فارس: سال ۲۰۱۳ میلادی در حالی فرا رسیده است که اختلافات عمده اقتصادی میان دولتهای آلمان و فرانسه همچنان لاینحل و در عین حال پوشیده باقی مانده است.
سال ۲۰۱۳ میلادی در حالی فرا میرسد که اختلافات میان «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان و فرانسو اولاند رئیس جمهور فرانسه در خصوص مسائل اقتصادی هنوز به قوت خود باقی مانده است.
این اختلافات در سال ۲۰۱۲ میلادی،متعاقب شست سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و حضور اولاند در کاخ الیزه به اوج خود رسید اما پس از مدتی با موافقت طرفین لاپوشانی شد. آنچه مهم است اینکه اختلافات مرکل و اولاند در ماههای آخر سال ۲۰۱۲ میلادی از سوی طرفین حل نشد، بلکه این دو مقام اروپایی نوعی آتش بس نانوشته را با یکدیگر امضا کردند و در خصوص عدم آشکارسازی اختلافات عمده خود توافق کردند.
اما به نظر می رسد تاریخ آتش بس رو به اتمام است و در سال جدید میلادی بار دیگر اختلافات میان صدر اعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه در خصوص نحوه مواجهه با بحران مالی اروپا سرباز خواهد کرد.از این رو مرکل و اولاند خود را برای مواجهه ای مستقیم در سال ۲۰۱۳ میلادی آماده می کنند. در اینجا عوامل زیادی وجود دارد که می تواند منازعه اقتصادی میان فرانسه و آلمان را تشدید کند.
ادامه بحران اقتصادی اروپا
بدون شک ادامه بحران اقتصادی اروپا در سال ۲۰۱۳ میلادی و تشدید بحران اعتباری و بانکی در کشورهای عضو منطقه یورو میتواند منازعه میان مرکل و اولاند را تشدید کند. تشدید بحران اقتصادی اروپا به معنای ناکارآمد بودن طرح ریاضت اقتصادی و تمایل مخالفان طرح های ریاضتی جهت ارائه طرح های جایگزین خواهد بود. در این خصوص فرانسو اولاند که به جای ریاضت اقتصادی بیشتر بر روی طرح رشد اقتصادی تکیه دارد سعی میکند طرح های خود را در مقابل طرحهای ریاضتی مرکل ارائه دهد.
آنچه مسلم است اینکه طرح های ریاضتی در سال ۲۰۱۲ به بن بست رسید و نتوانست نتیجه ای در خصوص نجات اقتصاد اروپا از بحران به همراه داشته باشد. بسیاری از ملتهای اروپایی با طرح های ریاضتی در کشورهای خود مخالفت کردند و تظاهرات ضد ریاضتی از اسپانیا و یونان به کشورهایی مانند استونی رسید.
همچنین اعمال طرح های ریاضتی ویژه در کشورهایی مانند یونان و اسپانیا نتوانست آنها را از بحرانی به که سر می بردند نجات دهد. در چنین شرایطی مرکل عملا خلع سلاح شده است. اگرچه ممکن است عده ای از شهروندان آلمانی صدر اعظم خود را یکه تاز عرصه اروپا تصور کنند اما در واقعیت شهروندان اروپایی نسبت به طرح های اقتصادی مرکل به شدت بدبین شده اند.
در سال ۲۰۱۲ میلادی و در جریان نشست گروه هشت و گروه بیست، اولاند به صورتی صریح بر روی طرح رشد اقتصادی در اروپا اصرار ورزید و حتی باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا را نیز تا حدودی با خود همراه ساخت. اما در مقابل مرکل نیز بر روی طرح های ریاضتی خود اصرار ورزید و تاکید کرد که بدون اجرای این طرح اتحادیه اروپا و منطقه یورو نمی تواند گامی برای خروج از بحران بردارد.
بدون شک تقابل میان این دو رویکرد در سال ۲۰۱۳ میلادی شدیدتر خواهد شد زیرا اولاند و مرکل هیچ یک از طرح های پیشنهادی خود برای نجات اروپا از بحران عقب نشینی نکرده اند. در این میان طرح مرکل حکم طرح غالب را دارد و اولاند نیز به دنبال فرصتی برای تشریح ابعاد مختلف طرح خود می گردد.
انتخابات آلمان؛فرصتی برای تشدید جدال مرکل و اولاند
برگزاری انتخابات سراسری آلمان در سال ۲۰۱۳ میلادی فرصت و مجالی برای تشدید اختلافات و رقابتهای سیاسی و اقتصادی میان صدراعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه محسوب می شود. اولاند برای پیروزی سوسیال دموکراتها در انتخابات سراسری آلمان تلاش خواهد کرد. یکی از این تلاشها به چالش کشیدن دوباره مرکل از لحاظ اقتصادی است.
اولاند به خوبی می داند که با شکست مرکل و حزب دموکرات مسیحی در انتخابات سراسری سپتامبر ۲۰۱۳ آلمان و حضور سوسیال دموکراتها در قدرت عملا فضای اقتصادی اروپا به دست محور برلین-پاریس خواهد افتاد و این موضوع به سود سیاستهای کلان فرانسه خواهد بود. از این رو اولاند ناچار است برای یاری رساندن به سوسیال دموکراتهای آلمان از لاک دفاعی فعلی خود بیرون آمده و حملاتی را متوجه آنگلا مرکل کند.
اما در این جا نمی توان احتمالی دیگر را نادیده انگاشت. در صورت شکست سوسیال دموکراتها در انتخابات سراسری آلمان و پیروزی مجدد حزب دموکرات مسیحی و دموکراتهای آزاد، مرکل به یکباره قدرت مانور زیادی در اروپا پیدا خواهد کرد.
این موضوع به معنای به حاشیه رانده شدن اولاند در مقابل مرکل خواهد بود. از این رو در صورت پیروزی مرکل در انتخابات اولاند چاره ای جز عرض اندام در برابر مرکل و سیاستهای اروپایی وی نخواهد داشت. بدون شک در این خصوص اروپا به سمت جدالی نسبتا برابر و نافرجام میان مرکل و اولاند و طرح های اقتصادی این دو پیش خواهد رفت. اولاند فعلا در انتظار مشخص شدن نتایج انتخابات سراسری آلمان مانده است. او به خوبی می داند که بقا یا رفتن مرکل از قدرت هر یک چه تاثیر مستقیمی در سیاستهای اقتصادی پاریس در سال ۲۰۱۳ خواهد گذاشت. بنابر این مهم ترین حادثه تاثیرگذار بر روابط میان برلین و پاریس را می توان برگزاری انتخابات سراسری آلمان در سال ۲۰۱۳ دانست.
اولاند امیدوار است با شکست دموکرات مسیحی ها و حضور سوسیال دموکراتها در قدرت، محور برلین-پاریس با محوریت سوسیالیسم اروپایی یکدست شود. در مقابل مرکل نیز امیدوار است که با احیای قدرت دموکرات مسیحیها (که به دنبال شکست در چند انتخابات ایالتی از دست رفته است) راه را برای اعمال بیشتر سیاستهای ریاضتی خود در اروپا هموار سازد.
نسخه های بی فایده برای درمان اروپا
اگرچه مرکل و اولاند نسبت به طرح های اقتصادی خود برای نجات اروپا از بحران اصرار می ورزند اما واقعیت امر این است که هیچ یک از این طرح ها نمی تواند منجر به گذار فوری یا حتی مقطعی اروپا از دوران بحران شود. صدر اعظم آلمان بر روی طرح ریاضت اقتصادی خود اصرار می ورزد. این طرح ناکارآمدی خود را در کشورهایی مانند یونان و اسپانیا نشان داده است. اجرای طرح ریاضت اقتصادی در این کشورها نتیجه ای جز افزایش میزان تورم و کاهش درآمدهای عمومی نداشته است. در این طرح ملتهای اروپا فشار بیشتری را تحمل می کنند،بدون اینکه سودی از تحمل این فشار طاقت فرسا داشته ببرند.
نکته مهم دیگر اینکه پیش بینی هایی که در قبلا در قالب طرح ریاضت اقتصادی صورت گرفته است تحقق نیافته است.به عنوان مثال قبلا پیش بینی شده بود که یونان تا سال ۲۰۱۵ میلادی از بحران خارج خواهد شد اما چنین مسئله یا تا کنون تحقق نیافته است. همچنین افزایش نرخ بیکاری در کشورهای تازه بحران زده ای مانند قبرس بسیاری از مفروضات و پیش فرضهای حامیان طرح ریاضت اقتصادی را زیر سوال می برد.از این رو طرح ریاضت اقتصادی طرحی است که بر خلاف آنچه روی کاغذ جلوه می کند،در عمل طرحی شکست خورده است. نگاهی به شرایط امروزی اروپا این موضوع را مورد تایید قرار می دهد.
اما طرح رشد اقتصادی نیز نمی تواند طرح جایگزین خوبی برای ریاضت اقتصادی باشد. رشد اقتصادی و سرمایه گذاری در یک مجموعه پیش شرطهایی دارد که یکی از آنها وجود حداقلی از ثبات اقتصادی است. آیا این ثبات اقتصادی در اروپا وجود دارد. پاسخ این سوال منفی است. از سوی دیگر،گذار از ریاضت اقتصادی به رشد اقتصادی خود زمانبر و پرهزینه است و اروپای بحران زده توان صرف این زمان و پرداخت این هزینه را ندارد. دو طرح رشد اقتصادی و ریاضت اقتصادی هر دو طرح هایی بلند مدت محسوب می شوند این در حالیست که اقتصاد اروپا نیاز به محرکهای فوری برای رشد دارد. در هیچ یک از دو طرحی که مرکل و اولاند مدنظر قرار داده اند این محرکهای رشد ایجاد نمی شود. از این رو دو طرح ریاضت اقتصادی و رشد اقتصادی را می تواند نسخه هایی بی فایده برای درمان بیماری اقتصادی اروپا دانست.