کد خبر: 506427
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۳
بررسي علل تغييرات عوامل و نقد محتواي فصل اول سريال «ميلياردر»
تهيه و توليد سريال‌هاي سفارشي با تعداد قسمت‌هاي مشخص توسط تلويزيون چند وقتي است كه به رسمي مرسوم و متداول درآمده است. سريال ميلياردر از جمله كارهايي است كه در همان ابتدا با حواشي و حرف و حديث‌هاي قابل توجه و تأملي همراه بوده است.

تغييرات شركت به ميلياردر
اين سريال در ابتدا قرار بود در دو بخش (به شكل ميلياردريك و ميلياردر دو، هر كدام در قالب يك بسته سريالي جداگانه) با عنوان اوليه «شركت» و به كارگرداني مسعود كرامتي براي پخش در كنداكتور شبكه يك سيما تهيه و توليد شود. قرار بود در سريال شركت (ميلياردر) بازيگران نام آشنايي همچون سعيد پورصميمي، رضا بابك، احمد مهرانفر و بسياري ديگر از بازيگران كم نام و نشان‌تر شروع به فعاليت كنند. اما پس از توليد حدوداً ۵۰۰ دقيقه از اين سريال به يكباره اتفاقات عجيب و غريبي رخ داد كه باعث ناديده گرفته شدن بخش‌هاي ضبط شده سريال، تغيير كارگردان و بخش قابل‌توجهي از بازيگران آن شد. البته يكي از دلايل اين كار به ميان آمدن پاي يك حمايت‌كننده پولدار همچون شركت «توانير» است كه آقاي عباسي‌زاده و دوستانش با جانمايي چند ديالوگ آگاهي بخش در رابطه با صرفه‌جويي در مصرف برق به آن لبيك گفتند. درباره چگونگي وقوع برخي اتفاقات منجر به اين تغييرات، مسعود كرامتي مي‌گويد:حقيقت اين است كه من سريالي را به تهيه‌كنندگي رامين عباسي‌زاده براي شبكه اول ساختم كه به شكل غريبي تعطيل شد. ۴۳۰ دقيقه مفيد مونتاژ شده داشتيم، حدود دو ماه و نيم نيز كار تصويربرداري آن طول كشيد. مجموعاً هشت ماه درگير توليد سريال «شركت» بودم. در ابتداي پيش‌توليد عباسي‌زاده فرد بسيار معقولي به نظر مي‌آمد. حساسيت‌هايي درباره فيلمنامه داشت كه به نظرم مثبت و خوب بود. اما كم‌كم سيگنال‌هاي منفي دريافت كردم و احساس كردم حد دخالت او در كار بيش از اندازه است. وي بعد از مدتي گفت كه ما يك گروه دومي تشكيل مي‌دهيم و شما كارگردان و دستياري را به همين منظور انتخاب كن. من هم گفتم شخص خاصي را ندارم. چند روز بعد حدود سه بامداد با من تماس گرفت و عنوان كرد: با شخص خاصي صحبت كردي و من گفتم نه. گفت: با عليرضا اميني موافق هستي؟... اينها كليتي از ماجراي تغيير و تحولات صورت گرفته در تيم سازنده و بازيگران سريال شركت (ميلياردر) بود.

نقد سريال ميلياردر
داستان سريال ميلياردر، درباره پسري به نام بهادر است كه براي پيداكردن كار به هر دري مي‌زند تا اينكه در شركتي بزرگ و خانوادگي استخدام مي‌شود. در اين شركت ‌همه اهل زد و بند هستند و اغلب از جايگاه‌شان سوء‌استفاده مي‌كنند. بهادر ساده دل! ناخواسته با خيلي از اين افراد در مي‌افتد كه ماجراهايي با بن مايه طنز را خلق مي‌كند. هرچند در جريان نشست خبري عوامل اين سريال عباسي‌زاده تهيه‌كننده مي‌گويد؛ «اين سريال به تمام معنا اجتماعي است و لحظات طنز و فضاي رئالي بر آن حاكم است. ميلياردر يك واقعيت اجتماعي است، به چشم طنز به آن نگاه نكنيد» اما رگه‌هاي آشكار طنز در آن را نمي‌توان ناديده گرفت. در اين سريال شركت آقاي فرجام (با بازيگري محمدرضا شريفي‌نيا) در عرف فيلم و سريال‌سازي يك نماد و برآيند كلي از جامعه و نحوه تعامل كارمندان آن به شكلي ارتباط بين آحاد افراد جامعه به حساب مي‌آيد. در اين شركت تنها كسي كه در جريان اصل و واقعيت اتفاقات نيست رئيس شركت است كه در يك خلسه مديريتي تام و تمام با كارگرداني دست‌هاي پشت پرده به‌خصوص سيمين همسرش(با بازي عاطفه رضوي) به سر مي‌برد. لازم به گفتن است كه براي اولين بار است تلويزيون در ايام ماه صفر اقدام به پخش يك سريال با بن مايه طنز اجتماعي مي‌كند. هر چند در اين زمينه، كم كردن و به كلامي ديگر كمرنگ كردن رگه‌هاي طنز اين سريال يكي از ابعاد مثبت آن به جهت بازه زماني پخش آن به حساب مي‌آيد. اميني در اين سريال يك وصف الحال و خصيصه اخلاقي مشترك و شايع بين كاراكترهايش تعريف كرده است كه آن هم «دروغ گفتن» افراد به يكديگر است و در اين زمينه تمامي بازيگران متخلق به اين رذيله زشت اخلاقي هستند. تمامي افراد حاضر در اين سريال به نحوي در حال دور زدن و دروغ گفتن و كلاه گذاشتن بر سر ديگر افرادند كه يك سياه‌نمايي تمام عيار از جامعه‌زيست مورد نظر سريال است. يكي ديگر از نكات قابل اعتنا در اين سريال وجود و كثرت بيش از حد متعارف نابازيگراني است كه برخي از آنها تا كنون حتي يك خط ديالوگ هم نداشته‌اند. هر چند در بين افراد و گروه ابتدايي(زمان كارگرداني مسعود كرامتي) بازيگران سرشناس و نام‌آشنايي به چشم مي‌خورد كه قطعاً هزينه و دستمزد آنها با افرادي كه در نسخه نهايي به كار گرفته شده‌اند بسيار زياد و قابل توجه است. شايد يكي از عمده دلايل به هم خوردن توافقات اوليه تيم سازنده قبلي با تهيه‌كننده همين موضوع (دستمزد افرادي نظير رضا بابك، سعيد پورصميمي و احمد مهرانفر با كساني همچون سعيد پيردوست، سامان گوران و...) باشد. از جمله نكات منفي و غير قابل فهم و باور در اين سريال، گيج و گنگ بازي‌هاي كاراكتر بهادر (با بازي سامان گوران) و دايي هوشنگ (با بازي سعيد پيردوست) است. چه اينكه در برخي از سكانس‌ها بهادر چه از نظر تيپيك و چه نحوه بازي و ديالوگ، يك شخصيت كاملاً كودن و گيج را به نمايش مي‌گذارد و در جايي ديگر يك متفكر مبتكر در حوزه‌هاي استراتژيك، مديريتي و مالي را به مخاطب نمايش مي‌دهد؛ دايي هوشنگ هم به همين شكل! از ديگر مباحث بدون پشتوانه در اين سريال، مبهم و نامفهوم بودن خط سير اصلي داستان و به نوعي محتواي دراماتيك سريال است كه در هر قسمت متغير است. در هر قسمت اين سريال با طرح يك موضوع كاملاً وهمي و خيالي از جانب يكي از كاراكترهاي سريال، به شكلي دستمايه و سناريو قسمت‌هاي بعدي طرح‌ريزي مي‌شود كه اين مسئله نشان‌دهنده عدم وجود يك خط سير كلي در داستان است كه اين كار در قاعده توليد «بساز و ببين»ي و پركردن آنتن تلويزيون به هر قيمتي، قابل تعريف است. عوامل توليدكننده اين سريال يك خانواده را در سريال‌شان به نمايش گذاشته‌اند (خانواده بهادر) كه هر يك از افراد جامعه به خاطر صدمات پنهان و آشكاري كه در حق آنها روا داشته‌اند به نوعي مديون و مقروض اين خانواده نمايش هستند! در سريال ميلياردر اميني و عباسي‌زاده توهين كردن و هتاكي كردن به بزرگ‌ترها از جانب افراد كم سن و سال‌تر، همانند دروغگويي، يك اصل پررنگ و مداوم است كه در نحوه تعامل افراد خانواده فرجام و سير به اشكال و انحاي مختلف قابل رصد و مشاهده است. در اين سريال براي افراد حاضر در جامعه‌اي تحت عنوان «شركت آقاي فرجام» به تصوير كشيده شده است هيچ حريم امن و خصوصي قابل تعريف نيست و افراد در هيچ كجا از آسيب، تجاوز و ورود ديگران به شخصي‌ترين حريم‌هايشان در امان نيستند و خصوصي‌ترين مسائل افراد، از مدير شركت تا كارمند ساده آن، به سرعت در فضاي شركت منتشر مي‌شود. اين استناد و شاهد مثال يكي از دلايل اصلي اين قلم درمورد ادعايي است كه معتقد است فضاي شركت يك برآيند و برداشتي از اوضاع جامعه توسط عوامل نگارش فيلمنامه تلقي گرديده است. يكي ديگر از اشكالات اين سريال به عدم رازداري و مونس و محرم بودن افراد يك خانواده نسبت به مشكلات و حقايق زندگي ديگر اعضاي‌شان است. به شكلي كه هيچ يك از كاراكترها به رغم رابطه خانوادگي، حقايق و اتفاقات زندگي شان را براي نزديكان و خانواده‌هاي‌شان مطرح نكرده و سعي مي‌كنند محمل ديگري در خارج از دايره خانوادگي براي برملا كردن اسرار و حقايق جاريه زندگي‌شان پيدا كنند.

نكته پاياني
نكته جالب اينكه شنيده مي‌شود اين سريال قرار است به يك مجموعه تلويزيوني ۹۰ قسمتي تبديل شود. از جمله دلايل طرح اين مباحث هم كه اين روزها شايع‌ترين دستاويز مديران تلويزيوني محسوب مي‌شود، مبارزه با از دست دادن مخاطب به بهانه پخش برخي سريال‌هاي ماهواره‌اي است. اما در پايان لازم است چند سؤال مهم از آقاي فرجي مدير شبكه يك سيما و ديگر مديران‌شان بپرسيم و آن اينكه: واقعاً نمي‌شد به خاطر مبارزه با ماهواره و سريال‌هاي آن قبلاً فكر كاربردي‌تري مي‌كرديد تا به اين شكل در شرايط عسر و حرج اقدام به توليد سريال‌هاي بي‌وسروته نمي‌كرديد؟ آيا حضور شما بر سر صحنه چنين سريالي و غيبت و عدم توجه به برنامه‌هاي مذهبي پرمخاطب گوياي نوع نگاه و سبك مديريتي جنابعالي و اطرافيان‌تان نيست؟ آيا مخاطب مشكل‌پسند و با هوش ايراني قرار است با چنين سريال‌هاي كم مايه‌اي به پاي تلويزيون منگنه شود؟ و در آخر اينكه جناب فرجي تا كنون حضرت‌تان جلسه‌اي براي نيازسنجي از مخاطب ايراني و علت‌‌‌يابي اقبال همين مخاطب به سريال‌هاي افسانه‌اي و كاملاً دروغ كره‌اي و تركيه‌اي برگزار كرده‌ايد؟ جواب اين سؤال آخر قطعاً خير است وگرنه خروجي و ماحصل تلاش شما و دوستان‌تان چيزي غير از اينگونه كارهايي است كه هيچ چيز جز اتلاف وقت عايد مخاطبانش نمي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار