کد خبر: 506426
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۰
نگاهي به نمايش «سردار مهر و ماه»، نوشته محمدرضا كوهستاني و كارگرداني حسين پارسايي
امين خرمي
نگارش و توليد نمايش‌هاي مذهبــــي با محوريت مسائل مختلف معرفتي يا شخصيت‌هاي تأثيرگذار دين مبين اسلام از آن دست مواردي است كه طي يك دهه اخير با وجود تأكيد قاطبه مديران و دست‌اندركاران هنر نمايش و خانواده بزرگ هنرمندان تئاتر كشور همواره با مناقشات متعددي همراه بوده است. گروهي با تأكيد بر ارائه تصاوير آشنا (كليشه) براي ذهن مخاطب توليد اين دست از آثار را فارغ از جنبه زيبايي شناختي هنر جست‌وجو مي‌كنند و اصرارشان بر اين مسئله استوار است كه نمايش‌هاي مذهبي داراي اهداف متفاوتي از ديگر گونه‌هاي تئاتري در كشور است و بر همين نمط توليد آنها نيز بايد شكل و سياق دگرگون و متفاوت داشته باشد و عده‌اي ديگر نيز با تأكيد بر مسئله روزآمدي مباني ديني براي تأثيرگذاري وسيع‌تر بر عموم مخاطبان و تطميع سلايق گوناگون پيرامون محوريت واحد مباني معرفتي و مذهبي، هنر تئاتر را داراي چارچوب‌ها و قواعد زيبايي‌شناختي خاص خود مي‌دانند و توليد هر اثر در هر گونه‌اي از درام را در همان قواعد خواهانند.

توفيقات يك مدير - هنرمند در عرصه تئاتر ديني
جالب اينكه در خيل آرا و نظرهاي مختلف هر دو گونه نمايش‌هاي مذهبي مخاطبان خاص خود را دارد و شايد يكي از اصلي‌ترين دلايلي كه تا به امروز مانع شده تا يك گروه به نفع گروه ديگر كنار بكشد و اجازه رشد و تعالي نمايش ديني را بر اساس يك ضابطه مشخص و نظام‌مند بدهد، به همين دودستگي ميان توليدكنندگان اينگونه آثار و بازخورد مخاطبان خاص آنها بازمي‌گردد.
به عنوان مثال نمايش‌هايي چون «خورشيد كاروان» و «هلال ماه» متكي بر نظريه توليد نمايش‌هاي ديني مبتني بر تصاوير كليشه‌اي اما آشنا سال‌ها است كه در عرصه هنرهاي نمايشي ما بازتوليد و اجرا مي‌شود و هر بار نيز مورد وثوق عده‌اي از مخاطبان قرار مي‌گيرد و در اين ميان نمايش‌هايي نيز مانند «سردار مهر و ماه» يا «بانوي آب و آيينه» هستند كه با اتكا به قواعد زيبايي‌شناختي تئاتر تلاش بر روزآمد كردن مفاهيم مذهبي در سايه توليدات تئاتري به معناي نوين آن دارند، كه اين طيف از آثار نيز مخاطبان خاص خود را به سالن‌هاي نمايش مي‌كشانند.

اما با اين وجود به دليل تعداد معدود و انگشت‌شمار كارگردانان فعال در عرصه نمايش‌هاي ديني فاخر (كه اين خود نيز به يكي از آسيب‌هاي كلان اين حوزه بدل شده و انتقاد ديگر هنرمندان را با خود به همراه داشته است كه چرا در كنار توليد آثار بزرگ تئاتر ديني همواره بايد با نام‌هاي ثابتي برخورد كرد و كمتر اجازه ظهور و بروز ديگر نام‌ها در اين عرصه داده شده است)، مداقه، مطالعه و پژوهش در اين عرصه نيز مجال و زمان محدودتري را به خود اختصاص مي‌دهد كه همين مسئله كار قياس و نتيجه‌گيري را نيز سهل‌تر مي‌سازد.
يكي از نام‌هاي آشنا در عرصه تئاتر ديني، بدون شك حسين پارسايي است كه در ابتداي فعاليت خود در عرصه توليدات نمايشي، كار خود را با نمايش‌هاي مذهبي آغاز كرد و بعد از حضور مستمر چندين ساله‌اش در بدنه مديريت‌هاي گوناگون تئاتر كشور در بازگشت دوباره به عرصه توليدات اجرايي، بار ديگر در زمينه تئاتر ديني كار خود را ادامه داد. نكته جالب و حائز اهميت در مورد پارسايي متوجه اين مسئله است كه در ابتداي فعاليت خود در عرصه هنرهاي نمايش ديني ابداعاتي داشت كه امروزه تكرار آنها بدل به كليشه توليدات ديني در عرصه هنرهاي نمايشي كشور شده است و بار ديگر در بازگشت دوبار‌ه‌اش به صحنه‌هاي نمايشي، با شعار «معاصرسازي» مفاهيم ديني جهت ارائه به مخاطبان امروز تئاتر در كشور، دست به ابداعات و ابتكاراتي زده است كه فارغ از توفيق يا عدم توفيق اقدامات او مي‌توان جسارت و شجاعت وي در اين عرصه كه محملي پرخطر به دليل ساحت قدسي مضامين مورد استفاده شده در توليد يك اثر هنري است را ستود.

نكته ديگري كه در مورد حسين پارسايي داراي اهميت است و در واكاوي، نقد و تحليل نمايش‌هاي توليد شده توسط وي داراي اهميت است به خصوصيت فردي و رفتاري اين كارگردان - مدير تئاتري بازمي‌گردد، تجربه ثابت كرده كه پارسايي هيچ كاري را (فارغ از درست يا نادرست بودن آن) بدون مطالعه و تحقيق انجام نمي‌دهد و وقتي تصميم به انجام كاري بگيرد نيز هيچ نيرويي ياراي مقاومت و جلوگيري از وي را نخواهد داشت.

اين هنرمند و مدير تئاتري، طي دو سال اخير با انفكاك از بدنه مديريت مركز هنرهاي نمايشي كشور و بنياد فرهنگي و هنري رودكي، در بازگشت مجدد به عرصه توليدات صحنه‌اي هنر نمايش با دو نمايش مذهبي «بانوي آب و آيينه» و «سردار مهر و ماه» رجعتي متفاوت و تاحدودي موفق را تجربه كرده است و جالب آنكه اين دو نمايش را بر پايه دو شعار «معاصرسازي مفاهيم ارزشمند ديني براي سليقه و تفكر مخاطب امروز» و «مناسبت‌گريزي توليدات و اجراهاي نمايش ديني و استمرار آنها در تمامي طول سال» توليد كرده است كه انصافاً در مورد اول (مبحث معاصرسازي) توفيقات مهمي را به دست آورده است اما در مورد دوم (مناسبت‌گريزي شكل توليدات) حداقل تا به امروز موفق نبوده است چراكه دو نمايش اخير او همزمان با مناسبت‌هاي مذهبي چون دهه فاطميه (نمايش بانوي آب و آيينه) و ايام ماه صفر (سردار مهر و ماه) توليد و به اجراي عمومي رسيده است.

اما همين تلاش‌هاي ارزنده اين هنرمند كه البته به دليل سبقه مديريتي وي در رأس هرم تئاتر كشور با همراهي، ملاطفت و حمايت مسئولان حوزه فرهنگ و به خصوص تئاتر كشور نيز همراه بوده است باعث ايجاد موجي به عنوان «پارساييسم» يا «تأكيد بر معاصرسازي» (كه در بيان اين هنرمند به فتح «ميم» تلفظ مي‌شود) در سير توليدات تئاتر ديني در كشور شده است.

خرق عادت از «اسطوره» و حركت به سمت ارائه «اسوه»
اما جديدترين تجربه پارسايي در عرصه كارگرداني و اجراي عموم تئاتر ديني به نمايش «سردار مهر و ماه» به نويسندگي محمدرضا كوهستاني و همراهي نادر رجب‌پور به عنوان طراح حركات بازمي‌گردد كه در مقايسه با نمايش پيشين وي (بانوي آب و آيينه) در يك نگاه كلي قدمي رو به جلو به حساب مي‌آيد.
يكي از اصلي‌ترين آسيب‌هاي آثار توليد شده با مباني مذهبي به ويژه آن دست از آثاري كه بخشي از زندگاني معصومين(ع) را دربرمي‌گيرد، همواره متوجه اين نكته بوده كه اين آثار به دليل تأكيد اغلب نويسندگان و كارگردانان آنها بر پررنگ و اغراق‌آميز جلوه دادن نكات بارز و مثبت زندگي امامان و معصومين، هيئت آنها را به مفاهيم «اساطيري» (به معناي توانايي‌هاي غيرقابل موجود در رفتار انساني و دست نيافتني) بيشتر نزديك مي‌كند كه اين عامل در برابر ارائه واقعي مفهوم «اسوه» به عنوان معرفي نيكوترين الگوها براي هدايت افراد جامعه به سر منزل مقصود كه همواره مدنظر علما، پژوهشگران و حتي منويات بزرگان جامعه چون مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بوده قرار مي‌گرفت و همين «اسطوره‌سازي» از مقام شامخ و رفيع امامان و پرهيز از ارائه و معرفي آنها به عنوان «اسوه‌»‌هاي قابل درك، باعث شده بود تا طي دو دهه شاهد تسلط بي‌چون و چراي نمايش‌هاي كليشه‌اي در شاخه مهم توليدات تئاتر ديني باشيم. اما تلاش براي خرق عادت و تغيير ذائقه شكل گرفته مخاطبان در برابر آن كليشه‌هاي ترسيم شده، نيازمند مجاهدت و ممارست‌هاي فراوان و البته جسارتي ستودني بود، كه حسين پارسايي به مدد همان ويژگي‌هاي رفتاري كه در بالا به آن اشاره شد، موفق به انجام گرديد هر چند كه بايد اذعان داشت تلاش‌هاي وي تازه در ابتداي راه قرار دارد و تا رسيدن به هدف نهايي و متعالي فاصله بسياري دارد. نمايش «سردار مهر و ماه» يكي از همان گام‌هاي بزرگ پارسايي براي رسيدن به مفهوم «اسوه» و ارائه آن به مخاطباني است كه با هجمه رسانه‌اي موجود و زندگي در جهان معاصر با تمامي مفاهيم بديع و مدرن آن، ذائقه‌اي بسيار متفاوت در قياس با نسل‌هاي پيشين خود پيدا كرده‌اند.

تبلور تجربه كارگردان و بهره بردن صحيح از آن
«سردار مهر و ماه» بازتابي از مفهوم وفاداري، ايثار و از خودگذشتگي الگو و اسوه‌اي عالي‌مقام چون حضرت ابوالفضل عباس(ع) است كه با وجود تمامي نيرنگ‌ها و خدعه‌هاي اشقيا به سركردگي «شمر»، ارادت به امام خود (حضرت امام حسين(ع)) و تلاش براي تحقق هدف و مسير ترسيم شده آن امام همام فراموش نمي‌كند و تا نوشيدن شربت شهادت بر راه و هدف متعالي خود ايستادگي مي‌كند. پارسايي در «سردار مهر و ماه» خود را ملزم به حضور و روايت نعل به نعل حادثه عاشورا نمي‌كند، بلكه با همكاري و تعامل مستمر با نويسنده اثر با انتخاب «سردار» (با بازي كوروش سليماني) به شخصيتي پيش‌برنده و تسريع‌كننده (كاتاليزور) در انتقال پيام بزرگ حادثه عاشورا مي‌رسد تا در مواجهه با «مرد» (نماينده اشقيا و به خصوص شمر با بازي سعيد داخ) به شكل كاملاً نمادين روايتگر قصه دست‌هاي سرداري باشد كه آب را روايت مي‌كند تا حقيقتي را به تشنگان عالم برساند!

او با همين ترفند ساده اثبات مي‌كند كه مي‌توان شعار جاري بودن عاشورا در هر زمان و زمين بودن كربلا در هر نقطه‌اي را به عنوان مفهومي متعالي و مستمر در ساحت يك كار نمايشي ميان مدت (۷۰ دقيقه‌اي) در يك صحنه واحد چون تالار وحدت پيش روي مخاطبان به گونه‌اي ترسيم كرد كه او با هر سطح سليقه و نگرش فكري اين اثر را دنبال كند و برداشت و تفكر خود را از اين مفهوم والا و جريان‌ساز داشته باشد.
مخاطب نمايش «سردار مهر و ماه» حتي اگر بخواهد هم نمي‌تواند در مواجهه با اين اجرا و دستمايه قرار دادن مفهوم كلان و جاري آن، برداشتي جز تم وفاداري و ايثار به آرمان‌هاي يك رهبر و پيشوا را در ذهن خود ترسيم كند؛ چراكه انتخاب هوشمندانه و آگاهانه از دو راوي (سردار و مرد) و پرهيز عامدانه از شناسنامه‌دار كردن آنها به نام دو شخصيت «حضرت ابولفضل(ع)» و «شمر» و حتي دوري جستن از مفهوم «شبيه اوليا يا اشقيا» در شيوه نمايش ايراني و سنتي «شبيه‌خواني»، مخاطب را رها مي‌سازد تا در همراهي و همذات‌پنداري با اين دو راوي هر آينه خود را در جاي يكي از آن دو يا موقعيت‌هايشان قرار دهد و به تصميم‌گيري بپردازد و به واسطه همين قدرت نمايش و قراردادهاي نانوشته آن با مخاطب است كه تماشاگران در مواجهه با اين اثر در كنار تبيين مفاهيم غني معنوي با نگاهي مدرن و آزادانه به مباني غني حادثه كربلا چون ايثار، شهادت‌طلبي و فداكاري مي‌رسند.

اول حمايت بعد انتقاد از آسيب‌ها
در كنار همين موفقيت گرانسنگ يك تئاتر ديني (و نه نمايش مذهبي) مي‌توان براي يك بار هم كه شده ضعف‌هاي موجود در اين نمايش چون تلاش نكردن براي شخصيت‌پردازي «سردار» و «مرد»، عدم استفاده بهينه از انيميشن، بي‌توجهي به حركات تكراري دو راوي اين نمايش و عدم تلاش براي خلق قاب‌ها و تصاوير خلاقانه با استناد به قدرت بازيگري كوروش سليماني و سعيد داخ كه پيشتر به وفور از آنها ديده شده است را ديد و از كنارشان به آرامي گذشت؛ چرا كه رسيدن به چنين خرق عادت و تلاش براي معماري جديد در ساخت و توليد تئاتر ديني با تأكيد بر مفاهيم روزآمد و معاصرسازي شده همت و انرژي و قدرت بالايي مي‌خواهد كه تبلور و نمود آنها در صحنه ناخودآگاه ضعف‌هايي چون مواردي كه به اجمال به آنها اشاره شد را با خود به همراه خواهد داشت.

نبايد فراموش كرد كه حسين پارسايي در اين مسير فعلاً تنهاست و ياريگري ندارد هر چند «پارساييسم» وي در سياق توليدات تئاتر ديني كم‌كم و آرام‌آرام در حال جواب دادن است اما تحقق اين جنبش نيازمند استمرار توليدات چنين آثاري و حضور هنرمنداني از اين دست مي‌باشد تا در سايه حمايت متوليان امر نمايش به ويژه تئاترهاي فاخر شاهد ظهور و بروز بيشتر اينگونه نمايش‌ها در صحنه‌هاي تئاتر كشور باشيم و در آن زمان مجال بيشتري فراهم است تا با مداقه بيشتر به بازتاب و برجسته‌سازي نقاط ضعف اين آثار بپردازيم، اما تا آن روز بهتر است چنين توليداتي را قدردان باشيم تا ساحت نمايش‌هاي ديني كشور از آسيب توليدات كليشه‌اي و مخاطب‌گريز در امان باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار