
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز ۳۱ خردادماه سال ۸۵ مأموران گشت كلانتري ۲۹ مشكين دشت كرج با جسد سوخته مرد ناشناسي در يكي از كوچهباغهاي فرخآباد روبهرو شدند و موضوع را به قاضي كشيك ويژه قتل خبر دادند. تحقيقات اوليه تيم جنايي در محل حادثه نشان داد، مقتول كه مردي حدوداً ۳۵ ساله است در مكان ديگري با اصابت گلوله به سرش به قتل رسيده و جسد به اين مكان منتقل و سوزانده شده است. همزمان با ادامه تحقيقات براي شناسايي جسد، پسر جواني به اداره پليس رفت و پليس را از ماجراي ناپديد شدن ناگهاني پدرش با خبر كرد. او گفت: پدرم احمد صاحب يك كارخانه توليد لوازم اداري است. او از شب گذشته از كارخانه به خانه برنگشته و نگرانش هستيم. البته مأموران پليس ديروز عصر ماشين پرشياي پدرم را در حالي كه صندلياش آغشته به خون بود، در ۱۰ كيلومتري كارخانه پيدا كردند. پسر جوان هم بعد از ديدن جسد سوخته پدرش، او را شناسايي كرد.
همسر مقتول هم به تيم جنايي گفت: شوهرم مرد مهرباني بود و با كسي دشمني نداشت اما مدتي پيش يكي از كارگرانش را كه مرد ۳۳ سالهاي به نام عليرضا بود از كارخانه اخراج كرد. عليرضا هم به دادگاه شكايت كرد اما وقتي نتيجهاي نگرفت، شوهرم را چندين بار تهديد به مرگ كرد. من احتمال ميدهم كه اين جنايت كار او باشد.
با بهدست آوردن اين سرنخ، عليرضا دستگير شد. پليس در مخفيگاه متهم علاوه بر دسته چك و تلفن همراه مقتول، يك كلت كمري با چند تير جنگي كشف كرد. متهم بعد از دستگيري به قتل احمد با همدستي يكي از دوستانش به نام وحيد اعتراف كرد. وي در شرح حادثه گفت: ۱۲ سال در كارخانه مقتول كار كردم تا اينكه مرا از كارخانه اخراج كرد. من خيلي التماس كردم تا به سر كارم بازگردم اما مقتول قبول نكرد. به خاطر همين از احمد كينه به دل گرفتم و يك كلت كمري تهيه كردم تا انتقام سختي از او بگيرم. چند روز قبل از حادثه، موضوع را به دوستم وحيد گفتم و پيشنهاد دادم در صورتي كه در اين نقشه با من همكاري كند، پول خوبي به او دهم. وحيد هم قبول كرد. شب حادثه نزديك كارخانه كمين كرديم و وقتي مقتول از كارخانه بيرون آمد، وحيد با كاغذي كه در دست داشت به بهانه پرسيدن آدرس، ماشين مقتول را نگه داشت. در اين لحظه من به سرعت از در عقب سوار ماشين شدم و اسلحه را روي سر احمد گرفتم. مقتول كه به شدت ترسيده بود، با من شروع به مشاجره كرد كه من تيري به سرش شليك كردم و او غرق در خون شد. بعد از قتل، جسد را به كوچهباغي انتقال داديم و آن را آتش زديم.
كارآگاهان در ادامه وحيد را دستگير كردند و وي در نخستين بازجوييها به جرم خود اعتراف كرد. با تكميل شدن تحقيقات، متهم به قتل در ۲۸ آبان ماه سال ۸۷ در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان محاكمه شد. اولياي دم در جلسه دادگاه درخواست قصاص دادند و هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل مدافعش عليرضا را به قصاص محكوم كردند. رأي دادگاه بعد از تأييد در شعبه ۲۷ ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد.
قاضي جمشيدي، رئيس شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت: حكم دادگاه بعد از تأييد در ديوان عالي كشور براي سير مراحل تشريفات قانوني و گرفتن استيذان به دفتر رئيس قوه قضايي ارسال شد. قاضي جمشيدي گفت: همزمان با سير مراحل قانوني، ما در جلسهاي از خانواده اولياي دم خواستار بخشش قاتل شديم اما خانواده مقتول اصرار به قصاص داشتند.