احداث مسجد، مدرسه، حمام، آب انبار، درمانگاه يا وقف چاه آب يا زمين كشاورزي از اين جملهاند كه در جامعه ما سابقه كهن دارند و مطالعه تاريخ اقبال به يك نيت خاص در وقف، نشان از رويكرد جامعه در آن دوران به آن نيت خاص دارد.
به عنوان نمونه زماني كه اهميت تحصيل و منافع علم و دانش براي مردم روشن ميشود، افرادي كه حتي خود سواد ندارند براي بهرهمند شدن جامعه از منافع دانش، دارايي خود را وقف ميكنند. يا وقتي اهميت بهداشت و نظافت به مردم گوشزد ميشود، مردم علاوه بر حساس شدن در باب بهداشت فردي و خانوادگي خود، سعي ميكنند با كمك به احداث حمام در محلات، مردم جامعه خود را نيز در دسترسي به موهبت بهداشت و به دنبال آن سلامتي كمك كنند. البته در كنار تمام اين نيتها، همواره نيتهايي كه در آنها توجه به معنويت و رشد و تعالي معنوي جامعه نيز وجود دارد، در نظر گرفته شده است؛ وقف دارايي براي برپايي نماز يا عزاداري ائمه اطهار(ع) و بزرگداشت شعائر ديني از اين جملهاند. وقف نيز مانند ساير سنتهاي ديني ما به اندازهاي انعطاف دارد تا بتواند به تناسب نياز روز جامعه تغيير كاركرد بدهد. اين سنت حسنه كه ظاهر اقتصادي و مبناي صرف فرهنگي دارد، امروز قطعاً كاركرد متفاوتي نسبت به گذشته دارد.
به عنوان مثال در شرايط كنوني جامعه، احداث حمام يا آب انبار در محلات موضوعيت خود را از دست دادهاند اما اين دليل نميشود كه نياز جامعه به تأسيسات يا خدمات عامالمنفعه نيز مرتفع شده باشد. اينجا اولين نقش سازمان اوقاف و امور خيريه مشخص ميشود كه آن معرفي، نيازهاي جديد جامعه به واقفان و هدفمندي و هدايت اوقاف است. علاوه بر اين توجه دادن جامعه به اهميت حوزه فرهنگي موقوفات و اثرگذاري اجتماعي و رواني آنها در همين حيطه وظايف اين سازمان تعريف ميشود. وقتي عزم ملي براي مدرسهسازي يا وقف زمين و ساختمان براي ايجاد كلاس درس و آموزش و تربيت صورت ميگيرد، جامعه نسبت به تعليم و تربيت اعضاي خود در هر گروه سني و با هر شرايط اجتماعي و اقتصادي حساس ميشود. البته تأثيرات فرهنگي اين مسئله دوسويه است.
مثلاً وقتي جامعه در يك جريان اجتماعي يا بينالمللي هزينههاي كلان جاني و مالي بابت دستيابي به انرژي پاك هستهاي ميپردازد، توجه واقفان و خيرين نيز به اين حوزه جلب ميشود و سعي ميكنند نقش مؤثرتري در اين عرصه ايفا كنند. به جز اينكه اين مسائل جنبه مردميتر حكومت را نيز به جامعه جهاني ميشناساند، بيشك، اين نگاه كلان و داشتن افق بلند برنامهريزي شده در سطح مديريت اوقاف و امور خيريه به تحقق اين بركات كمك ميكند. البته ذكر اين نكته هم خالي از لطف نيست كه يكي از آسيبهاي حوزه وقف در تمام دوران اين است كه مسئولان و متوليان وقف فقط ميدانند كه بايد در اين رابطه كاري بكنند و دقيقاً نميدانند چه كاري و اين سردرگمي از برخي گزارشهايي كه خود آنها نيز ارائه ميدهند، پيداست. به نظر ميرسد خود سازمان اوقاف نيز بايد رويكرد تازهاي در پيش بگيرد.
تمركز بر تبليغ وقف بدون داشتن مانيفست روشن به طوري كه حتي خود مسئولان و متوليان اين حوزه هم نميدانند كه بر كدام جنبه وقف بايد تمركز كنند و در كدام زمينه سرمايهگذاري بيشتر كنند، ضعف مشهود دوره فعلي است. افزايش آمار موقوفات، اگرچه يكي از شاخصههاي پيشرفت وقف و اقبال عمومي به اين سنت حسنه است اما تبيين ضروريات وقف و ضرورت وقف متناسب با نيتهاي مورد نياز امروز جامعه مؤثرتر و كارآمدتر است. گفتن از برخورد با موقوفهخواران و قلع و قمع قانوني و قضائي آنها از طرفي و اعلام برخي نهادهاي دولتي و دستگاههاي اجرايي به عنوان بزرگترين موقوفهخواران در حالي كه اين دستگاهها از مصونيت رسيدگي و پيگرد برخوردارند؛ از سوي ديگر بهعلاوه تشكيل پروندههاي متعدد عليه موقوفهخواري طبقه ضعيفتر به معرفي اشتباه وقف ميانجامد و تبعات منفي و معكوس خواهد داشت.
همچنين برگزاري كلاس براي افرادي كه قصد وقف دارند و براي اين منظور به ادارات اوقاف استانها و شهرستانها مراجعه ميكنند و توجيه آنها در رابطه با نيت وقفشان از جمله راهكارهاي مؤثر در رابطه با گسترش مؤثر و كارآمد وقف در جامعه اسلامي به شمار ميروند كه هفته وقف فرصت خوبي براي امكانسنجي اين اقدامات است.