او علاوه بر اين مسائل، به اصل روابط بين ايران و هند پرداخت و شايد مهمترين نكتهاي كه او در اين مورد بيان كرد در اين جملات بود: «ايران و هند دو كشور مهم و مؤثر در عرصه بينالمللي به ويژه در جنبش غيرمتعهدها هستند و ظرفيت مردمسالاري در دو كشور فرصت مناسبي براي حركتي مستقل و مبتني بر اراده ملتها در عرصه بينالملل است». عبارت «حركتي مستقل و مبتني بر اراده ملتها در عرصه بينالملل» در اين جمله جليلي گوياي ديدگاهي است كه ميتوان سفر او را بر اساس اين ديدگاه ارزيابي كرد و گوياي جايگاهي است كه براي هند در سياست خارجي ايران و به خصوص ديپلماسي هستهاي شناسايي شده است. اين جايگاه هم متكي است به روابط خاص بين ايران و هند و هم به موقعيت هند در مناسبات بينالملل كه موجب شده در شرايط فعلي، موقعيتي براي ورود اين كشور در پرونده هستهاي ايران فراهم شود.
ماه مه ۲۰۱۰ بود كه رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه و لولا داسيلوا، رئيسجمهور وقت برزيل، راهي تهران شدند و مذاكرات آنان با طرف ايراني منجر به صدور بيانيهاي مشهور به بيانيه تهران شد. در اين بيانيه به صراحت بر حق ايران براي داشتن چرخه كامل سوخت هستهاي تأكيد شده بود و اردوغان و داسيلوا با امضاي آن وارد پروندهاي شدند كه سالهاي متمادي محور مذاكرات متعدد بين ايران و گروه ۱+۵ شده بود. داسيلوا مدتي بعد و شايد به اين دليل كه آماده ميشد تا پست رياست جمهوري برزيل را به رئيس دفتر خود، ديلما روسف، تحويل دهد، از پرونده هستهاي ايران دور شد، اما اردوغان همچنان سعي ميكرد تا در اين پرونده فعال بماند. اردوغان از همان بيانيه تهران به بعد سعي كرده تا از خود چهره يك ميانجي بين ايران و گروه ۱+۵ به نمايش بگذارد و پيشنهاد تبادل سوخت در تركيه يا برگزاري چند نشست و به خصوص نشست بين دكتر جليلي و نمايندگان اين گروه در آوريل گذشته محصول اين سياست اردوغان بود. با وجود تلاش مستمر اردوغان در طول دو سال گذشته، اما به طور كلي ميتوان گفت كه ثمره قابل توجهي نداشت كه سواي از برخي جزئيات ميتوان دو دليل عمده را در بيثمر بودن تلاشهاي او دخيل دانست. نخست آنكه تركيه با وجود تمام توفيقات سالهاي اخير، اما همچنان وزنهاي قابل توجه در مناسبات بينالملل به شمار نميآيد و به همين جهت بود كه پيشنهادهاي او به دو طرف مذاكرات هستهاي براي هيچ كدام جالب توجه يا اطمينانبخش نبود. دليل ديگر در عدم استقلال كامل آنكارا نسبت به راهبردهاي استراتژيك است، چراكه حوادث اين دو سال اخير به خوبي نشان داد دولت تركيه حتي بر ضد منافع ملي اين كشور عمل كرده و موجب برانگيخته شدن برخي اعتراضات در ميان سياستمداران اين كشور نيز شده است.
هند بر خلاف تركيه، گزينهاي بسيار مناسبتر براي ورود به پرونده هستهاي و ايفاي نقش ميانجي است، سواي اينكه ورود اين كشور افقي جديد از مناسبات راهبردي با ايران را خواهد گشود. قبل از هر چيز بايد توجه كرد كه توان اقتصادي هند به مراتب برتر از تركيه است، زيرا داشتن رتبه چهارم در اقتصاد جهاني با رشد اقتصادي بيش از ۸ درصدي مويد آشكاري بر اين موضوع است. از اين جهت، ورود هند باعث ميشود كه افقي تازه از مناسبات اقتصادي با ايران باز شود كه تركيه امكان چنين امري را ندارد. به لحاظ سياسي، هند چه در دوران جنگ سرد و چه در روابط جديد نشان داده كه برخلاف تركيه، از سياستگذاري مستقل برخوردار است. هند با حركت امريكا به حوزه پاسيفيك اهميت استراتژيكي پيدا كرده و سفرهاي متعدد مقامهاي ارشد امريكايي به اين كشور تأييدي بر اين امر است. در مقابل، چين سعي ميكند براي خنثي كردن اين حركت امريكا براي هند نقش فعالي در «ديپلماسي نامتقارن» خود ايجاد كند. اين استقلال نظر هند در عرصه سياسي باعث ميشود تا اين كشور در پرونده هستهاي ايران نقش فعالتري داشته باشد، به خصوص اينكه به عنوان يكي از بنيانگذاران جنبش غيرمتعهدها ديدگاه مثبتي به اين پرونده دارد. مجموع اين عوامل نشان ميدهد كه هند جايگزيني بسيار بهتر و مناسبتر براي تركيه براي ورود به پرونده هستهاي ايران است كه اين خود ميتواند افق وسيعي از همكاري بين ايران و هند را بگشايد كه همكاري اقتصادي و حتي نظامي در اقيانوس هند، همكاري در قالب سازمان شانگهاي و حتي حضور هند در گروه بريكس از جمله اين موارد است. به هر روي، هند در شرايط فعلي موقعيت آن را دارد تا با ابتكار عمل خود روند پرونده هستهاي را به پيش برد و اين از توان كشوري همچون تركيه خارج بود.