در خبرها آمده بود: حدود ۷۵۶ نسخه از ۸۱۰ جلد كتاب قديمي كه چاپ سنگي يا خطي كه در مراغه نگهداري ميشوند، در معرض نابودي هستند. اين حجم عظيم كتاب خطي كه عمر برخي از آنها به دوره خواجه نصيرالدين طوسي بازميگردد و احتمالاً جزو آثار كتابخانهاي وي بوده است در كتابخانه مراغه نگهداري ميشوند؛ كتابخانهاي كه متأسفانه فاقد تجهيزات لازم براي نگهداري چنين گنجينه ارزشمندي است. بيشك اگر خواجه نصير طوسي امروز در ميان ما بود از اينكه ميراث فرهنگياش اينگونه به دست فرسايش و نابودي سپرده شده دق ميكرد. نگهداري صدها جلد آثار ارزشمند در محلي نامناسب جز تسهيل روند نابودي آنها معنايي ندارد. نسخ خطي اسناد هويت و تمدني هستند كه ما امروزه در مناسبتهاي مختلف به آن ميباليم اما در عمل هيچگونه تلاشي جهت حفظ گنجينههاي خود انجام نميدهيم. هماكنون نسخ خطي يا چاپ سنگي بسياري در دستان مردم وجود دارد كه به صورت توارثي از پدران به فرزندان ارث رسيده است. مجموعههاي شخصي نيز توسط افراد دوستدار فرهنگ در گوشهگوشه كشورمان ايجاد شدهاند، حتي مراكز دولتي نيز مانند كتابخانه مراغه وجود دارند كه آثار گرانبهايي را در خود جاي دادهاند اما هيچ كدام از اين مجموعهها زير يك چتر حمايتي مشخص وجود ندارد، به طوري كه كتابخانه مراغه براي نگهداري حجم ۷۵۶ جلدي كتابهاي تاريخي خود از كمك يكميليارد ريالي خيران شهر بهره گيرد؛ اقدامي قابل ستايش از سوي عدهاي از شهروندان مراغهاي كه حاضر شدهاند هزينه سنگين نگهداري اين گنجينه معرفتي را بر عهده گيرند اما پيشقدم شدن نيكوكاران براي حفظ ميراث فرهنگي چيزي از مسئوليت مديران دولتي كم ميكند؟ هماكنون سازمان اسناد و كتابخانه ملي با چندين دهه سابقه فعاليت و چارت اداري عريض و طويل در حال فعاليت است؛ سازماني كه وظيفه حفظ و نگهداري همينگونه گنجينهها را دارد. پس چرا در جايي كه يك نهاد قدرتمند كه از بودجه عمومي تغذيه ميشود وجود دارد، ما هنوز هم براي جلوگيري از نابودي كتب خطي و تاريخي بايد از كمك مردم بهره گيريم؟ ناتواني در نگهداري آثار خطي باعث به وجود آمدن حس عدماعتماد در ميان مردمي ميشود كه داراي كتب خطي يا چاپ سنگي هستند. آنها ترجيح خواهند داد نسخ و كتب باارزش خود را در خانه و به روشهاي سنتي غيرعلمي نگهداري كنند تا آنكه آن را به كتابخانه بسپارند و شاهد پوسيدن و از بين رفتن آن در اثر كمتوانايي كتابخانهها در حفظ آن آثار ارزشمند باشند.