
ساخت سريال پورياي ولي اين انديشه را در ذهن ايجاد ميكند كه با توجه به جايگاه فرهنگ پهلواني و قهرماني در باورهاي مردم كشور ما، چطور است كه سبقه ما در ساخت فيلم با محوريت پهلوانان و قهرمانان ورزشي تنها به فيلم سينمايي جهان پهلوان تختي باز ميگردد؟ يعني در ميان اين حجم از توليدات سينمايي و تلويزيوني، پهلوانان و قهرمانان ورزشي كشور ما نبايد نقشي داشته باشند؟
سال ۷۳ بود كه علي حاتمي پروژه جهان پهلوان تختي راكليد زد. او پيش از ساخت فيلم از خانواده تختي جلب رضايت كرد و سرانجام فيلم را با حضور عزت الله انتظامي و افسانه بايگان جلوي دوربين برد. حاتمي ۵۰ دقيقه از فيلم را ساخته بود تا روز ۱۴ آذر ماه سال ۷۵ كه اجل مهلت اتمام پروژه را به او نداد. پس از مرگ حاتمي زمزمههاي متعددي در خصوص كارگرداني كه مسئوليت ادامه پروژه ناتمام حاتمي را بر عهده خواهد گرفت، شنيده ميشد و در اين ميان سرانجام قرعه به نام افخمي افتاد. او هم در سال ۷۶ فيلم را كاملاً متفاوت با فيلمي كه حاتمي ساخته بود، جلوي دوربين برد.
«جهان پهلوان تختي» افخمي داستان تهيه كننده فيلم جهان پهلوان تختي را روايت ميكرد كه در پي فوت علي حاتمي، كارگردان فيلم ساخت آن را به فيلمساز جواني ميسپارد. كارگردان و همسرش در پي تحقيق و تهيه اطلاعاتي در جهت تنظيم و نگارش فيلمنامه به منزل مرحوم حاتمي ميروند و همسر مرحوم حاتمي مقداري اسناد و مدارك جمع آوري شده را به آنها ميدهد كه حاكي از حقايق جديدي است. فيلم سرانجام بر پرده سينماها رفت، اما از سال ۷۶ تا سال ۹۱، تختي تنها فيلمي بود كه با محوريت پهلوانان كشور ساخته شده بود.
تا اينكه مسعود جعفري جوزاني در ابتداي سال ۹۱ خبر از ساخت سريال «پورياي ولي » داد. سريال «پورياي ولي» كه يكي از پروژههاي الفويژه سيمافيلم هم هست، داستان پورياي ولي پهلوان، صوفي و شاعر ايراني قرن هفتم و هشتم هجري را روايت ميكند كه در ورزشهاي زورخانهاي پيشينه زيادي داشتهاست و به دليل جوانمرديهايش نه تنها در مقام يك پهلوان، بلكه در مقام يك قديس در ميان مردم شناخته ميشد.
ساخت سريال زندگي پهلواناني مانند «پورياي ولي» كه اسطوره اخلاق و جوانمردي بودهاند در دوره و زمانهاي كه اخلاق و جوانمردي به حلقه مفقوده بيشتر روابط اجتماعي تبديل شده است، جاي اميدواري و شادي بسياري دارد و از طرف ديگر اين پرسش را هم ايجاد ميكند كه چرا ساخت فيلم با چنين موضوعاتي با اين فاصله زماني طولاني صورت ميگيرد. آيا ضرورت پرداخت به چنين موضوعاتي كه ريشه در ارزشها باورهاي ايراني و اسلامي دارد، اين همه تعلل و اهمال را بر ميتابد؟