کد خبر: 505791
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
اسرائيل ديگر در مطبوعات هم مصون نيست
سيدرحيم لاري

بي‌شك حوزه خاورميانه طي دو سال اخير شاهد دوراني به شدت پرتنش بوده است. يك عامل تنش در اين دوره به ريشه‌هاي قديمي بازمي‌گردد و آن در رژيم اسرائيل و كارنامه دنباله‌دار اشغالگري است كه از ابتداي تأسيس آن تاكنون باعث و عامل اصلي تنش در خاورميانه بوده و وجه ديگر تنش به تحولات دو سال اخير در كشورهاي عربي ارتباط دارد. اين تحولات تاكنون موجب سرنگوني حداقل چهار حاكم عربي با پشتوانه بيش از سه دهه حاكميت بلامنازع شده و با وجود روي كار آمدن قرائت‌هاي مختلف از قدرت اما تنش دامنه‌دار موجب ثبات و استواري اين قرائت‌ها نشده و مي‌توان گفت كه جهان عرب در اين روند به نحو عميقي چنان دچار تنش شده كه انتظار ثباتي زودهنگام قابل تصور نيست. بيش از اين، تنش موجود در تحولات عربي، نگرش سياسي در كل كشورهاي عربي و به خصوص در ميان نخبگان آن را به طور اساسي متحول كرده است، به نحوي كه پرسش از مفاهيم بنيادين سياسي و ارائه پاسخ به آن به نحو جدي در فضاي سياسي اعراب مطرح شده است. بررسي اين دو عامل براي درك وضعيت فعلي خاورميانه اهميت اساسي دارد اما يكي از نكته‌هاي قابل توجه در تلاقي اين دو عامل است كه در اين بررسي از اهميت خاصي برخوردار است. 

‌ نگاه انتقادي از امريكا 

اكنون شايد كمتر كسي باشد كه از مصونيت رسانه‌اي رژيم اسرائيل در جهان غرب بي‌اطلاع باشد، چنان كه اصل موضوع رسانه‌اي در غرب در حمايت بي‌قيد و شرط از اين رژيم و توجيه اعمال آن است تا آنجا كه گويا اين رژيم است كه قرباني تروريسم شده و به همين علت مجاز به هر عملي است. در اين فضاي رسانه‌اي است كه به سختي مي‌توان نگاه متفاوتي نسبت به خاورميانه يافت اما با وجود اين، رسانه‌اي همانند لوموند ديپلماتيك سعي داشته تا اندازه‌اي اين نگاه را براي خود حفظ كند. مقاله سرژ حليمي، دبير هيئت تحريريه لوموند ديپلماتيك با عنوان «حداقل، مسائل در غزه روشن‌ترند» يك نمونه از اين تلاش لوموند ديپلماتيك است كه نويسنده سعي كرده در آن نگاهي متفاوت و انتقادي به وضعيت خاورميانه داشته باشد. سرژ در ابتداي مقاله خود نقل قولي از باراك اوباما، رئيس‌جمهور امريكا را ذكر مي‌كند كه گفته بود: «هيچ كشوري نمي‌پذيرد تا موشك‌هايي كه از خارج مرزهاي آن شليك مي‌شوند، همچون رگبار بر سر شهروندانش فرود آيند.» سرژ بعد از اين نقل قول و در پاسخ به اوباما مي‌نويسد: «رئيس‌جمهور ايالات متحده هنگام ابراز چنين جمله عاقلانه‌اي به فلسطيني‌هاي غزه نمي‌انديشيد كه درمانده شاهد بارش بمب‌ها و موشك‌هاي اسرائيلي‌اند كه گاه توسط جنگنده‌هاي اف ۱۶ يا بالگردهاي آپاچي ساخت امريكا شليك مي‌شوند.» شايد اين حد از انتقاد رك و صريح سخنان اوباما عجيب به نظر برسد اما واقعيت‌هاي غيرقابل انكار در جنگ هشت روزه اخير از يك سو و رشد نگاه انتقادي از سوي ديگر، مجال چنين اظهار نظري را به سرژ مي‌دهد تا برخلاف تعريف و تمجيدهاي رايج از اوباما در رسانه‌هاي غربي، اظهارنظر او در مورد جنگ هشت روزه را نقد كرده و حتي مسئوليت امريكا در اين جنگ را به وي متذكر شود كه نمي‌تواند از مسئوليت حاصل از عمليات جنگنده‌ها و هليكوپترهاي امريكايي در غزه طفره رود. سرژ تنها به جنگ غزه بسنده نكرده و از يك منظر كلي، سياست امريكا در منطقه را نقد مي‌كند. او در اين نقد به مقاله رابرت مالي و حسين آقا استناد مي‌كند كه چنين نوشته بودند: «ايالات متحده همپيمان عراق است. عراق متحد ايران و ايران مدافع رژيم سوريه است كه ايالات متحده قصد سرنگوني آن را دارد. ايالات متحده همچنين همپيمان قطر است كه از حماس حمايت مالي مي‌كند. متحد ديگر امريكا عربستان سعودي است كه تأمين‌كننده نيازهاي مالي سلفيست‌هاست، يعني همان كساني كه از لحاظ فكري جهادگراياني را تغذيه مي‌كنند كه هدفشان كشتن امريكايي‌هاست.» سرژ بيش از اين نقل قول چيز ديگري در اين مورد نمي‌نويسد اما همين نقل قول جداي از صحت يا سقم آن، ‌به خوبي سردرگمي امريكا در منطقه را بيان مي‌كند كه در زنجيره‌اي مرتبط از متحدان و دشمنان قرار گرفته كه حتي به قيمت از دست دادن جان امريكايي‌ها تمام شده است. 

‌ نقطه تلاقي دو تنش 

نكته جالب توجه در مقاله سرژ ارتباط بين دو دامنه از تنش در خاورميانه است كه در جنگ هشت روزه اخير متبلور شد و بر اين اساس، مي‌توان اين جنگ را نقطه تلاقي تنش قديمي اعراب و اسرائيل با تنش جديد در جهان عرب دانست. سرژ در انتهاي مقاله خود به سخنان فرانسوا اولاند و لوران فابيوس، رئيس‌جمهور و وزير امور خارجه فرانسه اشاره مي‌كند كه در حمايت آشكار و علني بنيامين نتانياهو، ‌نخست‌وزير اسرائيل گفته شده بود و حتي او را براي حمله به غزه تشويق كرده بود اما در ابتداي مقاله و تنها با طرح يك پرسش اين نقطه تلاقي را مطرح مي‌كند، «آيا «بهار عرب» آنچنان در خاورميانه كم تأثير بوده كه همان سناريوي چهار سال پيش عمليات «سرب گداخته» بتواند مجدداً در غزه تكرار شود؟» اين پرسش قابل تأمل است زيرا عمليات اخير اسرائيل به نام ستون ابرها را با عمليات چهار سال پيش سرب گداخته اين رژيم مقايسه كرده كه تحولات عربي وجه مميزه بين اين دو عمليات است. سرب گداخته قبل از تنش جديد در جهان عرب انجام شد اما ستون ابرها در دو سال بعد از اين تنش نمي‌توانست همانند آن باشد و اين چيزي است كه نتانياهو در نظر نگرفته بود، به همين دليل است كه برخلاف گذشته، ميانجي‌هاي غربي و عربي براي پايان بخشيدن به جنگ هشت روزه ديگر مقصد اول خود را در تل‌آويو تعيين نمي‌كردند بلكه گام نخست خود را در قاهره، ‌مركز مصر، گذاشتند. هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه امريكا، به عنوان متحد اصلي اسرائيل ديگر مثل گذشته عمل نكرد و شرايط اجازه نمي‌داد تا براي پايان بخشيدن به اين جنگ در وهله نخست رضايت مقامات تل‌آويو را كسب كند بلكه او به مصر رفت تا در ابتدا و به طور مستقيم رضايت محمد مرسي، رئيس‌جمهور مصر و به طور غيرمستقيم رضايت مقامات حماس را به دست آورد. كلينتون بعد از ديدار و گفت‌وگوهاي خود در قاهره بود كه به تل‌آويو رفت، هرچند در ظاهر امر حمايت امريكا از اسرائيل را اعلام كرد اما معلوم بود كه نتايج مذاكرات خود در قاهره را به نتانياهو ديكته كرده است. 

‌ تغيير شرايط بنيادين 

نكات مورد اشاره سرژ و تحليل شرايط طي جنگ هشت روزه و وضعيت بعد از آن نشان مي‌دهد كه شرايط موجود در خاورميانه نسبت به گذشته تغييري بنيادين كرده و اين تغيير به طور طبيعي به نگاه انتقادي مجال بروز و ظهور داده است. در واقع، مقاله سرژ يك نمونه از اين نگاه است كه تنها محدود به همين مقاله نخواهد شد و بايد انتظار اين دست تحليل و نگرش را بعد از اين داشت. وقتي كه در طول جنگ وزير امور خارجه تونس يا هيئت اتحاديه عرب راهي غزه شدند، ديگر معلوم بود كه شرايط در جهت برعكس در زمان سرب گداخته است. حمله اسرائيل به غزه در چهار سال پيش يا همان سرب گداخته در حالي انجام شد كه حكام وابسته به غرب بر كشورهاي عربي قدرت مطلق را به دست داشتند و سكوت آنان بود كه به اسرائيل اجازه داد تا حمله خود را ۲۲ روز ادامه دهد اما تغيير بنيادين شرايط بعد از تحولات عربي وضعيت را به گونه‌اي ديگر رقم زد. اسرائيل نه تنها نتوانست حمله خود را بيش از هشت روز ادامه دهد بلكه در همين چند روز نيز نتوانست نيروي زميني خود را وارد عمل كند؛ به اين جهت است كه اسرائيل از اين پس در محدوديت شرايط سياسي و نظامي قرار گرفته به صورتي كه با حملات نظامي نگاه انتقادي از خود را حتي در غرب برانگيخته و از طرف ديگر، مجبور است به موازات اين نگاه به آن دست هزينه‌هاي سياسي بپردازد كه پيش از اين نسبت به آنها مصونيت داشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار