
«شرايط فيزيكي بازيكنان ما با بازيكنان حريف متفاوت است. ۱۰ روز از آخرين بازي آنها ميگذرد اما ما ۴۸ ساعت پيش بازي داشتيم و بدنهاي بازيكنان ما خسته است.»
اين حرفهاي سرمربي نفت است قبل از بازي با پرسپوليس در جام حذفي. حرفهايي كه بعد از بازي هم تكرار و دليل باخت اين تيم ميشود از نظر سرمربي آن: «خستگي دليل شكستمان برابر پرسپوليس بود. وقتي شما فقط دو روز فرصت داشته باشيد و مقابل تيمي بازي كنيد كه ۱۰ روز استراحت كرده، بازي كردن مقابل چنين تيمي سخت است. آنها ۱۰ روز استراحت كردند اما ما اين شرايط را نداشتيم و تنها دو روز براي استراحت زمان داشتيم. بازيكنانمان خسته بودند.»
اين توجيه البته فقط حرف ابراهيمزاده نيست و حرف همه مربيان ليگ است. فرقي هم نميكند مربي تيمهاي مدعي و بالاي جدولي باشند يا ته جدوليهاي فانوس به دست يا از تيمهاي ميانه جدول.
تيمهاي ايراني عادت كردهاند كه فاصلهاي گل و گشاد بين بازيهايشان باشد. فاصلهاي يك هفتهاي تا حسابي استراحت كنند و اگر فرصتي شد، تمريني داشته باشند براي آمادهسازي و اگر بنا بر حسب اتفاق يا دليل خاصي اين فاصله اندكي دستخوش تغيير شود، صداي همه آنها در ميآيد و فرقي نميكند اين شرايط براي چه تيمي پيش ميآيد؛ چرا كه همه دست آخر به شدت اعتراض كرده و عصباني ميشوند از انجام چند بازي در فواصل كم مثلاً سه روزه! حال آنكه همه اين تيمها، پول ميگيرند براي تمرين و بازي كردن. حالا يك روز ديرتر يا زودتر، نبايد در اصل قضيه فرق كرده و مثلاً به گفته مربيان باعث باخت تيمها شود و اين در واقع توجيه خوب و قابل قبولي نيست كه همواره شنونده آن هستيم.
اگر فاصله زماني كم بين بازيها باعث آسيب رسيدن به تيمها ميشد و نتايج آنها را دستخوش تغييرات ميكرد، آرسنال كه در ۱۳ روز پنج بازي انجام ميدهد يا منچستر يا ساير تيمهاي انگليس كه در تعطيلات هشت روزه سال نو خود سه بازي انجام دادهاند، بايد از رده خارج شده باشند و كاسه چه كنم چه كنم به دست بگيرند! فوتباليهاي ما، همواره در حال مقايسه خود با تيمها، بازيكنان و مربيان خارجي هستند. اما اين مقايسه همواره در زمينههايي انجام ميشود كه به نفع آنهاست. مثلاً در زمينههاي مالي و تا از آنها در خصوص قراردادهاي كلان ماليشان پرسيده ميشود، در مقام مقايسه با تيمهاي خارجي بر ميآيند. حال آنكه همينها، هرگز خود را در خصوص تمرين و بازي كردن تيمهاي خارجي، مقايسه نميكنند.
بازيكنان اروپايي، در ازاي پولهاي هنگفتي كه به جيب ميزنند، بيشترين زمان خود را صرف تمرين ميكنند. آن هم نه تمرينهايي شبيه تمرينهاي تيمهاي ايراني كه قسمت اعظم آن را گرگم به هوا و خرس وسطي تشكيل ميدهد. بلكه تمرينات سخت و طاقتفرسايي كه عرق آنها را حسابي در آورده و آماده نبردشان ميكند و البته بقيه زمانشان را هم صرف بازي ميكنند. بازيهايي كه هيچ اجبار و بايدي براي بودن فاصله هفت، هشت روزه بين آنها نيست و اگر فواصل مياني بازيهاي آنها به دو روز كاهش يابد، دليلي براي باخت و نتيجهگيري تيمها نميشود و غرولند بازيكنان، مربيان و تيمها را به دنبال ندارد؛ چراكه ميدانند كار آنها تمرين و بازي كردن است. حالا ميخواهد اين بازيها هر دو، سه روز يك بار انجام شود يا هفتهاي يك بار، فرقي در شكل كار ندارد.
بسياري از تيمهاي اروپايي، در يك فصل، علاوه بر ليگ داخلي خود، درگير بازيهايي چون جام حذفي و ليگ اروپا و مسابقاتي نظير اين هم هستند و اين فشردگي نه تنها باعث باخت و افت آنها نميشود، كه باعث ميشود هر بازي نيز بهتر از بازي قبل عمل كنند و آمادهتر شوند. اما در ايران، از آنجايي كه فقط در مسائل مالي از اروپاييها و فوتبال دنيا الگوبرداري ميشود، بازيها اگر بنا به دلايلي خاص با اندكي فشردگي برگزار شود، اول از همه بازيكنان و مربيان ماتم ميگيرند و مرثيهسرايي راه مياندازند و دست آخر هم يك باخت يا مساوي به ضرب و زور ميشود حاصل كارشان؛ چراكه عادت كردهاند به تنبلي! تيمهاي ايراني همواره خواهان فاصلهاي هفت، هشت روزه بين بازيهاي خود هستند و هزار و يك بهانه ميآورند براي فرار از برگزاري بازيهايي با فواصل كم و اگر مجبور به انجام اين بازيها شوند، بدنهاي خسته بازيكنان خود را سپر عدم نتيجهگيري كرده و زمين و زمان را مقصر نتيجه نگرفتنهايشان ميكنند. حال آنكه بيشك اگر از روز اول اصولي تمرين كنند و تمرين برايشان تفريح و بازي نباشد، دو روز يك بار هم اگر بازي كنند، نبايد مشكلي برايشان پيش بيايد. ارتباط دادن باخت تيمها به بدنهاي خسته بازيكنان به دليل فواصل كم بازيها، تنها يك توجيه غيرمنطقي است و راهي براي فرار از واقعيت كه اگر غير از اين بود، فوتبال دنيا بايد به اين دليل زمينگير ميشد و هر روز با يك مشكل ناشي از آن رو به رو ميشد نه آنكه هر روز پيشرفت كند.
چطور است كه به موقع پول گرفتن، فوتباليستهاي دنيا ميشوند الگوي فوتبال ما و همه راه تقليد از آنها را پيش ميگيرند اما وقت بازي و تمرين كردن كه ميشود، كسي فكرش هم به الگوبرداري از فوتبال دنيا كه روز به روز در حال پيشرفت است نميافتد و سراغي از آنها نميگيرد.