همراه همكارانش روي آن كار ميكرد، شيوهاي از غنيسازي اورانيوم بود، زيرا براي غنيسازي بايد از غشاي پليمري استفاده ميكردند.
براي غنيسازي اورانيوم ابتدا اورانيوم به صورت «گاز هگزا فلورايد اورانيوم» درميآيد و سپس اين گاز از يك غشاي پليمري عبور داده ميشود كه با اين كار اورانيوم ۲۳۵ زودتر از ۲۳۸ از غشاي پليمري عبور ميكند، از اينرو، غنيسازي اورانيوم انجام ميشود.
از سوي ديگر، مصطفي احمديروشن علاوه بر درجات علمي بالا، بسيار شخصيت معنوي و پرهيزكاري بود و از شاگردان آيتالله خوشوقت به شمار ميآمد تا جايي كه در يكي از جلسات اخلاق آيتالله خوشوقت از اين استاد اخلاق ميپرسد: «حاج آقا، يه ذكر بده تا شهيد شيم» كه آيتالله خوشوقت در جواب ميگويد: «شما اول كارتان را تمام كنيد، بياييد بهتان ميگويم چه كار كنيد كه شهيد شويد.»
بر اساس اين گزارش، پس از انفجار بمب مغناطيسي «مصطفي احمديروشن» بلافاصله به فيض شهادت نائل شد و همراه وي به شدت مجروح شد كه پس از انتقال به بيمارستان، او هم به شهادت رسيد.
اين اقدام تروريستي در حالي صورت ميگرفت كه سايت شوراي روابط خارجي امريكا يك روز قبل از ترور دانشمند هستهاي كشورمان گزارشي را منتشر كرد كه در آن گزارش آمده بود: «اوباما بايد بداند در مسئله هستهاي، تنها اعتماد به ايران كافي نيست» و همچنين در اين گزارش صراحتاً موضوع «حمله به ايران» عنوان شده بود. پيش از اين و در جريان ترور شهيد داريوش رضايينژاد در مرداد همان سال سايت فارسي وزارت خارجه اسرائيل، در خبري كه به سرعت آن را از سايت حذف كرد، از قول رئيس ستاد كل ارتش اسرائيل نوشت: با ترور دانشمندان ايران ميتوان از تبديل شدن ايران به يك قدرت منطقهاي جلوگيري كرد.
پس از ترور شهيد مصطفي احمديروشن، رسانهها و كارشناسان غربي از جمله شبكه BBC و آسوشيتدپرس اين ترور را با از سرگيري فعاليت سايت هستهاي فردو و دور جديد مذاكرات گروه۱+۵ با ايران مرتبط دانستند و رژيم اسرائيل را به عنوان متهم رديف اول اين ترور معرفي كردند.
اين موضعگيريهاي تقريباً يكسان رسانههاي غربي ادامه داشت تا اينكه سازمان اطلاعاتي و جاسوسي رژيم اسرائيل رسماً مسئوليت ترور دانشمند هستهاي ايران را پذيرفت.
در اين رابطه نشريه «فارين پالسي » ۱۶ روز پس از ترور شهيد احمديروشن گزارشي را هفتم بهمن ۹۰ منتشر كرد كه بر اساس آن يكي از مقامات امريكايي «موساد» را عامل ترور دانشمند هستهاي دانست، همچنين اين مقام امريكايي در گفتوگويي با خبرگزاري آسوشيتدپرس اعلام كرد كه «موساد» رسماً به امريكا اعلام كرده كه آنان ترور دانشمند هستهاي ايران را انجام دادهاند، البته پس از اين اظهارات روزنامه انگليسي با عنوان «تايمز لندن» نيز سكوت نكرد و جزئياتي از عمليات «موساد» براي ترور شهيد احمديروشن را منتشر كرد.
پس از اين اقدام تروريستي، ۳۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه شريف در ۲۱ ديماه در مراسم وداع با پيكر شهيد احمديروشن با تكميل فرمهايي از معاونت آموزشي دانشگاه صنعتي شريف درخواست داشتند تا از رشته خود به رشته مهندسي هستهاي تغيير رشته دهند. اين جريان در ساير دانشگاهها از جمله دانشگاه علم و صنعت نيز براي راهاندازي رشته فيزيك هستهاي ادامه داشت. اين تعداد در كمتر از يك ماه به بيش از هزاران نفر از دانشجويان رسيد، به طوري كه فريدون عباسي رئيس سازمان انرژي اتمي و از جمله دانشمندان هستهاي كشورمان كه خود نيز همزمان با شهيد شهرياري هدف ترور نافرجامي قرار گرفت، اعلام كرد براي پاسخگويي و ساماندهي اين تعداد داوطلب تحصيل و خدمت در بخش هستهاي كشور ظرفيت وجود ندارد. علاوه بر اين روستاآزاد رئيس دانشگاه شريف نيز قول بررسي درخواستهاي تغيير رشته را در كمترين زمان ممكن داد.
در شرايطي كه ايران بعد از دست دادن دانشمندان هستهاي خود در چنين حال و هوايي به سر ميبرد، تحليل كارشناسان و رسانههاي غربي اين بود كه ترور دانشمندان هستهاي ايران براي متوقف يا كند كردن روند پيشرفت هستهاي ايران صورت ميگيرد و همه آنها نيز اذعان داشتند كه چنين اقداماتي با هدف اعمال فشار به ايران براي متوقف كردن برنامه هستهاياش بيحاصل است و تاكنون بينتيجه بوده است.
... و اين همان چيزي بود كه آنها ميخواستند و نشد و ما خواستيم و شد.